|
یکروز بعد از برگزاری گردهمایی اول کمیته دموکراسی در تاریخ ۲۴
می، گردهمایی دوم تحت عنوان دموکراسی در عصر ارتباطات جدید، در
تاریخ
۲۵ می
بدون ذکر مهمان سخنگو اعلام گردید.
در تاریخ
۳۱ می
اولین پوستر این گردهمایی با معرفی عباس آزادیان به عنوان
مهمان سخنگو بدون اعلام تاریخ برگزاری درهماهنگی در امکات
دسترسی به محل در بنیاد پریا، از مشکلاتی میباشند که برگزاری
جلسات حضوری را نسبت به جلسات مجازی مشکلتر میسازند.

کمیته دموکراسی تاکید دارد که گردهماییهای خود را تا جای
امکان بصورت حضوری برگزار کند. با این باور که نحوه سراسری شدن
کنگره ایرانیان نه تنها بر خلاف ضوابط تعیین شده در اساسنامه
صورت گرفت، بلکه به نحوی به اجرا در آمد که باعث بوجود آمدن
فاصله میان اعضاء، عدم شناخت یکدیگر، و ضعیف شدن احساس تعلق به
این نهاد گردید.
همزمان شدن آن با کوید و مرسوم شدن اجباری برگزاری گردهماییها
بصورت مجازی، این مشکل را حادتر ساخت. حاصل آن تضعیف هسته
مرکزی این نهاد در تورنتو شد. محلی که این نهاد در ان شکل
گرفت، دوازده سال فعالیت کرد، و فعالان آنرا ساکنین این شهر
تشکیل میدادند.
رودرروییهایی که از سال ۲۰۱۸ آغاز و مدت سه سال در مراجع
قضایی ادامه داشت، در این روند تاثیرات منفی خود را داشتهاند.
گردهماییهای حضوری میتوانند ارتباط میان اعضاء را قویتر، حس
تعلق را افزایش و رهبری این نهاد را به مکانی بازگرداند و سکان
را در اختیار فعالانی قرار دهد که تجربه و آشنایی بیشتری با
این نهاد داشته و احتمال همسویی آنها با جمهوری اسلامی کمتر
است.
گرچه به نظر میاید که گردهمایی با حضور مهمان سخنران عباس
آزادیان منتفی گردید، ولی با آنچه من در تدارک این گردهمایی
روبرو و آموختم، میتوانم آنرا یک گردهمایی آموزشی/خصوصی برای
خود دانسته و آموختههای خود را در تدارک گردهماییهای آینده
بکار گیرم.
شهرام تابعمحمدی موافقت نمودهاست که در سومین گردهمایی که
برای روز پنجم جولای در بنیاد پریا برنامهریزی شدهاست به
عنوان مهمان سخنگو حضور داشته باشد.
من جو حاکم در گردهمایی اول کمیته دموکراسی را دوستانه نیافتم.
از اینرو لازم دانستم که آنرا نادیده نگیریم و از کنارش
نگذریم، بلکه به گره گشایی آن بپردازیم و سلامت روان جمعی را
مطرح کنم که در بوجود آوردنش تک تک ما سهمی داشتهایم.
از آنجاییکه با پیوستن راحله طارانی به هییت مدیره کنگره
ایرانیان در سال ۲۰۲۳، پرداختن به سلامت روان به یکی از
فعالیتهای اصلی این نهاد مبدل شده، مطمئن اگر ایشان در تورنتو
ساکن بود، حتمن از ایشان دعوت میکردم که در رابطه با سلامت
روان جمعی کامیونیتی گفتگو داشته باشیم. گرچه با شناختی که در
سه سال اخیر از ایشان پیدا کردهام، بعید میدانم که ایشان این
دعوت را میپذیرفت. از طرف دیگر مطمئن نیستم و میبایست جای تاسف
باشد که ایشان به عنوان یک روانشناس به ناآرامی و
ناهنجاریهایی که کنگره ایرانیان در اذهان عمومی بوجود میاورد
نااگاه باشد.
حیف است که از تخصص روانشناسان و جامعهشناسانی که در
کامیونیتی داریم بهره نگیریم و به روانشناسی و جامعه شناسی
جمعی کامیونیتی نپرداریم، بخصوص زمانی که «حال و روانش خوب
نیست».
بهرنگ عجم
یکی از کسانی میباشد که شاید بتواند ما را در این روند یاری
دهد. از
زبان
ایشان بشنویم:
«وقتی ماشین خراب می شه، می ریم تعمیرگاه. وقتی مریض می شیم می
ریم دکتر، ولی وقتی حال روح و روانمون خوب نیست میگیم خودم حلش
میکنم. نمی خوانم کسی بفهمه. واقعا هم قرار نیست همه بفهمن.
ولی کسی که در زمینه مسایل شخصی و خانوادگی آموزش دیده، بیشتر
از ۱۰ سال با مراجع های مختلف یا مشکلات مختلف کار کرده و
چندتا مدرک گرفته، شاید بتونه کمک کنه با مشکلات بهتر و مطمِئن
تر مواجه بشی و حلشون کنی.»
از خود میپرسم و شاید عزیزان متخصص بتوانند ما را در این روند
یاری دهند که آیا
اختلاف
نظرهای ما در باره موضوعات مختلف جمعی و اجتماعی، ناشی از،
نگرش، تفکر و منطق است، و یا اینکه میبایست خصوصیات فردی،
ماهییت و ذاتی را ورای تعلیم و تربیت نیز در نظر داشت؟ در
اینصورت چه بسا لازم باشد که ساختارها را تغییر دهیم، محیط را
به گونهای دیگر شکل دهیم، و در برخورد خود با پدیدهها،
تغییراتی را بوجود آوریم.
حجاب، بند، ترس، عدم آمادگی، بیگانگی، و بسیاری از عوامل
دیگر مانع از آن میشوند که به اصل، ریشه و محتوا بنگریم. تحت
عنوان رعایت اصول اجتماعی/اخلاقی/ فرهنگی، و یا ادامه آنچه
مرسوم است، و یا حساسیت به آنچه خصوصی و یا عمومی است، بیشتر
خود را به ظواهر امر مشغول میسازیم. شاید لازم باشد که نه به
آنچه به اندیشه، زبان و عمل میآید، بلکه به آنکه میاندیشد،
میگوید و عمل میکند، بیاندیشیم و بگوییم و عمل کنیم. نه برای
محاکمه و مجازات، بلک برای آشنایی و رهایی از بندهایی که
اعتبار اجتماعی
یکی از آنها میباشد. که در مدت کوتاه آغاز
فعالیتهای کمیته دموکراسی در جهت تدارک گردهماییها و دعوت
از مهمانان سخنران با آن مواجه میباشم.
با قدردانی از شهرام تابعمحمدی که دعوت ما را پذیرفت که در
گردهمایی سوم کمیته دموکراسی تحت عنوان «قانونمندی و دموکراسی»
به عنوان سخنران مهمان حضور داشته باشد. این فرصت مناسبی خواهد
بود که غیر از تبادل نظر در رابطه با این مورد پر اهمیت که از
پایههای اصلی دموکراسی است، بتوانیم از تجربه گسترده ایشان در
رابطه با لیست اعضاء، نحوه برگزاری انتخابات کنگره، مدیریت
فوروم، نحوه ارتباط هییت مدیره با اعضاء و موضوعاتی که شهرام
در
نامه
اخیر خود به هییت مدیره به برخی از آنها اشاره کرده بپردازیم.
نامهای که در تاریخ دوم جون ارسال و تا این زمان و چه بسا
مانند نامههای ارسالی دیگر به هییت مدیره، هیچوقت اقبال
دریافت پاسخ را نداشته باشد. باعث خوشنودی است که شهرام تابع
محمدی، شاید برای اولین بار، بصورت مستقیم و فردی با هییت
مدیره تماس میگیرد. با این امید که دیگران نیز به همین نحوعمل
کرده، با افزودن به تعداد تماسها و ابتکارات عمل، هم هییت
مدیره را بیشتر پاسخگو و هم زمینه را برای اقدامات احتمالی
قانونی فراهم سازند. عدم پاسخگویی، نه به یک نفر بلکه به تعداد
بیشتری از افراد، کمتر قابل توجیه و بیشتر عدم حسن نیت را به
اثبات میرساند.
گردهماییهای کمیته دموکراسی، بخصوص با حضور فعالان کنگره به
عنوان مهمانان سخنران، میتوانند مکان و زمانی برای مبادله نظر،
ارائه پیشنهادات، و تصمیم گیریهای مشترک در رابطه با کنگره
به حساب آیند. ادامه این گردهماییها بیشک در دراز مدت باعث
بازگرداندن کسانیها خواهد شد که از این نهاد کناره گیری
کردهاند. |
اعلام
دومین گردهمایی کمیته دموکراسی
عباس
آزادیان مهمان سخنگو
تاکید بر
گردهمایی های حضوری
تاثیرات
گردهمای های حضوری در روابط
شهرام
تابع محمدی مهمان سخنران گردهمایی سوم
کنگره
ایرانیان مولد ناهنجاری های روانی
بهرنگ عجم
یکی از مهماننان احتمالی آینده
خصوصیات
فردی/ماهییت و ذاتی
توجه به
آنکه میگوید و نه آنچه میگوید
اولین
نامه شهرام تابع محمدی به هییت مدیره
بازگرداندن کناره گرفتهها |