Iran-Canadian Congress Members Association - ICCMA - Weekly Articles

Main Articles Photo Gallery Videos Minutes Media ICC-Pedia
 Finance Protocols Elections By-Law Legal AbstractsCharter
 E-mails  Hambastegi ICC Club For Democracy

 

مقالات هفتگی -  با تشکر از نشریه شهرما

 


416-512-9915

انجام کلیه امور طراحی، چاپ و تابلو

طراحی لوگو - وبسایت

_________________

_________________

اجرا و نصب تابلو های تجاری

کرافیک روی دیوار

گرافیک روی ماشین

شیشه نویسی

تابلو های ساختمانی

____________________

6186 Yonge St.,
North York, ON M2M 3X1

 

 

 


پپنجشنبه 11 مارچ  2021

هویت پر مغز جدید ایرانی

آیا کسی هست که با خواندن این سرمقاله کنجکاو نشود تا ببیند این دیگر چه هویتیست؟

این سرمقاله را انتخاب نکرده ام که کنجکاوی خوانندگان را برانگیزم تا به تعداد آنها بیافزایم. این از گفتار نسیم نوروزی فارغ التحصیل در رشته فلسفه از دانشگاه کونکوردیا و ساکن مونترال است. این جمله را نیز در تقدیر ازتنی چند از اعضای کنگره و فعالان اجتماعی که به نظر ایشان در حال بوجود آوردن چنین هویتی برای ما ایرانیان میباشند، در گردهمایی ۲۲ نوامبر ۲۰۱۹ درمونترال به دعوت کانون توحید بر زبان آورده است.

این گردهمایی مخفیانه نبوده و در باره آن قبلن هم نوشته ام. زمانی برگزار میگردید که جوانان ما در ایران جان خود را در تظاهرات از دست میدادند. در همین گردهمایی به یاد آنها از جابرخاسته یک دقیقه سکوتی را آغاز میکنند که با فاتحه ای آغاز میگردد. انتظاری هم غیر از این نمیتوان داشت زمانی که گردهمایی به دعوت کانون توحید باشد که یکی از اهداف آن ارتقاع هویت دینی و از نوع شیعه آن میباشد.

این هویت ها چیستند که افراد و نهاد ها سعی دارند آنرا جایگزین هویت از دست رفته ما کنند. ما مهاجرینی که همچو نهال هایی که از ریشه کنده شده اند، نه دیگر خود را ایرانی حس میکنیم و نه موفق شده ایم که قدر نعماتی را که به دست آورده ایم دانسته و آنها را را در خود نهادینه کنیم. مگر نه اینکه جوانانی را که پشت سر گذاشته ایم برای آزادی، دموکراسی، برابری، برادری و قانونمندی آنقدر ارزش قائل هستند که حاضرند جانشان را از دست بدهند؟ پس چرا ما اینقدر از خود بی تفاوتی نشان میدهیم و حاضریم با متوسل شدن به توهمی از وطن پرستی و انساندوستی خود را آلت دست کسانی قرار دهیم که ما را آواره دنیا و جوانانمان را به چوبه های دار تحویل میدهند.

جنگ و صلح  

نسیم نوروزی از هویتی پر از نگرانی از جنگ و بی ثباتی میگوید. کدام جنگ؟ کدام بی ثباتی؟ بیش از چهل سال حاکمیت ظالم بر مظلوم کافی نیست؟

این اصرار و تاکید بر جنگ و صلح برای چیست؟ جنگ طلب کیست و صلح جو کجاست؟

یونس زنگی آبادی، یکی از اعضای هییت مدیره فعلی به اتفاق بیژن احمدی نیز نهادی را بر پا کرده اند که آنها هم نام آنرا صلح و دیپلماسی نهاده اند. با شناخت قبلی از این دو نفر داریم، به صراحت میتوان گفت که دیپلماسی برای آنها لابیگری، و صلح، همسویی با مسبب بدبختی های من و شما و یک ملت است.

دو قطبی شدن فعالیت های اجتماعی که نشان از علائم نفوذ و حضور جمهوری اسلامی در کانادا است بهترین شرایط را بوجود آورده که نسیم نوروزی ها جهالت و بی تفاوتی را همچو هویت پر مغز جدید ایرانی برای ما نوید دهند. اینطور به نظر میاید که این یک هویت سازمانی با هدف جابجایی ظالم و مظلوم و منحرف کردن توجه اذهان عمومی از آنچه در دوقدمی ما در حال وقوع است، میباشد. طبیعی مینماید که ما آوارگان گریخته از جنایات رژیم میبایست مادام خود را در مبارزه بدانیم، و آنهاییکه همسویی با جمهوری اسلامی برایشان منافعی دارد خود را حافظین موقعیت فعلی بدانند. در چنین حالتی مخالفتی نیست اگر مبارزه ما را جنگ و حفاظت از منافع جمهوری اسلامی را صلح بنامند.

ولی آنها از جنگ طلب خواندن مخالفین و صلح جویی خود سعی دارند که توهمی را که در سر دارند به دیگران منتقل کنند. تا بتوانند آزادانه در اعتراض به کشته شدن قاسم سلیمانی تحت لوای ضدیت با جنگ تظاهراتی را در شهرهای مختلف کانادا برپاکرده و پوستر های آن جنایتکار را در دست داشته باشند. در دانشگاه ها سخنزانی کنند و در پی هویتی نمایشی صلح طلب برای خود و جنگ طلب برای ما باشند. مراسم مذهبی در مساجد و کانون ها برای یارگیری اجرا کنند. هر ساله مراسم عاشورا را در خیابان ها برای نشان دادن قدرت رژیم برگزار کنند. تنها نهاد دموکراتیک ما را در انحصار خود در بیاورند، ما را با آن مشغول و به موازات به سازمان دهی و برپایی نهادهایی برای اهداف خود باشند.

هنوز جای خوشنودی است

یکی از دلایلی که اکثریت کامیونیتی نسبت به فعالیت های اجتماعی علاقه ای از خود نشان نداده و مشارکتی نمیکند همین رفتار های تفرقه آمیز و مشکوک است. کنگره ایرانیان در بهترین وضعیت از نظر فراگیری با ۳۵۰۰ عضو حتی ۱٪ ایرانیان کانادا را پوشش نمیدهد. از اینرو هر آنچه گفته و تجربه میشود در اذهان تعداد محدودی از فعالان اجتماعی میباشد. بی دلیل نیست که تا امروز این نهاد جز هیاهو عملکردی نداشته است. چه بسا هدف نیز همین بوده که با متمرکز کردن توجه و نیرو ها بر مواردی که اختلاف و تفرقه انگیز میباشند، همبستگی و همصدایی از طریق فعالیت در مواردی که میتوانند فراگیری را بوجود آورند شکل نگیرند.

با وصف این میبایست خوشنود بود که کنگره ای وجود دارد که توجه عده ای هر چقدر محدود را به خود جلب میکند تا بتوانند با متمرکز کردن فعالیت هایشان، حداقل آگاهی را در سطح جامعه بوجود آورده و مانعی برای همسویان باشند. این نکته را هم در نظر داشته باشیم که اگر بنیان گذاران کنگره برایشان امکان تصور این روزها بود، بیشک نه چنین اسمی را انتخاب و نه چنین اساسنامه ای را برای آن تهیه میکردند. با سرعت افزایشی تغییرات در کامیونیتی اگر به خود نیاییم میبایست به فکر مهاجرت بعدی باشیم.

در ضمن از اینکه کاندیداهای پویش همبستگی و صلح در انتخابات اخیر پیروز گردیدند نیز باید خوشنود بود زیرا که حامیان آنها همچنان به مقابله و رودررویی با مخالفین ادامه میدهند. که پیروزی کارزار تغییر در انتخابات میتوانست آنها را بسوی برپایی نهاد دیگری با مرامنامه و ساختاری در جهت آنچه که به دنبالش هستند سوق دهد. باید پذیرفت که در آنها، خصوصیات و منافعی وجود دارند که با پشتیبانی هایی که از آنها میشود بصورت مستقل عمل نمایند.

عدالت ۸۸

چشم امید میبایست به جریانی داشت که عدالت ۸۸ بانی آن است. باشد که اطلاعاتی که از این طریق بصورت منسجم و رسانه ای دردسترس همگان قرار میگیرند توجه ما را به وسعت عملیات و شبکه های ارتباطاتی آنها جلب نمایند.

موضوع جدی تر از آنیست که میپنداریم. دموکراسی، قانونمندی و آزادی ها، عواملی میباشند که ما مخالفین را در موقعیت برتری قرار میدهند. مهاجرت با سختی و سرخوردگی هایش گرچه همه را به خود مشغول میکنند و تاب و توانی برای فعالیت های اجتماعی باقی نمیگذارند باز عواملی هستند که میبایست ما را برای مبارزه برانگیزند . پس چرا صحنه اینچنین خالیست و حامیان رژیم میتوانند به این سادگی اهداف خویش را پیش برند؟ عدالت ۸۸، مهره های اصلی کارزار تغییر، نهاد های سیاسی چرا به خود نمیایند؟ به جدیت آنچه در حال وقوع هست پی نمیبرند؟ در نمییابند که به تنهایی نمیتوان در مقابل حضور و نفوذ جمهوری اسلامی ایستاد. که صحنه نبرد ما در کانادا و در جهت حفظ امنیت خود و جامعه بزرگتر است.

 شعله، پویان، سمن، درنا، بیژن، الهام، پارسا، سوده، آرزو، پرژاد، سلیمانی، حقگو و چنگیزی که نسیم نورزی از آنها قدردانی میکند نیز آلت دست قرار گرفتگانی بیش نیستند. ما دولت بیگانه ای را در مقابل خود داریم که حتی در کانادا ما را به حال خود نمیگذارد. جا دارد که از دولتمردان و جامعه بزرگتر نیز کمک بطلبیم. مشکل خود را با آنها درمیان بگذاریم و بصورت واضح و رساتر بگوییم که اینجا هم احساس ناامنی میکنیم.




تظاهرات در مونترال - ۵ ژانویه ۲۰۲۰


تقدیر

انجمن های دانشجویی

بخش سوم
رسانه های هدهد و هفته مونترال

بخش دوم
کانون توحید مونترال

بخش اول
کانون فرهنگی نور

ویدئو های عدالت ۸۸
 



 

www.hambastegi.ca  647-838-0968   facebook/hambastegi.hemayat       Let's talk ICC   
  
www.kikist.ca       No Deportations To Iran       www.fordemocracy.ca       @ facebook/fordemocracycanada

Last Edited 11/03/2021 - For all comments on this site info@signandprint.ca