Solidarity & Support

Hambastegi . Hemayat (H.H)

 Back

 

با تشکر از نشریات ایران استار و شهر ما نسبت به چاپ این مقاله

Video
Canadian Government Irony

چه کردیم و چه کردند
کنگره ایرانیان و دو هفته ای که گذشت

این را نمیتوان انکار نمود که کنگره تا به حال نتوانسته جای خود را در جامعه پیدا کرده و فقط از حمایت در صدی پایین از افراد برخوردار میباشد. دلایل آن هم بر همگان روشن و بار ها و بار ها به زبان و به قلم آمده است. کمتر کسی به آن پرداخته که چگونه میتوان راه حلی از برای آن پیدا کرده و روندی را که هر سال تکرار میگردد تغییر داد. یکی از دلایل استعفاء کاوه شهروز که به صورتی روشن  بیان کرده است، کم کاری و فعال نبودن اعضای هییت مدیره میباشد. کسانی که تجربه فعالیت در گروههائی را دارند که در آن منافع شخصی وجود نداشته با این مشکل به خوبی آشنائی دارند. بسیاری از اوقات آنهائی که در این گروه ها کاری انجام نمیدهند سد راهی نیز از برای دیگران میگردند.

به نظر میاید قبل از آنکه توجه به جلب حمایت افراد بیشتر و جذب آنان به مشارکت نمود باید محوری پوینده با برنامه ای از قبل مشخص شده بوجود آورد. این موضوع باید بر همگان روشن شده باشد که مسئولیت هییت مدیره، مدیریت، همسو کردن نیرو ها، مشخص نمودن برنامه ها ، نماینده و سخنگو بودن جامعه میباشد و نباید که نیروی آنان در جهت اجرای برنامه ها مصرف گردد. تا زمانیکه که افراد توقعی بیش از این داشته باشند و یا اینکه این نکات برای اعضای مدیره روشن و مشخص نشده باشد، نباید در ذهن انتظارات و در عمل منتظرنتایج مفید و فراوان بود.

در دو هفته گذشته جز یک ایمیل و یک پیام از طریق فیس بوک هیچ حرکتی که نشان دهنده فعالیتی در کنگره باشد نداشتیم. ایمیل در جهت اطلاع رسانی گردهمائی که از طرف مدرسه مانک به عنوان "گفتگوی جهانی در باره آینده ایران"  بود توسط فرخ زندی ریاست هییت مدیره فرستاده شد. پیامی هم از طریق فیس بوک فرستاده شد ککه سخن از وجود مسائل فنی در همان صفحه بود.

انتظار آن میرفت که با پیوستن پنج نیروی جدید و جوان تغییر و تحولی در کنگره بوجود آید. از شور و حالی که به واسطه مجمع عمومی سالانه و انتخابات در جامعه بوجود آمده بود حد اکثر استفاده شده و افراد بیشتری را جذب و آنان را در فعالیتها سهیم نمود. ولی اینطور به نظر میاید که کنگره برنامه هائی غیر از آنچه ما انتظار آنرا داشته ایم و بر ما پوشیده باقی مانده است در نظر دارد. از آنجائی که تصمیم بر آن گرفته ایم که در این زمینه عضوی فعال باشیم، لازم میبینیم که از طرفی مادام گذشت زمان را متذکر بوده و از طرف دیگر نسبت به ارائه پیشنهادات و اعلام آمادگی در جهت مشارکت در اجرای آنان کوتاهی نکنیم.

در باره کمیته های بازنگری اساسنامه، کمیته حمایت از پناهجویان، کمیته اطلاع رسانی، بوجود آوردن آگاهی جمعی و جلب حمایت قبل از این سخن گفته شد. منتظر آن هستیم که کنگره نظر خود را در باره آنان رسما اعلام  و در باره نحوه عمل تصمیم گیری نماید. پیشنهاد مینمائیم در صورتیکه کنگره برنامه مشخصی برای فعالیت های سال آینده ندارد یک نظر سنجی از افراد جامعه نموده تا هم از افکار، تمایلات و نیاز های جامعه مطلع گشته، رابطه ای با افراد جامعه بوجود آورده و به نحوی آنان را در  تصمیمات و برنامه ریزی آینده کنگره شریک نماید.

بوجود آوردن اتحاد و جلب اعتماد جامعه جزء از راه خدمت کردن و رفع مشکلات آنهم به صورت عملی و علنی آنطوری که نتایجش بر همگان واضح و مشخص باشد راه دیگری وجود ندارد. حل مشکلات اساسی نیز تا زمانی که حمایت قابل توجه ای از افراد را در پی نداشته باشد، بسیار مشکل و لازمه پشتکار و فعالیت زیادی میباشد. ولی گهگاه موقعیت هائی طلائی بوجود میاید که میتوان بدون صرف نیروی زیاد به نتایج قابل توجه ای رسید. میتوان از آن طریق جلب اعتماد جامعه را بار دیگربه دست آورد. این باور را مجددا بوجود آوریم که متحد کردن جامعه و انجام  کار گروهی امکان پذیر میباشد. با با هم بودن و با همصدا شدن میتوانیم از نیروی بیشتری برای حل مشکلات برخوردار باشیم.

بسته شدن نابجا و غیر عادلانه حسابهای بانکی تعدادی از افراد جامعه در سال گذشته  یکی از این فرصت هائی بود که متاسفانه از دست داده شد. دیدیم که در مدت بسیار کوناه چه ابعاد وسیعی به خود گرفت. ناراضی بودن کل جامعه کانادائی از بانک ها میتوانست در این راه کمکی بوده و اعتباری در سطح کل کشور برای جامعه ما بوجود آورد، و تا اندازه ای اعتماد از دست رفته جامعه خود مان را نسبت به کار گروهی، اتحاد و کنگره مرمت نماید.

یکی دیگر از این فرصت های طلائی برنامه گفتگوهای جهانی در باره آینده ایران میباشد. با اینکه طرحی با ارزش و قابل تقدیر مینمود ولی مسائل موجود از قبیل نحوه اجرا، موضوعات عنوان شده، ترکیب شرکت کنندگان در گفتگو ها، پوشیده نگاه داشتن اطلاعات مربوط به این برنامه تا یک روز قبل از اعلام آن و حضور نا معقول و اظهار نظر های غیر قابل قبول نمایندگان دولت محافظه کار، صداقت و صمیمیت در اهداف و کارآئی و مثمر ثمر بودن این گردهمائی را به زیر سئوال میبرد. این اصل که این برنامه در رابطه با ایران و ایرانیان بوده این حق را به ما میدهد که از مسئولین توقع آنرا داشته باشیم که چه در برنامه ریزی و چه در اجرای آن سهم مهمی را به ما محول، و یا حد اقل از ما نظر خواهی نمایند. بر این باور هستیم که جهت گیری و اظهار نظر در باره این موضوعات و آنرا به گوش مسئولین حکومتی رساندن از وظایف کنگره میباشد. این را یکی از آن فرصت ها دانسته که کنگره با جهت گیری و اعلام صریح آن موجودیت، استقلال و صاحب نظر بودن خود را در کلیه مواردی که به ایران و ایرانیان مربوط میباشد به دولت و به جامعه کانادائی و ایرانی نشان دهد.

دلسوزی، حمایت و توجه بی حد دولت کانادا نسبت به سرنوشت ایرانیان که در سخنرانی افتتاحیه این سری گفتگو ها توسط وزیر امور خارجه عنوان شد، زمانی که شاهد رفتار غیر انسانی ومخالف با حقوق بشراداره مهاجرت با  پناهجویان ایرانی در کانادا هستیم، هر گونه وهم و خیال را نسبت به صداقت گفتار و اهداف این قبیل گردهمائی ها که از طرف دولت حمایت میشوند را از میان می برد. جای بس تاسف است که وزیر دفاع با داشتن همسری ایرانی، از روی نادانی و یا به قصد، مسافرت فرزند کانادائی- ایرانی خود را به ایران به طنز ویا به صورت جدی بهانه ای قرار میدهد تا در یک گفتگوئی که مخاطبش ملت ایران میباشد، با گوشه و کنایه احتمال استفاده از قدرت نظامی را علیه ایران عنوان کند.

در عوض شرکت فرخ زندی و مریم نایب یزدی دو عضو کنونی هییت مدیره و کاوه شهروز یکی از اعضای مستعفی، با اینکه حضورشان در این گردهمائی به نمایندگی از طرف کنگره نبوده است، میتوانست فرصت مناسبی باشد که تا اندازه ای خواست و نظریات جامعه ایرانی - کانادائی ما را عنوان کنند. در نخستین پنل این سری گفتگو ها که به وضعیت اقتصادی ایران مربوط میگردید،  زندی به فرار مغزها که یکی از سرمایه های مهم انسانی ایران میباشد اشاره میکند. استیو پیکین که مدیریت این پنل را به عهده داشت از توضیحات زندی این نتیجه گیری صحیح را مینماید که به دلیل آنکه کانادا یکی از کشور هائی میباشد که از این فرار سرمایه های انسانی بیشترین بهره را برده است، میتواند منافع خود را در حفظ شرایط کنونی ایران ببیند. چه به جا مینمود که این هم عنوان میشد که کانادا که یک کشور مهاجر پذیر میباشد، قوانین مهاجرتی اش بر اصل بهره وری از سرمایه های انسانی جهان، بخصوص کشور های جهان سوم و بالاخص کشور هائی که همچو ایران در گیر مشکلات درونی خود میباشند بنا شده است.

در رابطه با جامعه ایرانی در خارج از ایران باید این را همیشه در ذهن داشت که قدرتمند شدن گروه هائی همچو کنگره، و متحد شدن جامعه ایرانی و یا هر جامعه دیگر در کانادا و یا هر کشور دیگر، در خط منافع حکومت ها نمیتواند باشد. انتظار ما از آنان جهت همکاری بخصوص زمانی که سعی به نزدیک شدن به آنها، تعریف و تمجید و قدردانی و لابی کردن آنها میکنیم بیش از یک خیال خام نبوده و نشانی از سادگی و ناپختگی سیاسی ما میباشد که آنها به بهترین وجهی از آن سوء استفاده میکنند.

به عکس کسانی که نیازی در وجود کنگره نمی بینند و بوجود آمدن اتحاد در میان جامعه را غیر ممکن می پندارند، ما بر این باوریم که کنگره تنها راه برای بوجود آوردن اتحادی میباشد که میتواند نسلهای آینده ما را جهت پیشرفتهای مهم فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در خارج از ایران یاری دهد. باید در نظر داشت که این خود میتواند راهی از برای انجام وظیفه و کمک و یاری رساندن به ایران و ایرانیانی که در کشور باقی ماندن باشد. این راه هر چقدر هم که مشکل باشد ارزش آنرا دارد که به خود کمی زحمت داده و به کمک هم آنرا امکان پذیر نمائیم.

در حال تهیه و تدارک بر گزیده ای از گفتار حاضرین در" گفتگوی جهانی از برای آینده ایران"، بخصوص ایرانیان مقیم کانادا از جمله  زندی، نایب یزدی و شهروزکه از اعضای هییت مدیره فعلی و سابق کنگره میباشند و همچنین جهانبگلو، افشین جم، رئیسی و دیگران هستیم. شاید بتوانیم از این طریق در شناخت فکری چهره های سرشناس و افکار مسلط بر جامعه کمکی نموده باشیم. برای دسترسی به آنها میتوان به  صفحه ای که در سایت همبستگی به فعالیتهای مربوط به کنگره اختصاص داده شده است  مراجعه نمود.

Back  .

Video
Farokh Zandi (1)
Video
Farokh Zandi (2)
 

Video
Maryam Nayeb Yazdi
 
Video
 Hossein Raeissi
(1)
 
Video
 Hossein Raeissi
(2)
Video
 Kaveh Shahrooz (1)
 
Video
 Kaveh Shahrooz (2)
 
Video
 Naznin Afshin Jam
(1)
 
Video
 Naznin Afshin Jam
(2)
 

Video
 Ramin Jahanbeglou (1)
 
Video
 Ramin Jahanbeglou (2)
Complete Version
6 Sessions - 13 Videos