|
گردهمایی سوم کمیته دموکراسی در روز شنبه ۵ جولای با حضور هشت
نفر از جمله مهمان سخنران شهرام تابع محمدی برگزار گردید. از
آنجاییکه تعداد حضار اندک و گفتگوها از قبل از ساعت ۳ میان
حاضرین بدون ضبط آن آغاز و ادامه پیدا کرد، این گردهمایی طبق
برنامه تنظیم شده قبلی به اجرا درنیامد.

مشارکت همه حضار در گفتگو، این گردهمایی را به آنچه که به
دنبال آن تحت عنوان دموکراسی هستیم نزدیکتر نمود. ولی از
آنجاییکه کاملن بصورت ارگانیگ و بدون برنامه ریزی قبلی، و بنا
به تمایلات حضار پیش میرفت، گفتگوها بدون مسیر مشخص، پراکنده
و نابرابر ادامه پیدا کردند. تا زمانیکه فرح با مطرح کردن یک
سئوال مشخص از شهرام در رابطه با وضعیت کنونی ایران و آنچه که
ایرانیان در ایران و ما ایرانیان در خارج از کشور در کمک به
آنها، میتوانیم انجام دهیم، گفتگو برای مدتی مسیر خاصی را
پیمود.
با اینکه موضوع جلسه از قبل تعیین و اعلام شده بود، یکبار دیگر
اوضاع سیاسی در ایران بر این جلسه نیز غلبه کرد و برای مدتی
پیرامون آن گفتگو به عمل آمد.
کوچک بودن جمع، این امکان را بوجود آورد که به تعداد حضار،
واقعیت ها در کنار هم قرار بگیرند. همدیگر را بپذیرند و یا
نسبت به هم واکنش نشان دهند. آنچه به دموکراسی معنا میدهد، و
نهادینه شدن آنرا میتوانیم در خود ارزیابی کنیم، نحوه عمل و
رفتار ما در تحمیل باور و اعتقادات خود به دیگران است، که تا
اندازهای در این گردهمایی قابل رویت بود.
در رابطه با عدم استقبال و مشارکت افراد نیز گفتگوی نسبتن
طولانی صورت گرفت و به بعضی نکات اشاره شد:
- فرح، به ضعف در اطلاع رسانی اشاره میکند.
- مهدی، عدم همکاری حضار در اطلاعرسانی را مطرح میکند. البته
به غیر از فرح که پوستر این گردهمایی را در شب قبل از آن در
صفحه خود به اشتراک میگذارد.
- شهرام، تعدد پوستر، مطالب و طولانی بودن آنها را عنوان
میکند.
- کاووس، جویا بودن اشکال در خود را پیشنهاد مینماید و بدون
آنکه به ضعفهای خود بپردازد، مهدی را مانع اصلی معرفی میکند.
- فریده، غیر از مطرح کردن اینکه میبایست به جوانها فرصت داده
شود که در فعالیتها مشارکت داشته باشند، میپرسد که چرا نهاد
دیگری را راهانداز نکرده و این نهاد را به حال خودش باقی
نمیگذاریم؟
مهدی و شهرام نظرات خود را مطرح مینمایند. مهدی اظهار میدارد
که مطمئنن هر نهاد دیگر با همین ساختار به همین سرنوشت مبتلا
خواهد گردید، چون نقش آفرینان آن همان افراد، با همان فرهنگ
خواهند بود.
شهرام از مشکلات دو نهاد موازی، آنچه در اذهان عمومی شکل
میگیرد، برخوردهای تخریبی که حاصلش کناره گیری افراد است
میگوید.
مهدی به تشابه خود با شهرام به عنوان تنها کسانی که در
فعالیتهای کنگره اصرار میورزند اشاره میکند. ایشان از باور
خود به این نهاد به عنوان تنها عامل برای بوجود آوردن احساس
تعلق در کامیونیتی میگوید. متاسفانه این امکان پیش نیامد که
شهرام در این رابطه نظر خود را در میان بگذارد.
احمد، از عدم متعهد بودن بعضی از بنیانگزاران در نپیوستن به
اولین هییت مدیره که باعث بیاعتمادی در بدو عمل شد، تنبلی و
عدم تمایل ما ایرانیان به یادگیری میگوید.
حسن، از سرگردانی سالمندان، نبود محلی برای تجمع و رودررویی
هایی که برخی از اوقات در رابطه با اختلاف نظرها در رابطه با
آنچه در ایران میگذرد میگوید.
یکی دیگر از نکات جالب، مصادف شدن این گردهمایی با سالروز
کمپین بازپسگیری کنگره ایرانیان بود. سال گذشته در تاریخ ۳۰
جون، این کمپین که با همت شهرام تابعمحمدی شکل گرفت، با ارسال
نامهای با امضاء ۱۸۸ نفر از علاقمندان کنگره ایرانیان، به
هییت مدیره این نهاد، تقاضای برکناری آنها را نمود.
به همین مناسبت، کیک و شمعی تدارک دیده شده بود. شمع فراموش و
روشن نگردید، ولی از مدعوین با کیک پذیرایی شد. از شهرام تقاضا
شد که تجربه خود را در رابطه با این کمپین در میان بگذارد.
شهرام جو تورنتو را بسیار مسموم خواند و لازم میداند که به
خارج از تورنتو توجه گردد، ولی بدون در گیر کردن کامیونتی
ایرانیان در تورنتو هم نمیتوان عمل کرد. جامعه ایرانی مانند
سیاهچالی در خودش فرو رفته است. بطور مثال یک ایرانی تازه
وارد حتی لازم ندارد انگلیسی صحبت کند، و تمام نیازش را
میتواند از طریق ایرانیان برطرف کند. این یکی از مشکلات بزرگ
کامیونیتی ما است. ما در یکی از بهترین کشورهای دنیا زندگی
میکنیم. از همه گوشه دنیا در این کشور آدم هست. ما میتوانیم با
تمام این فرهنگها اشنا و رابطه برقرار کنیم، ولی از آن بهره
نمیگیریم.
مهدی در واکنش به سخنان شهرام، به ماهییت مثبت چند فرهنگی
کانادا اشاره میکند که این کشور سیاست خود را بر این مبنا
نهاده که کامیونیتی ها فرهنگ خود را حفظ کنند. عدم آشنایی با
زبان انگلیسی را میتوان در کامیونیتیهای دیگر مشاهده نمود، و
این نمیتواند مانعی برای زندگی افراد گردد. ضعف کامیونیتی ما
در انجام وظیفه نسبت به اعضای خودش است. این وظیفه
کامیونیتیها میباشد که به تازه واردین خود کمک کند که در آنها
احساس تعلق بوجود آید و به فعالیتهای جامعه بزرگتر بپیوندند.
مهرک با اشاره به تازه وارد بودن خود در کانادا، از این واقعیت
که ما ایرانیان در کانادا احساس میکنیم که مهمان هستیم میگوید.
کاووس به سابقه بیست و چند ساله خود در کانادا و احساس تعلقش
به این کشور میگوید. مهدی، این احساس تعلق را کافی ندانسته و
نیاز میبیند که در عمل نیز ما نیز احساس تعلق را به اثبات
برسانیم. عدم مشارکت در فعالیتهای اجتماعی جامعه بزرگتر
همچون مشارکت در انتخابات کانادا و کمپینهای انتخاباتی را به
میان میکشد.
در راستای ادامه گفتگوها بعد از گردهمایی، مهدی قصد دارد که
به پدیدههایی همچون اکثریت نه حق و نه حقانیت بوجود میاورد،
دعوت علنی از فعالان اجتماعی بولیگری نیست، دموکراسی طناب نیست
که انعطاف پذیر نباشد و نکات قابل توجه دیگری که در این
گردهمایی مطرح گردید بپردازد.
بر خلاف آنچه اعلام شده بود، این گردهمای بصورت زنده پخش
نگردید ولی ضبط گردید. به دلیل پراکنده بودن گفتگوها که در
بعضی قسمتهای آن، حالت خصوصی پیدا میکردند، بخشهایی از آن
بعد از نگارش در دسترس همگان قرار خواهد گرفت. با این امید که
به ادامه گفتگو کمک نماید.
|
گردهمایی با
حضور ۸ نفر برگزار شد
سئوال مشخص
فرح در رابطه با ایران
تمالیل به
پرداختن به آنچه در ایران میگذرد
مشارکت برابر
در گفتگو
عدم استقبال
از اینگونه گردهماییها
ضعف در
اطلاعرسانی
باید به
جوانان فرصت داده شود
مشکلات دو
نهاد موازی
مهدی و شهرام
و اصرار در مورد کنگره ایرانیان
سرگردانی
سالمندان
سالروز کمپین
بازپسگیری
در تورنتو جو
بسیار مسموم است
ماهییت چند
فرهنگی کانادا
ما همه در
کانادا مهمانیم
اکثریت حق و
حقانیت بوجود نمیاورد
در دسترس قرار
دادن بخشهایی از گردهمایی |