|
سالی پر از تاسف
پنجشنبه ۲۸
دسامبر ۲۰۲۳
نشریه شهرما (تورنتو)
مهدی شمس
پدر و مادر، بیست سالی هست که چشم از جهان دوخته اند. از آنجهت
که چهار برادر در تورنتو زندگی میکنیم، پدر و مادر در زمان
حیات زیاد احساس تنهایی نمیکردند. ولی با وصف این سعی میکردیم
که حتمن نشریات فارسی زبان را هر هفته در اختیار داشته باشند و
یا اینکه بصورت حضوری آنها را در جریان وقایع کامیونیتی
میگذاشتیم.
نمیدانم زمانی که انتشار دو نشریه ای که هنوز بصورت رایگان در
اختیار ما قرار میگیرند، پایان یابند، سالخوردگانمان، بخصوص
آنهاییکه تنها زندگی میکنند و به کامپیوتر دسترسی ندارند،
چگونه از اخبار روز آگاه می شوند تا بخشی از تنهایی خود را
جبران کنند؟

در جولای ۲۰۱۴، زمانیکه هنوز طپش جمعی در کامیونیتی وجود داشت،
هر ساله در ماه آگوست فستیوال تابستانی به همت نشریه شهرما
برگزار میگردید، و زمانیکه که هنوز خبری از ناپدید شدن نشریات
در میان نبود،
کمپینی
را برای حمایت از رسانه های چاپی فارسی زبان راه اندازی
نمودیم. اینروزها را یادآور شدیم، پیشنهاد دادیم که در قبال هر
مجله ای که بصورت رایگان بر میداریم، فقط یک دلار به آن نشریه
کمک مالی کنیم.
هر هفته، از هر مجله بیش از چندین هزار نسخه منتشر میگردد. چند
هزار دلار در هفته، اگر هم تمام مخارج آنها را تامین نکند و
باعث رهایی آنها از وابستگی به آگهی های تجاری نگردد، حداقل
باعث دلگرمی دست اندرکاران آنها خواهد بود. ولی صد افسوس که
این پیام در آن زمان شنیده نشد و ما نشریات بسیاری را یکی بعد
از دیگری از دست دادیم.
یکبار دیگر از استقامت خانواده زرین مهر قدردانی کرده و از دو
بخش ذینفع، صاحبان مشاغل و خوانندگان دعوت میکنم که قدر خدتمات
آنها را به کامیونیتی بدانیم و از نشریات حمایت کنیم.
حتی اگر از طریق نشریات فارسی زبان و رسانه های دیگر بتوان در
جریان اخبار و وقایع قرار گرفت، عدم دسترسی به سوشیال مدیا
باعث محروم شدن از وقایع و بخش پر هیجان آن خواهد بود. مانند
اینبار، سعی کرده ام که در مقالاتم به داغ ترین آنها اشاره ای
کرده باشم.
امسال، کمیته نوبل نروِژ، جایزه صلح را به خاطر مبارزات
شجاعانه سه دهه ی نرگس محمدی برای آزادی و حقوق بشر به ایشان
اهداء نمود. این کمیته از نرگس محمدی به عنوان «رهبر طبیعی»
جنبش زن، زندگی، آزادی، نام برد.
در غیبت نرگس محمدی، مراسم اهدای جایزه که با حضور دو فرزند و
همسر او، در مقابل پادشاه و ملکه نروژ صورت گرفت،
گلشیفته
فراهانی، در سخنرانی کوتاهی، ایرانیان را پروتکل شکن معرفی کرد
و در ضمن به همراهی دو زن دیگر، به آواز خوانی پرداخت.
این حرکت آنچنان واکنشی را در نزد ایرانیان در شبکه های
اجتماعی بوجود آورد که باعث گردید که موضوع اصلی به حاشیه
کشیده شده، و سئوالاتی را برای همگان، از جمله
خود من
مطرح کند.
آیا ما ایرانی ها واقعن پروتکل شکن هستیم؟ ایکاش بودیم.
بر فرض هم باشیم. شکستن پروتکل برای پروتکل شکستن چرا؟
بخصوص در یک گردهمایی با اهداف سیاسی و در ادامه انقلاب
ناتمام زن، زندگی، آزادی، در حمایت از زندانیان سیاسی،
قانونمندی، عدالت و ترویج صلح! مطمئنن، همراه پروتوکل شکنی،
راه های بهتری برای صدای زندانیان سیاسی بودن وجود دارد.
توقعی در میان نیست، که هر کس تحت ذهنیات خود عمل میکند.
فرق بسیاری میان پروتکل شکنی و مبارزات اجتماعی وجود دارد،
گرچه یکی، حاصل دیگری است.هنوز
هم هدف شکستن پروتکل در مراسم اهدای جایزه نوبل برای من
نامفهموم باقی مانده است:
-
جلب
توجه اذهان عمومی به سنت پروتکل شکنی ما ایرانیان؟
-
جلب
توجه اذهان عمومی به زندانیان سیاسی در ایران؟
- و یا جلب توجه به پروتکل شکن؟
زندان های دنیا پر از پروتکل شکن هاست. ولی نرگس محمدی به خاطر
پروتکل شکنی در بند نیست. و اهدای جایزه نوبل به او یک پروتکل
نیست.
همانطور که در مقاله پیش به عملکرد هییت مدیره کنگره ایرانیان
در سال گذشته پرداختیم، بی انصافی خواهد بود که نگاهی هم به
فعالیت های سال گذشته خود نیاندازیم.
- مانند گذشته، امسال نیز، با وجود عدم کفایت اعضای هییت مدیره
و نزول کیفیت و کمیت فعالیت های صورت گرفته، از توجه خود
نکاستیم. انتخابات را دنبال کردیم، فعالیت ها را اطلاع رسانی
کرده و با وجود پاکسازی کامل از شبکه های اجتماعی این نهاد،
تماس خود را با ارسال ایمیل های بی جواب با هییت مدیره برپا
نگاه داشتیم، و کمبود ها و کجروی ها را گوشزد شدیم.
- به عهد خود وفا کرده، از طریق مقالات هفتگی، در هیچیک از ۵۲
ملاقات در سال گذشته غیبت نداشتیم و موفق شدیم که ارتباط خود
را با همزبانان ایرانی تبار عمیق تر سازیم.
-
انقلاب
زن، زندگی، آزادی را در کامیونیتی دنبال کردیم. از تظاهرات ۵۰
هزار نفره، از جاودانگی مهسا در
ریچموندهیل
با کاشتن یک درخت و نصب یک نیمکت و لوحه، و نامیدن
۸ اکتبر
به عنوان روز زن-زندگی-آزادی، توسط شهرداری های ریچموندهیل و
تورنتو، گفتیم و نوشتیم و خوشنود گشتیم.
- از تاثیر فعالیت های چشمگیر
انجمن
خانواده قربانیان پرواز ۷۵۲، در همسو ساختن کامیونیتی در
مبارزات علیه جمهوری اسلامی و تغییر و تحول در سیاست های خارجی
کانادا نسبت به ایران، گفتیم ونوشتیم و امیدوار گشتیم.
-
شکایت
شهرام تابع محمدی علیه آی سی ژورنال، و دست اندرکاران آن،
بیژن احمدی،
مهران فرازمند، و محسن خانیکی، درمراجع قضایی، را دنبال و
اطلاع رسانی کردیم. منتظر رای دادگاه هستیم، گرچه ورای آن، از
اینکه کامیونیتی قدمی بسوی قانونمندی برداشته است از خود راضی
میباشیم.
- به فعالیت ها در صفحه
فیسبوکی
فارسی زبانان ویلودیل،
و تاکید و تشویق برای مشارکت در هر آنچه که در این منطقه صورت
میگیرد ادامه دادیم. با این امید که الگویی گردد که در مناطق
دیگر، چنین ابتکار عمل هایی صورت بگیرند، تا بصورت ارگانیک و
با کمترین هزینه، بیشترین انسجام، شبکه اطلاع رسانی و ارتباطات
بوجود آیند. با برگزاری مراسم عید
نوروز، شکل گیری محله
فرهنگی
ایرانی، پنجمین سال مراسم یادبود فاجعه خیابان یانگ، تلاش برای
ساختن ایستگاه
سابوِی کامر، در حرکت های تفننی، سنتی و
فرهنگی
تبار های مختلف، و انتخابات مجدد
شهردار تورنتو،همراه شدیم. در
کمیته تعیین بودجه پلیس
حضور
پیدا کرده و از زبان بی خانه ها و نیازمندان سخن گفتیم.
-
تعرضات
جنسی و تبعیضات به دو افسر زن ایرانی،
فیروزه
و
دریا،
در نیروی انتظامی پلیس را منعکس کردیم. با هییت مدیره کنگره
تماس گرفتیم و هر چقدر ناچیز باعث شدیم که
بیانیه
بی سر و تهی صادر گردد که باز جای شکرش باقیست.
- با
دولتمردان
و سیاستمداران تماس گرفتیم، از نگرانی ها و
بیگانگی
کنگره نسبت به کامیونیتی گفتیم.
- رفتارهای
ناهنجار
تنی چند را در روز عاشورا نادیده نگرفتیم.
- آخرین مقاله امسال را با موردی که میبایست ما را به تعجب
واداشته باشد به پایان برسانیم. با در نظر داشتن واکنش ها به
آواز «شب مهتاب» گلشیفته، بی توجهی کامیونیتی به قتل عامی که
تا کنون بیش از ۲۰هزار قربانی داشته است را چگونه میتوان تعبیر
و تفسیر کرد؟
به دلایلی که بر پایه حدس و گمان باشند نپردازیم. ولی آیا
میتوان این برداشت را داشت و اینچنین آموخت که رفتار و باور
های انساندوستانه و حقوق بشرانه ما نیز تاثیرپذیر از سیاست،
جانبداری، پیشداوری، اطلاعات غلط، حرکات و هیجانات جمعی
میباشند؟
از پایان گرفتن سالی که برای بسیاری خاطره خوشی باقی نگذاشت،
با آغوش باز استقبال کنیم. با این امید که هر چه سریعتر شاهد
آتش بسی باشیم که خشم، نفرت و کینه را از دلهایمان بزداید و ما
را با مدارایی، صدق، صفا و یگانگی آشنا سازد که بدون آن بشریت
معنایی ندارد.
بازگشت
به صفحه
اصلی
|