|
مرحله دوم انتخاباتی که دعوت به پیوستن به کنگره بود و یک هفته
طول کشید در تاریخ جمعه ۲۵ آپریل به اتمام رسید. ایکاش به جای
محمد وحیدیراد،
آرزو خدیر
و
امیرحسن قاسمی نٰژاد تفرشی
که تا چند روز دیگر سمتی در کنگره نخواهند داشت، هفت کاندیدای
انتخابتی از افراد کامیونیتی برای پیوستن به کنگره دعوت
مینمودند. آنهم از روز اول اعلام انتخابات و نه در شب آخر مهلت
تعیین شده.
مرحله سوم تا یکشنبه
۴
می، روز برگزار مجمع عمومی و انتخاباتی که بیشتربه یک رفراندم
برای آری و یا نه گفتن به حضور مهدی شمس در هییت مدیره شباهت
دارد ادامه خواهد داشت.

حضور تنها نامزد انتخاباتی غیر خودی، در کنار
هفت
کاندیدای دعوتی هییت مدیره، که پنج نفر از آنها، راحله طارانی،
مونا قاسمی، مونا برقعی، آسوده نوین، و دانیل باقری سروستانی
برای دوره دوم دوساله خود در انتخابات شرکت میکنند، شور و حال
جدیدی را بوجود آورده است.
اصلن انتظار نداشتم که به همت شهرام تابع محمدی، یکی از بانیان
کمپین
بازپسگیری،
عدهای به حمایت از من و عضوگیری بپردازند. قصد داشتم که از
طرفی، طرح
«توافق و تعهدات انتخاباتی»
را که در نوشتار هفته گذشته به آن پرداختم را در میان
کاندیداها به اجرا در بیاورم. از طرف دیگر اعضای کنگره را که
همگی از حامیان هییت مدیره میباشند را متقاعد کنم که حضور
یکنفره مهدی شمس، در هییت مدیرهای که ۸ عضو آن یکصدا میباشند،
خطری را برای آنها بوجود نمیآورد، بلکه محرکی خواهد بود برای
پویایی این نهاد.
پیوستن این افراد در حمایت از من، که اکثرن از براندازن و
مخالفین کنگره میباشند، باعث انسجام و تشدید مخالفتهای هییت
مدیره و حامیان آن گردید. لازم دیدم که در پی توافق و تعهداتی
با حامیان خود نیز باشم که باعث سوءتفاهمات در آینده نگردد.
من توافق و تعهدات انتخاباتی را در درجه اول راه حلی برای رفع
سوء تفاهمات در فهم و تعبیر اساسنامه میدانم. ترجیح من بر این
است که اساسنامه کنگره به دو بخش اصول و ضوابط، تقسیم شود. بخش
اول خیلی کوتاه، حداکثر در یک و یا دو صفحه، و تابع ۲/۳ آرا
برای تغییر آن باشد. بخش ضوایط تابع شرایط زمانی بوده تا هییت
مدیره ها قادر باشند که آنها را با شرایط زمان وفق دهند.
در درجه دوم، من به توافق و تعهدات انتخاباتی به عنوان
قراردادی میان کاندیداها، و قراردادی میان هر کاندیدا با
حامیان خود قبل از انتخابات مینگرم. این متفاوت با برنامههای
انتخاباتی بوده که نوآوری، تمایلات و اهداف هر کاندیدا را
درخود دارند.
متاسفانه کاندیداهای امسال خود را موظف به ارائه برنامههای
انتخاباتی ندانسته و گفتگو در باره مشکلات، راه حل، توافق بر
سر اصول و مشترکات، و ایجاد تعهد برای خود را لازم نمیبینند.
به عکس آنها، من باز گرداندن شفافیت، از طریق برگزاری جلسات
هییت مدیره، کوتاه، ولی متعدد ، تهیه و ارائه صورتجلسات ظرف یک
هفته، پخش جلسات بصورت زنده را به عنوان راه حلهای فوری اعلام
نموده ام.
انتخاب آدمینهای فوروم از میان داوطلبان، بازنویسی ضوابط جهت
رعایت آزادی بیان و ایجاد شرایط مناسب برای گفتگو را لازم
میدانم.
هییت مدیره، سرپرستی کمیته انتخابات را برای پنجمین سال به
حبیت غفاری حدیقه
واگذار کرده است تا مجمع عمومی و انتخابات امسال را با همکاری
رضا نامداری و احمد احساندار از اعضای دوره قبلی هییت مدیره
برگزار کنند. انتصاب این افراد که همگی از حامیان پر و پا قرص
هییت مدیره میباشند، شاید تا سال گذشته که تعداد کاندیداهای
دعوتی برابر با تعداد اعضای لازم بود، مشکلی بوجود نمیآورد.
ولی امسال که یکی از کاندیداها، ناخودی و اضافه بر تعداد
اعضای مورد نیاز است، چنین کمیته انتخاباتی، اعتماد لازم را
برای برگزاری انتخاباتی سالم بوجود نمیآورد.
رضا نامداری به گونهای عمل میکند که انگاری همزمان سخنگوی
هییت مدیره نیز میباشد. نه تنها از
تخریب
و مقابله با من دریغ نکرده، بلکه باعث دلسردی تعداد اندک تازه
پیوستههایی میگردد که علت نزدیک شدن آنها به کنگره، بی خبری
از جو مسموم حاکم بر این نهاد بوده است.
قبل از آنکه لیست اعضاء برای در اختیار گذاردن متقاضیان آماده،
و بدون آنکه در سوشیال مدیا مطرح گردد، کمیته انتخابات با
ارسال ایمیلی به اعضاء انتخابات زودرس را از روز یکشنبه ۲۷
آپریل آغاز کرده است.
عدم
پاسخگویی
امیر حسن قاسمینژاد تفرشی در جوابگویی نسبت به تعداد اعضاء،
نامشخص بودن اطلاعات در رابطه با نحوه دقیق رای گیری در
بیانیه
مجمع عمومی، عدم
موافقت
با حضور ناظرین کاندیداها در پروسه انتخاباتی، توهین و تعرض
به حقوق اعضاء به حساب میآید.
در ضمن دست مجریان را در اعمال نفوذ در نتایج انتخابات باز
نگاه میدارد، که حاصل آن عدم اعتماد به انتخابات و کناره گیری
از این نهاد است.
محدودیتها
در حضور من در فوروم کنگره همچنان وجود دارد. مونا برقعی یکی
دیگر از کاندیداها که همچنان مدیریت فوروم را ترک نکرده است،
کمپین انتخاباتی خود را بر پایه مقابله و تخریب تنها رقیب خود،
مهدی شمس بنا کرده است. همزمان که مطالبی را در رابطه با آزادی
بیان مطرح و بصورت غیر مستقیم معترض به من می شود، بخش
کامنتهای آنرا می بندد تا گفتگویی صورت نگیرد.
در آخرین ویدئوی انتخاباتی خود تحت عنوان
«پوزش و تشکر از مخالفین»
به این مورد اشاره و ایشان را به پرندهای تشبیه نمودم که با
قفس خود آنچنان خو گرفته که آنرا از یاد برده و دیگر نمیبیند.
از داخل قفس، از آزادی میگوید و آزادی بیان را تفسیر و تعبیرو
به دیگران خرده میگیرد. و زمانی که پرنده دیگری، مثل من، با
تمام وجود، خودش را به در و دیوار قفس میکوبد، تا قفس از میان
برداشته شود، پرنده در قفس به وحشت میافتد و فکر میکند که قصد
تعرض به اوست.
این حکایت ما مهاجرین است که به جای بهره گیری از بلندی آسمان،
پرواز را بیاموزیم، سعی میکنیم که آنرا تا ارتفاع دستان خود
پایین بکشیم.
وضعیت کنونی، من را در چالش دو طرفهای قرار داده است که
متقاعد
کردن حامیان را مشکل، و بر طرف کردن وحشت هییت مدیره از حضور
من در هییت مدیره را ناممکن ساخته است.
هر دو جناح میدانند که حضور مهدی شمس در هییت مدیره، یعنی
پایان دورهای که دیر و یا زود محکوم به فناست. هر دو جناح
میدانند که مهدی شمس یعنی شفافیت، آزادی بیان، قانونمندی،
استقلال فکری، ابتکار عمل، حسن نیت، استمرار و تلاش بسیار برای
خدمتگزاری به جامعه.
|