|
میتوان بر این باور بود که مهاجرین به دلیل وجود بحران های
مختلف مجبور به ترک سرزمین مادری خود میگردند. در حالت خاص ما
ایرانیان، دولتی مانند جمهوری اسلامی حتی فرسنگ ها دور تر ما
را به حال خود نمیگذارد. یکی، از این نظر که هر گونه اتحاد و
همبستگی ایرانیان خارج از کشور خطری برای او به حساب میاید.
دیگر اینکه، کانادا میتوانست بهشت کنونی و پناهگاه احتمالی
برای دولتمردان، سرمایه داران و اختلاسگران دولتی، بعد از سقوط
جمهوری اسلامی باشد.

ورای اهدافی که جمهوری اسلامی در سرنگون ساختن هواپیمای
مسافربری پرواز ۷۵۲ اوکراینی داشت، این فاجعه، بسیاری از
معادلات را بر هم زد. یکی از آنها که به ما ایرانیان در کانادا
مربوط میگردد، تغییر در سیاست های خارجی این کشور نسبت به
جمهوری اسلامی، حاصل از فعالیت های چشمگیر انجمن خانواده
قربانیان پرواز است. متاسفانه به اندازه کافی به اهمیت آن پی
نبرده و از آن در سطح وسیعتری حمایت نمیکنیم. همانی که مخالفین
رژیم در صورت بخشیدن به آن در چند دهه نه تنها عاجز بودند،
بلکه با تفرقه و درگیری های میان خود، در جهت خلاف آن پیش رفته
اند. کانادا اگر هم هنوز جهنمی برای رژیم و عواملش نشده باشد،
دیگر مانند گذشته جایگاه مناسبی برای آنها به حساب نمیاید.
جنبش زن، زندگی، آزادی که برای مدتی، همچون انقلاب دوم به آن
مینگریستیم، باعث تغییراتی در فعالان و فعالیت های
اجتماعی/سیاسی در کانادا بوده که قابل تاسف است. سرخوردگی
عمومی، به حاشیه کشیده شدن و در درجه کمتر اهمیت قرار گرفتن
مبارزات علیه جمهوری اسلامی از مهمترین آنها میباشند. آنچه که
در ظاهر و از طریق سوشیال مدیا قابل رویت است، خشونت و فعال تر
شدن سلطنت طلبان، در جهت اثبات جایگاه و محبوبیت رضا پهلوی
است.
به نظر میاید سفر اخیر ایشان به تورنتو بدون آنکه انعکاس خبری
در رسانه ها داشته باشد، بیشتر برای تشکل و انسجام در این
راستا بوده است.
به غیر از فعالیت های انجمن خانواده قربانیان پرواز، فعالیت
های مبارزاتی علیه جمهوری اسلامی در کانادا اگر آنطور که
میبایست حاصلی نداشته اند، در عوض در شکل گیری گروه ها، شکل
دهی فعالیت ها، رفتار ها، افکار عمومی، روابط و نگرش ها موثر
بوده اند. متاسفانه این تاثیر گذاری بیشتر در جهت تضعیف، تخریب
و مانعی برای رشد فردی و جمعی در یک جامعه دموکراتیک بوده است.
تمرکز فعالیت ها در مخالفت علیه رژیم، و توجه به جنایات و
وحشیگری ها، ناخواسته ما را بسویی کشانده اند و باعث بروز
رفتار هایی در ما شده اند که نمیتوانیم و نباید به آن افتخار
کنیم. اگر در نهایت، هدف معنا بخشیدن به انسان، انسانیت،
انساندوستی، عدالتخواهی و نه انتقام جویی است، باید اعتراف
کنیم که راه را به خطا رفته ایم.
گرچه، در کشته شدن ابراهیم رئیسی وهمراهانش در سقوط هلی کوپتر،
تعداد اندکی از افراد با افتخار به رقص و شادی در اماکن عمومی
پرداختند، ولی همین کافیست تا دریابیم که تا چه اندازه ما
ایرانیان، به درجه ای تنزل کرده ایم که از کشته شدن انسانی، هر
چقدر جنایتکار و دشمن انسانیت به وجد میاییم.
در درگیری های اخیر خاورمیانه، از طرفی رفتار دولت و ارتش
اسرائیل، بی شباهت به رفتار غیر انسانی جمهوری اسلامی، در سطحی
وسیعتر نیست. از طرف دیگر برخورد بسیاری از ما شهروندان،
دولتمردان، سیاستمداران و رسانه های کانادایی با این درگیری ها
بی شباهت به برخورد کامیونیتی در مخالفت با جمهوری اسلامی
نیست.
آنچه کنجکاوی مرا بیشتر برمیانگیزد، از طرفی رفتار کسانی
میباشد که در هر دو مورد حضور چشمگیر داشته و به یک گونه عمل
مینمایند. و از طرف دیگر لطمات حاصل از اینگونه رفتار ها در
تخریب و تضعیف دموکراسی و دور شدن از انسانیت و انساندوستی
است.
تنوع فرهنگی که مایه افتخار و قدرت ما شهروندان کانادایی به
حساب میاید، به رودررویی چند ملیتی، آنهم به زشت ترین نوع آن
مبدل شده اند. مبارزات اجتماعی به صحنه زدو خورد، لشکر کشی و
رودررویی کسانی شده است که پرچم دولت های بیگانه را در دست
گرفته و به آن افتخار میکنند.
با مشاهده درگیری های اخیر بخصوص در تورنتو، میبایست برای ما
مسلم شده باشد که دولت کنونی، احزاب، سیاستمداران، رسانه ها و
بسیاری از ما شهروندان کانادایی، نه تنها تا کنون زیستن در یک
جامعه چند فرهنگی را نیاموخته ایم، بلکه آمادگی پذیرش آنرا نیز
نداریم. کافیست که بحران و اختلاف نظری در رابطه با ملیت
بوجود آید، تا آنچه که زندگی در جامعه چند فرهنگی، دموکراتیک و
قانونمند، نتوانسته در ما نهادینه کند بروز کند. با این فرق که
اینبار دشمن در همسایگی ما خانه دارد و نه برون مرزها.
اقلیتی پر سر و صدا و خشن، اکثریتی بی تفاوت، و معدودی خاموش،
باعث میگردند که نتوانیم از چنین بحران هایی، جهت فرهنگ سازی،
گسترش دموکراسی و معنا بخشیدن به انسان، انسانیت و انساندوستی
بهره بگیریم. همین که به شکنندگی ارزش ها و اصولمان پی ببریم،
جای شکرش باقیست. ولی چه سود؟! که اگر آگاهی، بیداری و حرکتی
را در جهت تغییر و تحول بوجود نیاورد، ناامیدی و دلسردی را
همراه خواهد داشت.
امنیت چه سود؟
زمانی که احساس ناامنی حاصل از خشونت تنی چند، ما را گوشه گیر
و خانه نشین میکند. بخصوص زمانی که بیشترین حضور الزامی و
میتواند بیشترین تاثیرات را در شکل گیری افکار عمومی اکثریتی
در مقابله با رفتارهای خشونت آمیز و غیر دموکراتیک اقلیتی
داشته باشد.
آزادی بیان چه سود؟
زمانی که عدم شهامت و مسئولیت پذیری، و در نظر گرفتن منافع
شخصی اگر ما را با تند رو ها همراه نسازد، به خاموشی و محافظه
کاری وا میدارند.
قانونمندی چه سود؟
زمانی که قانون گذاران خود به گونه ای عمل میکنند که باعث شرم
اصول، ارزش ها و دموکراسی است.
در صورتیکه در چنین شرایط، برای آنهایی که دموکراسی را در خطر
میبینند، الزامیست که نسبت به هر زمان دیگر در مشارکت و اظهار
نظر، حضور فعال تری داشته، و به دفاع از ارزش ها و اصول، با
رعایت بیشتر آنها عمل نمایند.
به همان صورت که کنگره ایرانیان میتواند کمکی برای ما در جهت
شناخت کامیونیتی و پدیده های آن باشد، کامیونیتی و نحوه عمل ما
فعالان، میتواند در فهم آنچه در جامعه بزرگتر در حال صورت
گرفتن است ما را یاری دهند. بخصوص که در میان خود، افرادی را
داریم که هم در کامیونیتی و هم درجامعه بزرگتر، سخت فعال بوده
و غیر اصولی و ضد ارزش ها عمل میکنند.
گلسا قمری یکی از این افراد است. ایشان تنها زن سیاستمدار
ایرانی میباشد که به پارلمان استانی راه یافته و نمایندگی یکی
از حوزه های غیر ایرانی نشین را به عهده دارد. ایشان از
یکسالگی در کانادا اقامت داشته، اخیرن به فعالیت های کامیونیتی
پیوسته، و به یکی از حامیان رضا پهلوی مبدل شده است. تحت عنوان
دلنوشته های پراکنده، بررسی فعالیت های گلسا را از چند هفته
پیش آغاز نموده ام.
توجه به فعالیت های سلمان سیما به عنوان یکی دیگر از اینگونه
افراد، پی بردن به خطراتی میباشد که اصول، ارزش ها و دموکراسی
را تهدید میکنند. بخصوص که ایشان در برقراری روابط با جامعه
بزرگتر، و بخش افراطی، دست راستی و تندرو، بسیار موفق عمل کرده
است. به احتمال زیاد ایشان در تاثیر گذاری در گلسا قمری در
رابطه با پرچم، جانبداری های تفرقه انگیز، تخریب فعالان
اجتماعی، سلطنت طلبی و رفتار پارتیزانی در سوشیال مدیا، نقش
عمده ای را ایفاء کرده است. |
کانادا
بهشت دولتمردان، سیاستمداران و اختلاسگران
تاثیر
فعالیت های انجمن خانواده قربانیان پرواز در سیاست خارجی
کانادا
تغییرات
مخرب بعد از جنبش زن، زندگی، آزادی
سعر رضا
پهلوی به تورنتو
راه را به
خطا رفته ایم
رقص و
شادی از کشته شدن ابراهیم رئیسی
شباهت
جمهوری اسلامی و دولت اسراییل
تخریب و
تضعیف دموکراسی و انسانیت
مبدل شدن
تنوع فرهنگی به تنوع ملیتی
عدم
استفاده از بحران ها در فرهنگ سازی
امنیت
چه سود؟
آزادی
بیان چه سود؟
قانونمندی
چه سود؟
شناخت
کامیونیتی، و جامعه بزرگتر
رفتار غیر
اصول و ضد ارزش گلسا قمری
رفتار غیر
اصولی و ضد ارزشی سلمان سیما |