دو سر باخته!




پنجشنبه ۲۶ جون ۲۰۲۵

نشریه شهرما (تورنتو) مهدی شمس

بازگشت به صفحه اصلی


هیچوقت تا به حال به اندازه امروز پی نبرده بودم که سی و پنچ سال پیش، زمانی که سرزمین مادری را ترک میکردم، سفری بدون بازگشت بوده است. تا اندازه‌ای که امروز سخن از وطن گفتن را برای خود حرام میدانم. بیشتر درمی‌یابم که من مهاجری رانده شده از بی‌عدالتی‌های رژیمی ددمنش نبودم، بلکه اصول و ارزش‌های جامعه‌ای بر پایه آزادی، برابری و برادری من را بسوی خود جلب میکرد.

به حدی که امروز شادی حاصل از مشاهده آزادی احتمالی ملتی از بار سنگین سختی‌های چند دهه که ما خارج نشینان قادر به تحملش نبودیم، در مقابل اندوه فروپاشی آرمان‌‌هایی که بدون آنها، آدمی میبایست ازانسان نامیدن خود شرمسار گردد، ناچیز مینماید.

ایکاش به دلایل واقعی عجز حدود نیم میلیون ایرانی تبار گریخته از وطن در حفظ نهاد ناچیزی مانند کنگره ایرانیان در جامعه‌  دموکراتیک کانادا پی برده‌بودم، تا دریابم چگونه آرام آرام ملت هشتاد میلیونی در چنگال دژخیمانی قرار گرفت که مصیبتی که این روزها با صد‌ها قربانی بیگناه در حال وقوع است، بوضوح  بی‌لیاقتی و عدم کارایی آنها را یکبار دیگر بوضوح آشکار میسازد.

در تاثیرات و مداخلات دولت‌‌های بیگانه در فروپاشی رژیم مستبد سلطنتی که در قیاس با رژیم دیکتاتور مذهبی، نهایت عدالت مینمود، جای سخن بسیار است. ولی اینکه عوامل خارجی باعث شده باشند که ملتی مدت چهار دهه، به چنین خواری تن داده باشد، نباید خریداری داشته باشد. من با اینکه دلایل از ریشه‌کنده شدن‌ خود را در رسالتی دیگر می‌بینم، بدون توجیه، سهم خود را از چنین خفت و خواری با سرافکندگی میپذیرم.

امروز، دل به این خوش دارم که ملیت، زبان، فرهنگ، مذهب، نژاد، رنگ‌پوست و جنسیت، من انسان را تعریف نکرده و در بند نگاه‌نمیدارند. با مشاهده آنچه در جهان میگذرد که تا دیروز باور کردنش برایم ناممکن مینمود، با اندوهی بسیار به عنوان یک ایرانی تبار کانادایی، به واقعیتی‌هایی پی میبرم که تلخی‌‌ آنها میتواند هر انسان بیداری را از هستی نا‌امید سازد.

جمهوری اسلامی گرچه چهار دهه از جنگ میگفت، امروز به اثبات رساند که آنرا هیچوقت واقعی نمیدید، وگرنه اینچنین بدون آمادگی بر طبل توخالی آن نمیکوفت. غیر از خدا، بیشک هستند کسانی که بهتر میدانند که تا چه اندازه غنی سازی‌ و دست‌یابی به توانایی هسته‌ای، یکی از همان خودبزرگ‌نمایی‌‌های میبود، که بالاخر بلای جان رژیم گردید.

برای عقل سلیم باور اینکه رژیمی به این ناکارایی و بی‌درایتی و تا استخوان فاسد توانسته باشد در این مورد خاص، اینچنین پیش‌رفته باشد که امنیت جهان و منطقه را به خطر بیاندازد، میبایست جای درنگ وجود داشته باشد. همانطور که صدام حسین از تبلیغات جهانی در دارا بودن تسهیلات کشتار جمعی به خود میبالید، چه بسا که غنی سازی اورانیم و دستیابی به توان هسته‌ای، سناریوی مشابهی دیگری است. حملات به سایت‌های غنی‌سازی اورانیوم بر خلاف قوانین بین‌المللی ، و بدون واهمه از تشعشعات اتمی میتوانند محکی برای مصداق این گفتار باشد.

از طرف دیگر، شاهد هستیم که ابرابر قدرت جهانی، مظهر دموکراسی، حداقل در ظاهر، که مادام از دموکراسی، آزادی ملت‌ها و امنیت جهانی میگفت، چگونه علنن کلیه اصول و قوانین داخلی و بین‌المللی را زیر پا میگذارد. به زور بازوی خود مینازد، به اثبات میرساند که در طول این سال‌های در پی  برتری طلبی نظامی برای چنین روز‌ها بوده‌‌است. آنچه این روز‌ها شاهد آن هستیم، جز تاسف و نا‌امیدی از فردای دنیایی که در آن زندگی میکنیم، چه حاصل دیگری میتواند داشته باشد؟ ترغیب کشور‌ها به افزایش اجباری بودجه نظامی به بهای متوقف کردن خدمات اجتماعی چه فردایی را نوید میدهد؟

زمانیکه به کشتار، تخریب و ویرانی مربوط میگردد، بعید میدانم که کسی از طریق منطق، به تایید و توجیه جنگ رسیده ‌باشد. که در اینصورت این منطق هر چه باشد، بر پایه اصول انسانی و انساندوستی نیست. بخصوص برای ما ایرانیان خارج از وطن که هر چه بر زبان میاوریم، البته با در نظر داشتن اینکه غیر از این کاری از دستمان برنمیاید، در زمان و مکانی صورت میگیرد که در کمال امنیت به سر میبریم.  به نظر میاید که بسیاری از ما حتی در تجسم آنچه جنگ به همراه دارد عاجز و بیگانه شده‌ایم که از سپر انسانی، رسیدن به آزادی، و خلاصی از شر رژیم جنایتکار، با هر بهایی میگوییم.

آیا وطن‌پرستی ما ایرانیانی که یک، دو، سه و یا چهار دهه سرزمین مادری را ترک کرده، چند نسل خانواده تشکیل داده‌ایم، احتمال بازگشتی برایمان باقی‌نمانده، وامثال من‌هایی که حدود سه دهه نیازی به بازگشت، حتی برای دیداری کوتاه را در خود ندیده‌ایم، بیشتر برخاسته از نوستالژی و حسرت از دست داده‌‌ها نیست؟  

همصدایی با بیگانه‌ای که طبیعی مینماید که منافع خود را مد نظر داشته باشد، پذیرش تلخ عجز و ناتوانی، احساس گناه و سرافکندگی از پناه آوردن به دنیای غرب که امروز پرده از بی محتوایی و تناقض‌‌های خود بر میدارد، دلبستن به صلح و آرامشی که سرخم کردن در مقابل زورگویان را همراه دارد، مشاهده و سکوت در مقابل وحشی‌گری و بیعدالتی‌هایی که کر و کور را به دیدن و شنیدن وا میدارند، گرچه تلخ‌اند، ولی میبایست بیداری حاصل از ناامیدی به همراه داشته باشند. چه بسا که رسالت مهاجرت در این نهفته باشد تا شهروندان جهانی، جهانی که متاسفانه دست‌یابی به آن به اجبار با فجایعی بی‌سابقه و غیر قابل تصور همراه خواهد بود شکل گیرند.

ورای نظام و نوع حکومت، این امتیاز برای هر شهروند عادی وجود دارد که بدون نیاز به پاسخگویی، با هر جنگی، بیعدالتی و عدم قانونمندی مخالفت کرده و توجیه واضحات را بی احترامی به شعور مخاطب داند. بدون انتظار، به انجام حداقلی که در توان مقابله با آنچه بر خلاف باور‌های خود میداند، بپردازد.

اسرائیل یک طرح اروپایی و جمهوری اسلامی یک طرح آمریکایی‌اند. دراین میان، میلیون‌ها ایرانی و اسرائیلی، یهود و مسلمان، در وحشت، چندین میلیون فلسطینی با جان و مال، و میلیون‌ها عرب در حقارت، هزینه‌های آنرا میپردازیم.

مقصر دانستن و محکوم کردن حکومت‌های اسرائیل و جمهوری اسلامی، مانند تلاش برای پاک‌سازی رودخانه از جایی که ایستاده‌ایم  است. در صورتیکه عقل حکم میکند به دنبال آلودگی در سرچشمه باشیم. در دنیای امروز مگر اینکه قدرت نظامی حرف اول و آخر را میزند؟

 این حکایت غم‌انگیز بشر در قرن بیست و یکم از نگاه کسی میباشد که با شک و تردید به هستی مینگرد، و به این باور میرسد که در دنیای بی‌عدالت، زور جای حق رو می‌گیرد.

گردهمایی حضوری شنبه ۵ جولای کمیته دموکراسی قرار است تحت عنوان «دموکراسی و قانونمندی» با حضور شهرام تابع محمدی به عنوان مهمان سخنران در بنیاد پریا برگزار گردد. این فرصتی خواهد بود تا در رابطه با وضعیت کنونی دموکراسی در جهان، در خطر قرار‌گرفتن آن با زیر پا گذاشتن اصول، ارزش‌ها و قوانین بین‌المللی، انتظارات ما از دولت کانادا، و نقش و نحوه عمل کامیونیتی ایرانی به گفتگو بپردازیم.

سفر بدون بازگشت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آزادی احتمالی یک ملت

 

 

عجز نیم میلیون ایرانی در غربت

 

 

 

سهم هر کدام از خفت و خواری مشترک

 

 

 

پی بردن به واقعیت‌‌های تلخ نا امیدکننده

 

 

کوبیدن بر طبل تو‌خالی جنگ

 

 

 

 

 

 

 

زیر پا گذاشتن اصول و ارزش‌ها

 

 

 

 

عجز از تجسم آنچه جنگ به همراه دارد

 

 

 

 

نوستالژی و حسرت از دست‌داده‌ها

 

 

 

شهروندان جهانی

 

 

 

امیتاز برتر شهروندان عادی

 

 

 

اسرائیل یک طرح اروپائی و جمهوری‌اسلامی یک طرح آمریکایی

 

 

 

حکایت غم‌انگیز بشر در قرن بیست‌ویکم

 

گردهمایی حضوری ۵ جولای

بازگشت به صفحه اصلی

Last Edited 04/07/2025 - For all comments on this site info@iccma.ca