Iran-Canadian Congress Members Association - ICCMA - Weekly Articles

Main Articles Photo Gallery Videos Minutes Media ICC-Pedia
 Finance protocols Elections By-Law Legal AbstractsCharter
 E-mails  Hambastegi ICC Club For Democracy

 

مقالات هفتگی -  با تشکر از نشریه شهرما

 


www.signshopclosing.ca


416-512-9915

انجام کلیه امور طراحی، چاپ و تابلو

طراحی لوگو - وبسایت

_________________

_________________

اجرا و نصب تابلو های تجاری

کرافیک روی دیوار

گرافیک روی ماشین

شیشه نویسی

تابلو های ساختمانی

____________________

6186 Yonge St.,
North York, ON M2M 3X1

 

سقوط جمهوری اسلامی

پنجشنبه  ۱۵ دسامبر ۲۰۲۲
نشریه شهرما (تورنتو) مهدی شمس


دور از هیجانات حاصل از جنب و جوش های جمعی و تمایلات شخصی، حدود پنج هفته پیش تحت عنوان " انقلاب و یا خیرش" سئوالی که چه بسا بسیاری از ما در ذهن خود داشتیم را در مقاله ای مطرح نمودم. طبق معمول با واکنش های افراد افراطی و احساساتی همیشگی مواجه شدم. یکی از مخالفین و خوانندگان پر و پا قرص مطالبم که مانند سایه، من را دنبال و در ظاهر خود را از مخالفین دو آتشه جمهوری اسلامی معرفی میکند، یکبار دیگر، و اینبار با شدت بیشتر به مزاحمت های تلفنی، توهین، تهمت و فحاشی پرداخت.

او راهی برایم باقی نگذاشت که بر خلاف مرام خود، تماس هایش را بی جواب بگذارم.

فرد دیگری که خود را دوست قلمداد میکند و متاسفانه دست روزگار با او همراهی نکرده و از نظر روحی و روانی، هر روز وضعیتش بدتر میشود، از اینکه مانند او هر رویدادی را در چهل و چند سال گذشته، پایان جمهوری اسلامی به حساب نمیاورم، یکبار دیگر دلگیری و عدم خوشنودی خود را با چهره ای برافروخته ابراز نمود.

اعدام ناجوانمردانه و ددمنشانه محسن شکاری در خفا و مجیدرضا رهنورد در ملا عام، در دو شهر مختلف، جای شک و شبهه ای باقی نمیگذارد که فصل آخر جمهوری اسلامی با این دو اعدام از سر ناچاری و درماندگی، آغاز گردیده است.

آلوده شدن دستان رژیم به این دو قتل که میتوان آنها را از نوع دیگر دانست و با قتل های متعدد و چه بسا ناهنجارتر سابق، از آن نظر که فقط برای بوجود آوردن ترس و وحشت است، متفاوت میباشند.

ساده لوحانه است اگر باور داشته باشیم که با دو اعدام که هدف آنها فقط ترساندن است بتوان به اعتراضاتی که رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است، پایان داد. خواسته و ناخواسته، تا پایان سقوط نهایی رژیم، متاسفانه میبایست چنین اعدام های غیر انسانی را از سوی جمهوری اسلامی انتظارداشت.

مردم ایران، چهل و چند سال است که هر روزه در ترس و وحشت زندگی میکنند و اعتراضات اخیرشان نشان از پشت سر گذاشتن دوره ای است که به آن عادتکرده بودند. پیام نهفته در این دو اعدام و همچنین اعدام های بعد از این، همگی نشان از ترس و وحشت تک تک آنهایی است که در بلاهایی که در چهل و چند سال اخیر بر سر مردم آورده اند.

شبکه ارتباطاتی تا اعماق دهات دور افتاده از طریق مساجد، و اعتقادات آگاهانه و ناآگاهانه مذهبی که در اکثر مردم ایران در زمان انقلاب اول وجود داشت، دوعامل اصلی تسلط قشر مذهبی، بر دیگر گرایشات بود. اینبار، مبدل شدن اعتقادات مذهبی، به مذهب ستیزی نه تنها یکی از عوامل موثر در بوجود آمدن انقلاب دوم است، بلکه شبکه اطلاعاتی/ ارتباطی/سرکوب از طریق نیروی بسیج و بسیجی ها با اینکه موثرتر از مساجد عمل مینمایند، به انقلاب مردمی، رنگ و بویی میدهد که چه بسا بهتر آنکه در باره آن نیاندیشیم.

وحشت بوجود آمده در سرکوبگران، از مقامات بالای رهبری، دولتی و سپاهی گرفته تا بسیجی هایی که در محلات و همسایگی معترضین زندگی می کنند، پایانی بدون راه گریز برای خود میبینند. میتوان مطمئن بود که حکومت، با هر اعدام، گور خود را عمیق تر می کند.

غیر از حمایت از انقلاب مردم ایران از طریق شرکت در تظاهرات، صدای آنها بودن، و فشار بر دولت های کشورهایی که در آنها ساکن هستیم، ما مهاجرین مسئولیت های دیگری نیز بر عهده داریم. ما بر این باوریم و به این نتیجه رسیده ایم که سرنگونی رژیم، فقط از طریق نافرمانی های مدنی، اعتصابات، اعتراضات و تظاهرات خیابانی، حتی اگر به خشونت کشیده شوند، توسط مردم در ایران امکان پذیر خواهد بود.

میدانیم که مقابله با رژیمی که برای بقاء، راه دیگری جز خشونت و کشتار دیوانه وار برایش باقی نمانده، هزینه های سنگینی دارد که متاسفانه مردم ایران باید بپردازند.

با وصف این، انتظار داریم و امیدواریم که مقاومت و مبارزات مردم ادامه و بیشتر گردد، چون راه دیگری برایشان باقی نمانده است.

البته نه به مقیاس آنچه در ایران گذشته و میگذرد، در جوامع خارج از کشور نیز، حامیان، وابستگان و عوامل رژیم حضور داشته و در بوجود آوردن تفرقه، تخریب و ممانعت از همصدایی، خدمت و همیاری در جهت بوجود آمدن کامیونیتی های توانا که میتوانستند در این روزها کمک های بیشتری به مردم ایران کنند، بسیار موفق بوده اند.

با اینگونه افراد، اکنون چه باید کرد؟

جهت حفظ اتحاد، همبستگی و همصدایی، و با در نظر داشتن جامعه آزاد و دموکراتیکی که در آن زندگی میکنیم، تعرضات این قبیل افراد از حامی عقیدتی گرفته تا عامل مزدور، هر چه در گذشته بوده، قابل گذشت است، به شرط آنکه به جبران خطاهای خود تمایل داشته و قدمی هم بردارند.

خوشبختانه، تغییراتی در رفتار بعضی از حامیان صادق که آنها هم از اصلاح رژیم ناامید گشته اند مشاهده میشود. حذف بعضی از مطالب، و در بعضی موارد، کلیه محتوای صفحات فیسبوکی از طرف آنها، حتی اگر از سر ناچاری باشد، باز امیدوار کننده است.

اما با آنهاییکه هنوز هم مسیر گذشته خود را ادامه میدهند، چه باید کرد؟

آدمین های فوروم کنگره، نه تنها به مقاله هفته گذشته من، اجازه ورود ندادند، بلکه خودم را برای مدت دو هفته ممنوع الحضور نمودند.

در ذهن اداره کنندگان و هییت مدیره ای که اینگونه اعمال را که به گونه ای سرکوبگرانه است مجاز می داند، چه میگذرد؟ اگر هنوز هم به کنگره و فوروم آن که از زمان وقایع اخیر ایران در حالت اغماء فرو رفته، از طرف معدود افرادی چون من، رغبتی نشان داده میشود، حالت نمادین دارد. از طرفی هم، حذف، سانسور و خفقان، نمایانگر ماهیتی غیر قابل تغییر است.

هنوز هم بخشی از مخالفان و براندازان، به گذار دموکراتیک در ایران باور دارند و به انقلاب دوم با تجربیات انقلاب اول مینگرند. ولی زمانی که به کامیونیتی مربوط میگردد، احدی نه به آن باور و نه نیازی به آن میبیند. انگاری منتظریم که تغییرات در ایران به خودی خود تحولاتی را در کامیونیتی اینجا هم بوجود آورد.

مردم ایران، از جان و مال خود مایه میگذارند که ایران را پس بگیرند. آیا بصورت نمادین هم که شده، بازپس گیری نهادی مانند کنگره ایرانیان را لازم میبینیم؟ آیا هییت مدیره کنونی، مایل است و یا بعضی از اعضای آن آمادگی دارند که با استعفاء و تدارک شرایط برای بوجود آوردن هییت مدیره ای که تا به حال نداشته ایم، گذار دموکراتیک را تمرین کنیم؟

البته که انقلاب و سرنگونی رژیم، تغییراتی را در جوامع ایرانیان خارج از کشور بوجود خواهد آورد. مطمئنن بسیاری از ما به وطن باز خواهیم گشت و بسیاری هم به دلایل مختلف به زندگی خود در خارج از کشور ادامه داده و با مشکلات همیشگی گریبانگیر خواهند بود.

با در نظر داشتن این نکته و بخصوص اینکه بسیاری از حامیان رژیم، حداقل برای مدتی هم که شده به ایران باز نخواهند گشت، تغییرات در رفتار و عملکردها که میبایست از هم اکنون آغاز گردند و گذار دموکراتیک را امکان پذیر مینمایند، اهمیت بیشتری پیدا میکنند.

همت چشمگیر خانواده های قربانیان پرواز و رویدادهای اخیر ایران، باعث گردیدند که کانادا از لیست کشور های پناه دهنده به دولتمردان و چپاولگران سرمایه های ملت ایران بعد از سرنگونی رژیم، خارج گردد. از اینرو، بار سنگینی از دوش آنهاییکه قصد بازگشت به ایران را ندارند برداشته شده است. ولی این به آن معنا نیست که نیاز به تشکل، تلاش برای توانمند سازی، همیاری و خدمت به یکدیگر نباشد.

 

 

 

 

 

 


 

www.hambastegi.ca  647-838-0968   facebook/hambastegi.hemayat       Let's talk ICC   
  
www.kikist.ca       No Deportations To Iran       www.fordemocracy.ca       @ facebook/fordemocracycanada

Last Edited 15/12/2022 - For all comments on this site info@signandprint.ca