|
پسا دموکراسی
پنجشنبه ۲
مارچ
۲۰۲۳
نشریه شهرما (تورنتو)
مهدی شمس

در مقاله هفته گذشته، تحت عنوان
افول دموکراسی
بصورت اجمالی با در نظر داشتن آنچه را که در کانادا تجربه
میکنیم، از نیاز تغییر و یا به سر رسیدن تاریخ مصرف لیبرال
دموکراسی سخن گفتم. در ضمن به نحوه عمل غیر دموکراتیک هییت
مدیره و آدمین های فوروم کنگره اشاره نمودم که خواه ناخواه
نمایانگر جایگاه فرهنگ اجتماعی بخشی از ما میباشد و با هر
زاویه ای که به آن بنگریم، باعث شرمندگی و تعجب است.
در ضمن، یکبار دیگر به این نکته اشاره مینمایم که با آنچه که
در مقالات خود عنوان میکنم، سعی من داشتن نگاهی است که بصورت
مستقیم با کامیونیتی و جامعه بزرگتر در ارتباط است.
سرعت تغییر و تحولات تکنولوژی در چند دهه اخیر مانع از آن
گردیدند که شهروندان، نهادها، و نظام های فکری و حکومتی، امکان
آنرا داشته باشند که بصورت تدریجی خود را با آن وفق دهند.
-
پیشرفت های اخیر در صنعت ارتباطات، هوش مصنوعی، مهندسی
بیوژنتیک و نانوتکنولوژی
- تغییرات در توازن قوا با توسعه و گسترش حضور چین در صحنه جهانی به عنوان
یکی دیگر از ابر قدرت ها
- شکل گیری جهانی در همه ابعاد، بخصوص تحت تاثیر کوید، تغییرات
اقلیمی، و جابجایی افراد به علت شرایط نامناسب محلی، وضعیت
نابسامانی را بوجود آورده اند که دوران قبل از جنگ های جهانی
را یادآورمیشوند.
در گذشته، انقلاب فرانسه، روسیه، دهه هفتاد، دو جنگ جهانی در
کنار پدیده های دیگر، جهش های اجتماعی/فرهنگی/اقتصادی/سیاسی
چشمگیری را بوجود آورده اند.
جنگ جهانی اول، جغرافیای سیاسی/اجتماعی امروز را بوجود آورد.
جنگ جهانی دوم، سازمان ملل را جهت جلوگیری از جنگ های بعدی، و
منشور حقوق بشر را، جهت التیام بخشیدن بعد از فجایع انسانی
حاصل از جنگ را بوجود آورد. بخصوص با پایان گرفتن جنگ سرد و از
هم پاشیدن اتحاد جماهیر شوروی، لیبرال دموکراسی، شرایط جهانی
مناسبی را برای یکه تازی و اثبات حقانیت در مقابل خود یافت.
اگر
دموکراسی را به معنای حکومت
مردم بر مردم از طریق انتخابات و پارلمان بدانیم، امروز
اکثر کشور های دنیا، حداقل در ظاهر، بصورت
دموکراتیک اداره میشوند.
اگر آزادی، آزادی تجمعات، آزادی بیان، آزادی های مدنی و فردی
که از پدیده های اصلی
پوپ هستند را در نظر بگیریم، کشور های اندکی به معنای
واقعی از دموکراسی برخوردارند.
و اگر آزادی، برابری و برادری، سه اصل انقلاب فرانسه را محک
قرار دهیم، باید بپذیریم که نه تنها کمتر کشوری را با آن شرایط
میشناسیم، بلکه با گذشت زمان، حتی جوامعی را که امروز و نه در
گذشته ای دور دموکراتیک میشناختیم در حال دگرگونی و پس روی
میباشند.
گسترش فقر، بیعدالتی های اجتماعی، نابرابری، عدم جوابگویی
قدرتمندان، فسادهای مالی و سیاسی که بی اعتمادی، بی تفاوتی و
عدم مشارکت شهروندان را حاصل میشوند، آنقدر عادی شده اند که
دیگر باعث تعجب نمیگردند. ولی جای دارد، آن بخش از اختلالات
روانی که فاجعه می آفرینند، و آن بخش دیگر که حاصل فرد گرایی و
ترس است، کمتر به چشم میاید و روز به روز فراگیرتر میشود، زنگ
ها را به صدا درآورند.
در مجموع و خلاصه کلام، شاید بتوان به اینگونه تشبیه کرد که
شاخه ها چنان خم شده اند که انتظار شکستن را باید داشت.
خوش باوری، ساده اندیشی و ساده لوحی خواهد بود اگر جنگ جهانی
سوم و بهره گیری از زرادخانه اتمی را ناممکن بدانیم. که آن نیز
نه تنها نشان از ناکارایی سیستم های انتخاباتی در قرار دادن
حکومت در اختیار کسانی میباشد که صلاحیت آنرا ندارند، بلکه
نشانی دیگر از نیاز و الزامی بودن «نظم نوین» است.
از طرفی پدیده ها و روابط میان اوکراین/روسیه - آمریکا/چین -
چین/هنگ کنگ و تایوان - انقلاب دوم / فصل بعدی تغییرات
ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، نظام نوینی را میطلبند. از طرف دیگر
بازگشت و ترویج
پوپولیسم، افراطی گرایی، ملیت گرایی، برتری گرایی سفید،
برده داری سفید حاصل از جابجایی اجباری افراد، و حاکمیت اقلیت
بازماندگان نظم قدیم بر اکثریت، آنرا الزامی میدارند.
وهم و خیال، هر دو از یک ماهیت برخوردارند. با این تفاوت که در
اولی باورهای فردی و جمعی، حقیقت های ذهنی را بوجود میاورند که
متوهم به تخیلی بودن آن بی توجه و یا از آن بی اطلاع است. ولی
در دومی، آنی که به تخیلات میپردازد و یا به آن پناه میاورد،
میداند و به خوبی آگاه است که آینده را اطمینانی بر آن نیست.
این مورد را از آن جهت مطرح کردم که هر چقدر در شرح موقعیت
فعلی تحت عنوان افول دموکراسی میتوان اتفاق نظر داشت، در نتیجه
گیری و آینده نگری تحت عنوان پسادموکراسی میتوان نظریه های
متفاوتی داشت.
چه بسا که آرمان گرایی که در من ماهیتی میباشد در نگرش من نسبت
به آینده و آنچه را که پسادموکراسی مینامم بی تاثیر نباشد. من
عالم را هدفمند میبینم، معنویات را پیش برنده و انسان را در
مسیر کمال نسبی که به خود او مرتبط میگردد میدانم.
حاصل لیبرال دموکراسی، پیشرفت سریع و نامتعادل در مسیر
فردگرایی، ارزش ها و حقوقیست که برای فرد قائل بوده است.
موفقیت آن نباید بی ربط در هماهنگی با ذات و خصویات نفسانی
انسان باشد و با وصف تمام کاستی ها و بحران هایش خرده ای در آن
نیست.
وضعیت کنونی، نظام جدیدی را میطلبد که بدون تفاهم و همکاری
اکثریتی جهانیان امکان پذیر نیست. تاریخ شاهد از میان رفتن
تمدن ها بوده و تمدنی که ما امروز تجربه میکنیم و بخشی از آن
هستیم مبرا از آن نیست.
فردا و نظم نوین هر چه که باشد، اولویت دادن به ارزش ها و حقوق
جمعی را میطلبد. با این امید که بدون از دست دادن نعمت های
حاصل از لیبرال دموکراسی، با از خودگذشتگی و تغییر نگرش در
جهان بینی، و اولویت بخشیدن به جنبه های حقوق بشری، به پیشواز
دوره پسا دموکراسی برویم.
حدود هشتاد سال از اعلام منشور جهانی حقوق بشر میگذرد. جوامع
مختلف بر پایه آن اصول و حقوقی را برای شهروندان خود در نظر
گرفته اند. کانادا
منشور
حقوق و آزادی ها را در سال
۱۹۸۲
تصویب، و برابری، آزادی و تحرک را که شامل آزادی های وجدان،
مذهب و اجتماعات مسالمت آمیز است را برای شهروندان خود تضمین
نمود.
شاید در حد قوانین، آرزو، امید و خیال، این اصول بصورت نسبی
رعایت شده باشند، ولی عملن و بدون آنکه بخواهیم آنرا با جامعه
دیگری مقایسه کنیم، با مشاهده فقر، نابرابری و بی خانمانی که
هر روز بر آن افزوده میگردد، نباید از نتایج آن خوشنود باشیم.
پسا دموکراسی، ورای برابری، برادری را میطلبد، که منشور و
قوانین برای دستیابی به آن الزامی هستند، ولی بدون درک آنکه
بنی آدم اعضای یک پیکرند، کافی نخواهد بود.
خواستن برای دیگری آنچه را که برای خود میخواهیم، نیاز به جهشی
فراتر از جهش فرهنگ جمعی دارد. در فرد میبایست تحولی صورت
بگیرد که لیبرال دموکراسی در آن ناموفق بوده و یا اینکه وقتش
هنوز نرسیده است.
چه انقلاب و چه جهشی را میبایست انتظار داشت که آنچه دوره قبلی
بصورت فردی در ما نهادینه کرد، در دوره بعدی بصورت جمعی
نهادینه کند؟
زن، زندگی، آزادی، رنگ و بو و پیام نهفته ای در خود دارد که ما
را به آینده جهانی خوشبین میسازد، حتی اگر مرکز شعله میبایست
هزینه های سنگین آنرا بپردازد.
من این سری گفتار را بیشتر دعوت به تفکر و تعمق میدانم، با این
امید که اینبار نیز بتوانیم بحران کنونی را با موفقیت پشت سر
گذاشته و با سربلندی و حفظ جایگاه والای انسانی، فصل جدیدی را
در تاریخ بشریت آغاز کنیم.
Willowdale Nowruz for Families - Registration

موقعیت مناسبی برای پدر و مادر های اطفال خردسال ساکن ویودیل
که برای فرزندانشان همبازی های همزبان ایرانی پیدا کنند.
صفحه
اصلی
|