|
من، حکایت خود را متفاوت با حکایت مهاجرت اکثر افرادی میدانم
که به دلایل مختلف مجبور به ترک سرزمین مادری شدهاند.
آنچه من را مجذوب خود نمود، نعمات جامعهای دموکراتیکی است که
بدون برخورداری از آنها، شئونات انسانی رعایت نشده و امکان
انسان نامیدن خود وجود نخواهد داشت. به همین خاطر، از بدو ورود
به کانادا، قدر آنرا دانسته و تا جای امکان با تمام وجود در
درک، نهادینه کردن، و بهره گیری از آنها تلاش نمودهام.

بعد از سرخوردگیهای متداوم در کنگره ایرانیان، در سال ۲۰۱۸
تصمیم گرفتم که توجه خود را از کامیونیتی ایرانی به جامعه
بزرگتر منتقل کنم. و به بررسی انتخابات در سطح
شهرداریها
در تورنتوی بزرگ بپردازم. از آنجاییکه کاندیداها بصورت مستقل
در این انتخابات شرکت میکنند، آنرا نسبت به انتخابات استانی و
فدرال دموکراتیک تر تشخیص میدهم، ولی با وصف این، آنرا عادلانه
و برابر نمیدانم.
برنامه انتخاباتی اخیر خود در کنگره ایرانیان را، بر پایه
راهاندازی
دو
کمیته
دموکراسی و فراگیری بنا نهادم. با اینکه موفق به پیوستن به
هییت مدیره نشدم، بلافاصله بعد از انتخابات، کمیته دموکراسی را
راه اندازی کرده و هییت مدیره کنونی را در
جریان
گذاشتم. هییت مدیره نه تنها پاسخی به آن نداد و همکاری ننمود،
بلکه به تخریب و مقابله با آن نیز پرداخت که در
مقاله
ای
به شرح آن پرداختهام.
به نظر من، مشکل اصلی جمعی ما، فرهنگی، و آن بیگانگی نسبت به
دموکراسی است. راه حلی هم جز تلاش برای رفع این مشکل از طریق
یادگیری، یاد دادن و بکار گرفتن آموختههای خود در این زمینه
نداریم. ایکاش کنگره ایرانیان از زمان تاسیس این نهاد، به این
مشکل پی برده و در رفع آن تلاش کرده بود، که مطمئنن بعد از ۱۷
سال بی تاثیر نمیتوانست باشد.
جوینده یابنده، و دانا تواناست. با توافق احمد تبریزی،
بنیانگزار بنیاد پریا قرار بر این گردید که در راستای
برنامههای پرشین سیرکل، این فعالیتها را تحت عنوان «از
دموکراسی بگوییم»، دنبال کنیم.
نمیتوان از دموکراسی گفت و کاملن بصورت دموکراتیک عمل نکرد.
آنچه ما ایرانیان بیشتر از همه به آن نیازمندیم، قالب شکنی است
که بدون تغییر در نحوه نگرش و عمل، امکان تغییر، تحول و
جایگزینی وجود نخواهد داشت. در نتیجه لازم است که میان آنچه به
ذهن میرسدِ، بر زبان میاید، و در عمل ماهییت خود را نشان
میدهد، یگانگی بوجود آورد.
اگر به شفافیت که در قلب دموکراسی جای دارد باور داریم، ۱۰۰٪
آنرا به اجرا در آوریم. در اینکه بدون آزادی بیان دموکراسی بی
محتوا خواهد بود نباید شک و تردیدی وجود داشته باشد، پس ۱۰۰٪
آنرا رعایت کنیم، حتی اگر بیازارد. اگر یکی از معیارهای سنجش
میزان دموکراسی، مشارکت است، در بالابردن آن از همان قدمهای
اول کوشا گردیم. در مجموع، محدودیتی نیافرینیم و مانعی نباشیم،
مگر اینکه امنیت به خطر افتد و یا خلاف قوانین و اصول منشور
حقوق و آزادیها باشد.
نکته دیگری را که نیز مد نظر داریم، تاکید و اصرار بر اجرای
این گردهماییها
بصورت حضوری است، تا دوباره حقیقی بر مجازی، و اصل بر تصویر،
برتری پیدا کنند. تا آنچه را که با از
دستدادنشان،
پی به ارزش آنها بردهایم، بازیابیم. برخوردهای حضوری، روابط
حقیقیتر، مشارکت بیشتر بوجود آورده و احساس مسئولیت و تعلق را
افزایش میدهند.
در گردهمایی
اول،
تحت عنوان «دموکراسی در بیان و عمل»، که گزارش آنرا در
مقالهای
در دسترس همگان قرار دادهایم، حسین رئیسی را به عنوان مهمان
سخنران داشتیم، که به نظر میاید که این گردهمایی آنطور که باید
مورد پسند ایشان قرار نگرفت.
مطمئنن این سری گردهماییها با مشکلاتی روبرو خواهند بود که
بخشی از آن به عدم تجربه برگزارکنندگان، بخصوص در این مرحله که
تشکلی بوجود نیامده، به شخص من مربوط میگردد، که مسئولیت آنرا
صادقانه میپذیرم. ولی از آنجاییکه یکی از اهداف این حرکت، قالب
شکنی، کنار زدن حجابها، تعارفات، القاب، و اعتبارهای توهمی
و بازدارنده است، مطمئنن میبایست انتظار رنجشهایی را هم داشته
باشیم. با چنین نگرشی، این جریان برای کسی اعتبار نمیافریند،
ولی از آنجاییکه هدف، منافع جمعی است، انتظار داریم که برای
موفقیت آن، از اعتبارها مایه گذاشته شود.
اگر استقبال را معیار موفقیت قرار دهیم، بخصوص در این دوره که
مشارکتها به حداقل رسیده، شاید لازم باشد که تعداد بیشتری از
افراد، بخصوص آنهاییکه در این گردهماییها در جایگاههای
مختلف حضور پیدا میکنند، در اطلاع رسانی و ترغیب دیگران شرکت
کنند.
اگر میخواهیم که این جریان از حالت فردی، گروهی، و جناحی چه در
اجرا و چه در اهدافی که دنبال میکند، خارج شود، شاید لازم باشد
که به آن احساس تعلق کنیم و از خود مایه گذاشته تا من به ما
مبدل گردد.
گردهمایی
دوم،
تحت عنوان «دموکراسی در عصر ارتباطات جدید» که قرار بود با
حضور عباس آزادیان برگزار گردد، با اینکه به اجرا در نیامد،
برای من آموختههای فراوانی را همراه داشت. مهمتر از همه
اینکه دریافتم که رهی را که در پیش گرفتهایم، مشکلتر از
آنیست که انتظارش را داشتیم.
سومین
گردهمایی تحت عنوان «حاکمیت قانون و دموکراسی» قرار است که
همین شنبه، ۵ جولای ساعت ۳ الی ۵ بعد از ظهر با حضور شهرام
تابع محمدی به عنوان مهمان سخنران در بنیاد پریا به اجرا در
آید. از همه عزیزان تقاضا داریم که در اطلاع رسانی همکاری و
در حضور همراه گردند.
چه بهتر بود که گفتگوها از قبل از گردهمایی آغاز و بعد از
گردهمایی ادامه پیدا میکردند. با
دستهای پر
و ذهن آشنا در جلسه حضوری، شرکت میکردیم. تعارفات،
پیشزمینهها، حواشی، رودرویی و خرده حسابهای گذشته را در
گفتگوهای اولیه مجازی به کنار میزدیم. ملاقات حضوری را بیشتر
برای همفکری و نه رودرویی، بررسی و نه بازخواست، ارتقاء و
دستیابی به اندیشههای نو و نه محکوم کردن، ایجاد رابطه،
برطرف کردن کدورت و سوء تفاهمات استفاده میکردیم.
در این راستا، همزمان با اطلاع رسانیهای متعدد، هر بار نکات
مختلفی را در رابطه با موضوع خاص هر گردهمایی به اشتراک
میگذارم که متاسفانه تا امروز مولد گفتگو نبودهاند.
انتظار داریم که با پرهیز از تکرار عبارات فرمایشی، کلیشهای،
که بیشتر حالت تئوری و انتزاعی دارند و با اتکاء به واقعیاتی
که با آن در تماس هستیم، به گونهای عمل کنیم که حاصل آن بوجود
آمدن تغییر در نحوه عمل، بخصوص در نهادی مانند کنگره ایرانیان
باشد که کمیته دموکراسی با در نظر داشتن مشکلات آن شکل گرفته
است. و یا اینکه به فعالیتهای مشترک همچون راهاندازی
کمپینهای مختلف، طومار، و تصمیمگیریهای جمعی که میتوانند در
رابطه با کنگره ایرانیان باشد، خاتمه یابند.
در نظر داشته باشیم که حاکمیت قانون، حاکمیت شهروندان در تعیین
سرنوشت خود است. همانطور که مشارکت در بهینهسازی این
گردهماییها، سهیم شدن در نتایج آنست که اگر با تغییرات علنی و
عینی همراه نباشند، بیهوده میباشند. |
حکاتی متفاوت
از حکایتها
انتقال توجه
به جامعه بزرگتر
کمیته
دموکراسی و فراگیری
بیگانگی با
دموکراسی
همکاری بنیاد
پریا و پشین سیرکل
قالب شکنی
ذهنی و عملی
شفافیت، آزادی
بیان، مدارایی
اهمیت اجرای
حضوری
گردهمایی اول،
دموکراسی در بیان و عمل
کنار زدن
حجابها، القاب، تعارفات، اعتبارهای توهمی و بازدارنده
مشارکت، معیار
سنجش
نیاز به احساس
تعلق
گردهمایی دوم،
دموکراسی در عصر ارتباطات جدید
سومین
گردهمایی، حاکمیت قانون
حضور با
دستهای پر
پرهیز از
تکرار عبارات فرمایشی و کلیشهای
حاکمیت در
تعیین سرنوشت شهروندی |