|
جمعه 4 فوریه
۲۰۲۲
نامه
سرگشاده به مجید جوهری
با خود میگویم که ایکاش مجید اصلن به مجلس راه نمییافت.
نمایندگان ایرانی را در دفتر خود نمیپذیرفت. از کنگره ایرانیان
حمایت نمیکرد. طومار پارلمانی را تدارک نمیدید. برای جمع آوری
چند امضاء بیشتر به ونکوور مسافرت نمیکرد. برای همسویان
کنفرانس های پارلمانی به راه نمیانداخت. بعد از خطا های بسیار
در سیاست باقی نمیماند. به همکاری با دشمنان دوست نما ادامه
نمیداد. در دوقطبی کردن کامیونیتی یکی از عوامل اصلی نمیبود.
و امروز با خود میگویم که ایکاش مجید جوهری به وزیر امور خارجه
در اعتراض به تعرض به خلیج فارس نامه ای ننوشته بود، و بر زخم
ما نمک نمیپاشید.
ایکاش مجید جوهری از طوماری که بر علیه حزب و دولت خود تهیه
کرده بود و هیچوقت در پارلمان آنرا مطرح نکرد، آموخته بود که
نامه نوشتن به مقامات دولت و حزب خود، توسط نماینده ای که
میتواند بصورت مستقیم با آنها تماس داشته باشد، کار صحیحی
نیست.

یکی بعد از دیگری، از خطا های سیاسی که حاصل قرار گرفتن در
جایگاهی میباشد که آمادگی آنرا نداشت و ندارد، مجید جوهری بعد
از هفت سال چه آموخت؟ بعد از دریافت جواب وزیر امورخارجه که به
مراتب از توهین اولی بد تر میباشد، مجید قصد دارد که چه کند؟
آیا به اندازه کافی از حمایت کامیونیتی برخوردار است که فشار
بیشتری بر دولت خود وارد کند؟ آیا از اعتبار کافی در دولت و
حزب خود برخوردار است که بتواند در جهت رفع توهین به کامیونیتی
لابیگری کند؟ آیا دولتی را که نمایندگی میکند به اندازه کافی
برای او احترام قائل است که برای سربلند نگاه داشتن او در
کامیونیتی کمی از خود نرمش نشان دهد؟
جوابیه وزیر امورخارجه میگوید نه، وگرنه به گونه ای دیگر بود.
آنچه را که من و شاید بسیاری دیگر از افراد کامیونیتی از
نمایندگان خود انتظار داریم، خوار کردن خود و کامیونیتی نیست.
آنچه را که من و شاید بسیاری دیگر از افراد کامیونیتی از
نمایندگان خود انتظار داریم، تاثیر گذاری است که نیاز به درایت
و در سیاست نیاز به خرد سیاسی است. که متاسفانه همه کس از آن
برخوردار نبوده و بسادگی هم نمیتوان آنرا آموخت.
مجید عزیز، یکبار دیگر، با نامه ای که به وزیر امور خارجه
ارسال داشته ای و امروز علم پیروزی و افتخار بخشی از
کامیونیتی، بخصوص کنگره ایرانیان که در همراهی با شما در تخریب
کامیونیتی در هفت سال گذشته همقدم بوده، شاید دوستانی را
خوشنود کرده باشی. ولی ایکاش در میان دوستان خود دشمنان دانایی
هم میداشتی که شما را راهنمایی برای دیدن واقعیات باشند.
ایکاش میدانستی که امروز، رضا مریدی ها، کاوه شهروز ها، دیوید
موسوی ها، رسانه ها و بسیاری از فعالان دلسوز کامیونیتی مانند
هشت سال پیش حاضر نیستند که قدم در صحنه بگذارند، نیرو، اعتبار
و تجربه خود را در جهتی که حاصلش همسویی بیشتر با جمهوری
اسلامی است بکار گیرند.
متاسفانه با مهاجرت قشر دیگر و جوانتری از افراد که متولد
دوره ای میباشند که انسانیت رنگ و بویی دیگری دارد، بافت
کامیونیتی بطور کلی تغییر کرده و در مسیری پیش میرود که هر روز
بر وخامت اوضاع بیشتر افزوده میگردد.
متاسفانه هجوم سرمایه های چپاول شده ملت ایرانیان نیز هر روز
نه تنها تک تک ما، بلکه جامعه بزرگتر و دولتمردان را نیز بیشتر
آلوده میکند.
به نظر نمیاید که راه حلی برای ما برای رفع مشکلات از داخل و
به دست خود باقی مانده باشد، جز اینکه به احزابی متوسل گردیم
که مانعی برای حضور و نفوذ بیشتر جمهوری اسلامی در کانادا
میباشند. حتی اگر باور نداشته باشیم که آنچه آنها میکنند در
جهت حمایت از کامیونیتی و یا ملت ایران باشد.
البته، در آنچه که بر ما در هشت سال گذشته پیش آمده تا تعرضی
را در دو دوره مختلف تجربه کرده، و امروز احساس خواری و تاسف
کنیم، شما تنها مقصر نبوده ای. ولی شما با قرار گرفتن در
جایگاهی که آمادگی آنرا نداشته ای در رسیدن به وضعیت وخیم
امروز مسئولیت بیشتری عهده دار بوده ای.
چشم به حرکت بعدی شما دوخته ام تا شاید بتوانی با منسجم کردن
بخشی از کامیونیتی که حامی شما میباشند، جریانی را بوجود آوری
تا من و امثال من نیز حداقل در این مورد که تعرض و اهانت به
هویت ما میباشد، همراه و همقدم گردیم. چون هنوز بسیاری از ما
آمادگی و درک لازم را داریم که در بعضی از مواقع اختلافات را
کنار گذاشته و در جهت منافع مشترک گام برداریم.
حتمن میدانی که به تنهایی، بدون یک حرکت مردمی، فقط با نوشتن
نامه نمیتوان دولت ها را مجبور ساخت که به اشتباه خود اعتراف
کنند، طلب پوزش کرده و به رفع خطا بپردازند.
چشم به حامیان شما دوخته ام تا خود بسنجند که آیا توان آنرا
دارند که یکبار دیگر کامیونیتی، همصدایی سال 2014 بعد از تعرض
وزیر امور خارجه کانسرواتیو به خلیج فارس را تجربه کند؟ وگرنه
همان بهتر که با قربانی کردن نمایندگان خود اقدام به انتهار
جمعی ننماییم.
زمان خواهد گذشت. آنچه باقی میماند شناخت، نام و خاطره هائیست
که بعضی از آنها باعث افتخار و بعضی دیگر باعث شرمساری خواهند
بود.
مهدی شمس،
که در ازای قدم های اولیه ای که با شما و در حمایت از شما
برداشت، بسیار آموخت.
|