|
یکشنبه گذشته، به همت عباس حیدری، یکی از فعالان سلطنت طلب
کامیونیتی، تحت لوای ستاد
مرکزی پادشاهی خواهان کانادا، تظاهرات خیابانی در تورنتو برگزار
گردید. شرکت کنندگان حوالی ساعت ۵ بعدازظهر در
سنترپوینتمال واقع در تقاطع خیابانهای یانگ و استیلز تجمع و
حدود ساعت ۶، با اسکورت اتومبیلهای نیرویهای انتظامی، پیاده
بسوی میدان مللستمن حرکت کردند.

این توضیح را داده باشم که من سلطنت طلب نیستم ولی با حامیان
رضا پهلوی هیچ مخالفتی ندارم. با باور به اینکه قدرت رژیم از
ضعف و تفرقه ماست حتی با مخالفین رضا پهلوی، به مخالفت نیز
میپردازم. چون در وضعیت فعلی، رضا پهلوی توانمند ترین پتانسیل
برای بوجود آوردن مشارکت در مخالفت با جمهوری اسلامی در خارج
از ایران است. در صلاح اپوزیسیون است که تمام نیرویهای خود را
در مخالفت با جمهوریاسلامی بسیج و همسو سازند. نه انتظاری هست
و نه امکان پذیر، که مخالفین با گرایشات مختلف در یک مسیر،
یکصدا و با یک شعار حرکت کنند. ولی میتوان این توقع را از آنها
داشت که نیروی خود را در مخالفت با یکدیگر به هدر ندهند.
جای دارد که از عباس حیدری چه برای تدارک این تظاهرات و چه
فعالیتهای متنوع دیگری که در کامیونیتی انجام میدهد قدردانی
کرد. تا جایی که من اطلاع دارم ستاد
مرکزی پادشاهی خواهان کانادا از ابتکارات ایشان و
تظاهرات روز یکشنبه بخصوص به همت شخص ایشان برگزار گردید. جای
دارد که از تک تک حدود ۲۰۰ نفری که در این تظاهرات شرکت کردند
نیز تشکر نمود که حرف را به عمل مبدل و با حضور در این تجمع
خیابانی، خاموشی نگران کنندهای را که بر کامیونیتی سایه
افکنده، در تورنتو برهم زدند.
این سئوال مطرح میگردد که با وجود هزاران ایرانی حامی رضا
پهلوی در تورنتو، چرا فقط ۲۰۰ نفر در این تجمع شرکت داشتند؟
مخاطب، نقد و انتقاد من بیشتر به سوی کسانی میباشد که زحمت
جابجایی را به خود نمیدهند، و به خطا بر این باورند که حضور
در سوشیال مدیا کافیست. و یا اینکه به عملکرد عباس حیدری خرده
میگیرند که هر چقدر هم حق با آنها باشد، عدم حمایت از جریانی
که گامی در جهت منافع مردم ایران میباشد، کار صحیحی نیست.
البته، ناگفته نماند که استفاده از نامهایی که حرکتی را در
انحصار خود در میاورند، و یا تلاش برای در مرکز قرار دادن خود
در جریانی که بعد جهانی دارد، میتواند مشکلات و اعتراضاتی را
به به همراه داشته باشد. چه بسا عدم حضور بسیاری از حامیان رضا
پهلوی، بخصوص چهرههای سرشناس کامیونیتی از این بابت هم باشد.
اسد زرین مهر، سردبیر نشریه شهرما که ۱۳ سال اقبال همکاری با
ایشان را دارم را به ندرت میتوان در تجمعها به عنوان یک تظاهر
کننده مشاهده نمود. حضور ایشان در صف اول تجمع روز یکشنبه باعث
خوشنودی است و حامیان رضا پهلوی میبایست آنرا به فال نیک گرفته
و از تجربه و امکانات رسانهای ایشان، حداکثر استفاده را
بنمایند.
بی مورد نخواهد بود که با اجازه دو آشنای جدیدی که در این تجمع
یافتم و در عرض چند دقیقه سوء تفاهم به توافق، دستدادن و ترک
یکدیگر با لبخند شد، طبق روال همیشگی و رسانهای، به شرح آنچه،
آنطور که اتفاق افتاد، بدون کم و کسر بپردازم.
با دوچرخه در پیاده رو، تظاهر کنندگان را از سنترپوینت مال،
محل شروع تجمع، همراهی و گهگاه متوقف و از آنها فیلمبرداری
میکردم. که دو بخش آنرا در دو گروه
فیسبوکی بصورت زنده پخش
و در گروههای دیگر
به اشتراک گذاشتم.
زن و شوهری به من نزدیک میشوند و با نگاهی که نشان از سوء ظن و
عدم اعتماد است، میپرسند که چرا از مقابل فیلمبرداری میکنم و
نه از پشت صف تظاهر کنندگان؟ آنقدر با اینگونه برخوردها مواجه
و تجربه داشتهام که در چنین موقعیتیها، پیام از دهان خارج
نشده را بشنوم و یا به قول معروف، با شنیدن «ف» خود را به
فرحزاد برسانم. وارد جزئیات نمیشوم و لازم نمیبینم که واژهها
و عباراتی را که در بسیاری از افراد خشم و رودررویی بوجود
میاورند را تکرار کنم.
خود را معرفی کرده، و از قضا، شناخت قبلی که به فعالیتهای
رسانهای من در نشریه شهرما و سوشیال مدیا مربوط میشدند، آتشی
که میرفت شعلهور شود را خاموش ساخت.
مانند همیشه، نوک تیز انتقادات این دو عزیز بسوی «دیگری» غایب
بود که من آنرا به سوی آنها و خودم بر میگرداندم. ریشه مشکلات،
که به نظر من در بیگانگی با دموکراسی و عدم رعایت اصل اول آن
که مشارکت است را به میان میکشیدم. این دو عزیز که حدود دو دهه
در کانادا به سر میبرند، از کنگره ایرانیان، چه بسا از طریق
مطالب و مقالات من، جز نام، و اینکه دو گروه در آن مادام با
یکدیگر درگیر هستند چیز دیگری نمیدانستند.
نمیدانستند که در وضعیت فعلی که از هشت سال پیش آغاز شده، این
دو گروه، موافقین و مخالفین جمهوری اسلامی هستند که یکی به نام
همسو و دیگری به نام برانداز شناخته شدهاند. اینکه چرا این دو
عزیز، و اکثر غریب به اتفاق شرکت کنندگان در این تظاهرات و
تظاهرات دیگر، از جمله اسد زرین مهر و عباس حیدری، تا امروز به
کمک مخالفین جمهوری اسلامی در کنگره ایرانیان برنخاسته و
تظاهرات خیابانی را کافی میدانند، از موضوعات قابل تعمق و
گفتگو میباشند.
همانطور که با این دو عزیز در میان گذاشته و از آنها دعوت
نمودم، از شیوا و اسد زرین مهر و دیگر همکارانشان در نشریه
شهرما، و دیگر خوانندگان دعوت میکنم که در گردهمایی که قرار
است روز یکشنبه هفتم سپتامبر تحت عنوان «انگیزه و دموکراسی» در
بنیاد پریا ساعت ۳ بعد از ظهر برگزار گردد شرکت کرده و در باره
اینگونه موضوعات مهم گفتگو نماییم.
از خصوصیات فرهنگی بعضی از ما میباشد که جریانان همگانی را در
انحصار خود در آوریم و یا اینکه در جایگاه رهبری قرار گیریم. و
یا تا زمانی که در مرکز حرکتی قرار نداشته باشیم و آن حرکت از
ابتکارات ما نباشد، مشارکت نمیکنیم. کمتر کسی وجود دارد که
نسبت به هر حرکتی که در جهت منافع جمعی باشد، احساس تعلق کرده
و به گونهای عمل کند که انگاری مالک و خالق آن حرکت میباشد.
باید پذیرفت که بصورت جمعی راه را به خطا رفتهایم. مقصر
دانستن جمهوری اسلامی ادامه همان راهی است که ما را به اینجا
رساند. اشکال را باید در خود جست که خصلت، تربیت و آنچه در
جامعه کسب کردهایم، هر کدام در آن سهم بسزایی دارند. اگر در
دو عامل اول اختیاری نداریم، در فعالیتهای اجتماعی، کم و بیش
از آزادیهایی برخوردار هستیم. بخصوص در جامعه دموکراتیک
کانادا که کوتاهی در بهره گیری از این آزادیها کفران نعمت
است. |
ستاد مرکزی
پادشاهی خواهان کانادا
من سلطنت طلب
نیستم
تقدیر از عباس
حیدری
چرا فقط ۲۰۰
نفر؟
نامهای
انحصاری دفع کننده
حضور اسد
زرینمهر در تظاهرات
مبدل شدن
اختلاف به تفاهم
چرا
فیلمبرداری از مقابل تظاهرکنندگان؟
نوک تیز
انتقادات به سوی«دیگری»
عدم حمایت
مخالفین از مخالفین
دعوت از
سرشناسان کامیونیتی
به انحصار خود
در آوردن جریانات عمومی
راه را به خطا
رفتهایم
|