|
اولین رفراندوم قبل از انقلاب
پنجشنبه ۲۱
سپتامبر
۲۰۲۳
نشریه شهرما (تورنتو)
مهدی شمس
لازم میبینم که در درجه اول از همه آنهایی که به عناوین مختلف،
حضور در سوشیال مدیا، شرکت در تظاهرات، برگزاری نمایشگاه و
برنامه های هنری در بزرگداشت اولین سالروز مهسا امینی مشارکت
داشتند، قدردانی نمایم. این توضیح را داده باشم که آنچه در این
نوشتار مطرح میکنم برای انتقاد، و یا مخالفت با هیچ یک از این
رویداد ها نبوده، بلکه با در میان گذاشتن نظرات خود، قصد دارم
که به بررسی وقایع، به روش همیشگی خود ادامه دهم.
ما ایرانیان ساکن کانادا، بخصوص تورنتوی بزرگ، میتوانیم از هر
زمان دیگر بیشتر سربلند باشیم که در شهری زندگی میکنیم که مرکز
بزرگترین رویدادها علیه جمهوری اسلامی در خارج از ایران است.
سال گذشته موفق شدیم که یکی از
بزرگترین
تجمع ها در تاریخ کانادا را در ریچموندهیل بوجود آوریم، که
حاصلش
روز مهسا،
یک درخت، نیمکت و لوحه ای نمادین بر بالای
تپه آزادی
است.
امسال نیز در سالروز مهسا، شاهد برگزاری تظاهرات و راه پیمایی
بیسابقه
دیگری بودیم که موفق گردید حدود ۱۵ هزار نفر را یکبار دیگر
برای چندین ساعت همگام و همصدا سازد.
این تظاهرات که به همت انجمن خانواده های قربانیان پرواز 752
هواپیمایی اوکراین و
عاشقان ایران
برگزار گردید، با تجمع در ساعت ۳ بعد ازظهر در مقابل پارلمان
استانی آغاز، و بعد از راه پیمایی که حدود دو ساعت به طول
انجامید، در همان محل، ساعت ۶:۳۰ بعدازظهر، بعد از سخنرانی و
برنامه های هنری، از جمله سخنرانی
حامد اسماعیلیون،
عارف ویرانی، وزیر جدید دادگستری، علی احساسی نماینده فدرال از
ویلودیل، گُلدی قمری، نماینده استانی کارلتون اتاوا، و دکتر
رضا مریدی، به پایان رسید.
تظاهرات
دیگری با حضور حدود
۱۰۰۰
نفر از سلطنت طلبان، با تجمع در میدان مل لستمن
در ساعت ۱۱ صبح آغاز، و بعد از راه پیمایی درمسیر خیابان یانگ،
در ساعت ۲ بعد از ظهر در پلازای ایرانیان خاتمه یافت. این
تظاهرات
با فراخوان خانه ایران صورت گرفت.
به همت شهرام نامورآزاد و حمید قهرمانی،
نشستی
از سلطنت طلبان، تحت عنوان همایش
"نهاد همبستگی ایرانی کانادایی ها"
از ساعت ۴ تا ۶ بعدازظهر، در سالن یادبود مل لستمن با حضور
۳۰۰ نفر
برگزار
گردید. از آنجاکه این برنامه با تظاهرات اصلی در مرکز شهر
همزمان بود، موفق نشدم که در آن حضور داشته باشم. در این نشست،
۱۶ تن از نمایندگان سه سطح حکومتی کانادا حضور داشتند. ویدئوی
کامل این نشست، در دسترس میباشد.
بعد از
نشست و جنبش
نافرجام
"همبستگی، پلی به سوی آزادی"
که به همت سازمان تیرگان در ماه مارچ امسال برگزار گردید، که
در آن رضا پهلوی، نازنین بنیادی، مسیح علینژاد، عبدالله
مهتدی، حامد اسماعیلیون، دانیال ایلخانیپور، نرگس اسکندری،
آزاده روژهان، گلدی قمری، رضا مریدی، مایکل پارسا و علی احساسی
شرکت داشتند، این بزرگترین رویداد، نه تنها در تورنتو بلکه در
سراسر جهان در ادامه انقلاب زن زندگی آزادی میباشد.
از آن به بعد رقابت، مخالفت، و جریان های تخریبی، بخصوص از طرف
سلطنت طلبان آغاز گردید. آنچه در روز شنبه گذشته در تورنتو
صورت گرفت، چه از لحاظ کیفیتی و کمیتی، میتواند تا اندازه ای
ما را در محک زدن وضعیت کنونی گرایشات مختلف، یاری دهد.
آنچه که در تظاهرات سلطنت طلبان، جایش بیشتر خالی و یا کمرنگ
مینمود، شعار زن، زندگی، آزادی، نام و تصاویر مهسا که به
مناسبت سالروز کشته شدن ناجوانمردانه اش، این تظاهرات برگزار
میگردید، بود. کمرنگی که سعی میشد با تعداد چشمگیری از پرچم
های سه رنگ با نماد شیر و خورشید، و شعارهایی در حمایت و تاکید
بر رهبریت رضا پهلوی، پر رنگ گردد.
این تظاهرات، در دو بخش و توسط دو گروه هدایت میشد. گروه
کوچکتر که در جلو قرار داشت و رهبری آن به عهده جوانی بود که
که بصورت پیاده با جمعیت پیش میرفت و شعارهایش گهگاه رنگ و بوی
نژاد پرستانه و راست افراطی به خود میگرفت.
در روی پارچه بزرگی که پیشاپیش این گروه حمل میشد، این نوشته،
ما را به یاد سلمان سیما فعال سیاسی/ اجتماعی میانداخت که در
هدایت این گروه مشارکت فعال داشت. "ترودو از مسلمان های بچه کش
حمایت میکند. اسلام مسیح ستیز است".
عباس حیدری، موسس خانه ایران، با قرار داشتن در تراکی که
بلندگوها در آن نصب شده بودند، هدایت گروه دوم تظاهر کنندگان
را به عهده داشت.
در تظاهراتی که در بعدازظهر و در مرکز شهر به اجرا در آمد،
اکثر شعارها، بنرها، تابلوها و تصاویر، پیرامون انقلاب زن،
زندگی، آزادی، مهسا، آزادی زندانیان سیاسی و عدالتخواهی شکل
گرفته بود. این تظاهرات رنگ و بوی دیگری داشت و اثری از مطرح
کردن رهبر و رهبریت در آن دیده نمیشد.
تظاهرات اول، نمادی بود از آنچه در چند دهه گذشته تا امروز در
تورنتو از گروه های سیاسی مشاهده نموده ایم. در ظاهر، هدف
اصلی، مخالفت و مبارزه با جمهوری اسلامی به نظر میاید، ولی در
عمل شاهد بوده ایم که بزرگ نمایی و کسب اعتبار برای خود و
سازمانی که به آن تعلق داریم، اولویت داشته است.
تظاهرات دوم از دوره و جریان نوینی میگوید که مدنیت، وظیفه
انسانی و شهروندی، حس یگانگی و همدلی، بشریت و انسان دوستی،
همصدایی و همگامی را میطلبد. با اینکه در این تظاهرات نیز،
بعضی از سازمان ها سعی میکردند از طریق پرچم و بنر و تابلو،
حضور خود را به نمایش در آورند، ولی در میان تعداد بالای شرکت
کنندگان، کمرنگ به نظر میامدند.
به سویی پیش میرویم که بسیار امیدوار کننده است. بخصوص که چه
از نظر تدارکات و چه از نظر ماهیت و محتوا، افراد و گروه هایی
که کنترل را در دست دارند و در پی مطرح کردن خود نیستند.
چه بسا که تاکید بر اهمیت رهبر و رهبریت در انقلاب زن، زندگی،
آزادی، نیاز به بازبینی بیشتری داشته باشد.
بیشک دولتمردان کانادایی به اهمیت کامیونیتی، تشکل و انسجامی
که اخیرن به خود گرفته به خوبی آگاه هستند. ولی در اینکه چگونه
میتوان از این جریان بهره گرفت، تغییر و تحولی در افراد بوجود
آورد، و آنرا به یک وزنه سیاسی تاثیر گذار مبدل کرد، نیاز به
توجه و تأمل دارد.
آنقدر که ما ایرانیان برای شرکت در تظاهرات خیابانی و حضور در
سوشیال مدیا، علاقمندی و آمادگی داریم، ولی در شرکت فعال در
انتخابات و حضور در پای صندوق های رای، رغبتی از خود نشان
نمیدهیم. با علم بر اینکه در جوامع دموکراتیک، حرف آخر را آرای
افراد در انتخابات میزنند، میان تاثیرات این تظاهرات در اذهان
عمومی و نتایجی که میتوان درانتخابات کسب نمود، شکاف عظیمی
وجود دارد.
انتخابات درون حزبی لیبرال ها در سال ۲۰۱۴ و انتخابات کنگره در
سال ۲۰۲۰ نمونه های روشنی هستند که چگونه با چند صد رای
اختلاف، موقعیت هایی را در مسیر مقابله با حضور و نفوذ جمهوری
اسلامی در کانادا از دست داده ایم.
در شرایط کنونی، به نظر میاید که سریعترین و امکان پذیرترین
راه حل، پیوستن به
انجمن خانواده قربانیان پرواز، برای
بالابردن تعداد اعضاء، به گونه ای که برای دولتمردان قابل رویت
باشد است. تقویت مالی انجمن، این امکان را بوجود میاورد که
برنامه های وسیعتری به اجرا در آیند.
شنبه گذشته، بدون برنامه ریزی قبلی، بصورت طبیعی پای صندوق های
رای رفتیم و دیگران را از انتخاب خود آگاه ساختیم. با پا به
صحنه گذاشتن، حجابی که چندین دهه برفعالیت های سیاسی کامیونیتی
سایه انداخته بود را پس زدیم. به آنهایی که سکوت اکثریت را
نشان از تایید و حقانیت خود قلمداد میکردند، پیام خود را
رساندیم. باشد که به گوش آنها رسیده و در فصل ماقبل انقلاب در
رفتار خود تجدید نظر نمایند.
صفحه
اصلی
|