|
میگویند که پی بردن به مشکل، نیمی از راه حل
است. تجربه به من ثابت کرده است که حتی دانستن راه حل، کاری
پیش نخواهد برد، مگر اینکه تمام شرایط مهیا شده باشند.
من تنها کسی نیستم که مشکل کامیونیتی را فرهنگی
میدانم. البته، من قدمی پیشتر نهاده و عدم بیگانگی به
دموکراسی را نیز به آن افزودهام. آموزش را کافی ندانسته، بلکه
بکارگیری آموختهها را راه حل میدانم، که کار سادهای نیست.

مدت ها بر این باور بودیم که مشکل اصلی کنگره
ایرانیان اساسنامه آن است. چند دوره به بازبینی آن پرداختیم که
حاصل آن هیچوقت به مجمع عمومی راه نیافت تا مورد تصویب و بکار
گرفته شود. تا اینکه همسویان اساسنامه را مبدل به ابزاری برای
پیشبرد اهداف خویش به تمسخر گرفتند. هر سال آنرا به گونههای
مختلف بزک کردند تا توجیهی بر رفتار و عملکرد غیر دموکراتیک و
خلافشان باشد. ایکاش که حداقل به اساسنامه وصله پینه شده خود
متعهد باقی میماندند. ضوابط
فوروم
کنگره، نمونهای از نحوه تفکر کسانی میباشد که عنان کنگره را
از سال ۲۰۲۰ در اختیار گرفتهاند.
البته، در گردهماییهای مجازی که در گروههای
مختلف برگزار میشوند، هنوز معترضین به هییت مدیره، ازاساسنامه
و نواقص آن میگویند.
در جایگاههای مختلف قرار داشتن، معدود فعالان
باقیمانده کنگره که تعدادشان از انگشتان یک دست کمتر است و هر
کدام بصورت جداگانه در تلاشند، مانع از آن میگردد که دست به
دست هم دهند و در یک مسیر مشترک حرکت کنند. یکی به بازپسگیری،
یکی در بیاعتبار کردن هییت مدیره، و اکثریت خسته، خاموش و
کنارگرفته به برپایی نهادی نو اعتقاد دارند که هیچوقت آغاز
نمیگردد.
یکی دیگر از آن فعالان من هستم که گرچه بیراهه
میروم ولی انگاری مشکل را کاملن دریافتهام.
چون چند صدا، فراتر میرود و چند دست توانا تر
میگردند، انجمن اعضای کنگره ایرانیان را در سال
۲۰۱۷
مطرح نمودم تا ما اعضاء در مقابل هییت مدیره وزنهای باشیم.
وبسایت،
صفحه
اصلی،
و
فوروم
انجمن را راه اندازی و فعال تر از هییت مدیره ۹ نفره کنگره
ایرانیان عمل میکنم. هر روز از طریق یک
ویدئو یک دقیقهای،
دموکراسی را به
خود و دیگران یادآور میشوم. ماهی یکبار نیز یک گردهمایی
حضوری برگزار میکنم.
به این
طریق هم امکان را برای کسانی که به یک نهاد موازی باور
دارند بوجود آوردهام و هم راه بازپسگیری کنگره را نیز باز
نگاه داشتهام. فعالیت گسترده انجمن نیز در نهایت کنگره را بی
اعتبار و به حاشیه خواهد کشاند.
برای کسانی که نام کنگره ایرانیان را تا به حال
نشنیدهاند، که تعدادشان بسیاری بالاست، چه فرقی میان کنگره
ایرانیان و انجمن اعضاء دارد؟ هر دو
بیانیه صادر میکنند که خریداری ندارند. هر دو فعالیت
میکنند که از هیچکدام استقبال نمیشود.
با این تفاوت که یکی رسمی و قانونی است ولی به
قوانین احترام نمیگذارد، و دموکراسی را رعایت نمیکند. در نتیجه
نه تنهاد مشروعیت ندارد، بلکه به دلیل خلافکاریهایش، اعتباری
برایش باقینمانده است. ولی دیگری تلاش میکند که از طریق
رعایت اصول و ارزشهای دموکراتیک، مشروعیتی را برای خود بوجود
آورد که بصورت ارگانیک گسترش و حاکمیت را جا به جا سازد.
زمانیکه انتخابات بصورت کامل در اختیار هییت
مدیرهای است که نه پاسخگو و نه قانونمند، پیوستن به هییت
مدیره از طریق دموکراتیک از محالات است. با در نظر داشتن تجربه
قبلی در متوسل شدن به مراجع قضایی، به نظر بعید میاید که
یکبار دیگر این راه حل به آزمایش گذاشته شود. به خصوص که در
نهایت به انتخابات مجددی زیر نظر نماینده دادگاه خاتمه خواهد
یافت و به احتمال زیاد، یکبار دیگر
خودی
ها باعث شکست مجدد خواهند شد.
اینروزها شاهد مبارزات مهمانداران شرکت
هواپیمایی ایر کانادا هستیم که به اتکاء اتحادیه کارگری خود،
حتی دستوردولت در شکستن اعتصاب و بازگشت به کار را نادیده
میگیرند. چرا اعضای کنگره نباید به همان صورت با تشکل و بوجود
آوردن اتحادیه خود را در جایگاهی قرار دهند که وجودیت و
مشروعیت میافریند. کافیست که تعدادشان از تعداد اعضای حامی
کنگره بیشتر گردد تا با توافق و یا بی توافق هییت مدیره، تشکیل
مجمع عمومی فوقالعاده داده و تصمیمگیری نمایند.
اگر باشند کسانی در هییت مدیره که این روش
دموکراتیک و مشروع را غیر قانونی بدانند، تنها راه حل آنها
متوسل شدن به مراجع قضایی است، که با گذشته سیاهی که از خود به
جای گذاشتهاند بعید به نظر میاید.
از این جا به بعد، فقط فعالیتها و فراگیری دو
نهاد با یک نام، و یا بهتر بگوییم، یک نهاد و دو مدعی، محکی بر
صداقت و مشروعیت است.
مانع اصلی پیروی از این روش، قالبهای ذهنی،
عدم اعتماد به نفس، و عدم آشنایی و باور به دموکراسی است. این
روش، نوعی نافرمانی مدنی صلح آمیز برای حل مشکل در نهاد عضو
محوری همچون کنگره ایرانیان است. ورای نتایجی که به همراه
خواهد داشت، تجربه بسیار غنی در رابطه با دموکراسی و امکانات
گستردهاش میتواند باشد.
یکی از امتیازات این روش که فقط به انگیزه نیاز
دارد، امکان تفاهم و توافق میان معترضین و هییت مدیره در همان
ابتدای راه است.
از آنجاییکه هم صبرم طویل و هم اینکه به
روشهای ارگانیک باور دارم، به دنبال آن نیستم که کسی را
متقاعد و همراه ساخته و یا به مهندسی جناحی بپردازم که نزد
فعالان کنگره، چه موافق و چه مخالف مرسوم است. از جناحی عمل
کردن پرهیز و به موافق و مخالف با یک نگاه مینگرم و بدون
جانبداری و بدون آنکه گذشتهها را در نظر داشته باشم با آنها
برخورد میکنم. از آنجاییکه هدف جایگزینی و یا قدرت طلبی نیست،
لازم است که اینچنین عمل نمود تا شکاف از میان برداشته شود. که
غیر از این، مانند آنچه در سال ۲۰۱۵ گذشت، این احتمال است که
از چاله در آمده و در چاهی دیگر فرو رفت.
گرایشات سیاسی ما را به مقابله با براندازانی
که کنگره را در آنزمان در اختیار داشتند، وادار نساخت، بلکه
رفتار غیر دموکراتیک آنها ما را در کنار کسانی قرار داد که در
عمل، بیگانهتر به دموکراسی میباشند.
تا زمانیکه تغییرات اساسی در اساسنامه در جهت
توازن قوا میان اعضاء و هییت مدیره بوجود نیاید، بوجود آوردن
تشکلهایی مانند اتحادیه، انجمن، سندیکا، مجمع، باشگاه، و
کانون میتوانند راهگشا باشند. چه بهتر که این تشکلها متعدد
باشند تا هم تنوع عقاید بوجود آید و هم رقابتها، به فراگیری و
پویایی بیافزاید.
متاسفانه از انتخابات ۲۰۲۰ که همزمان با کوید
بود، انگیزهها بیرنگ و تمایل به گفتگوهای مجازی که به ندرت
به فعالیتهای عملی میانجامند افزایش پیدا کرده است. |
نیمی از راه
حل
مشکل فرهنگیست
فکر میکردیم
مشکل اساسنامه است
در جایگاههای
مختلف قرار داشتن فعالان باقیمانده کنگره ایرانیان
چند صدا فراتر
میرود
از این طریق
امکان همه راهحل ها وجود دارد
چه فرقی بین
این و آنست
تغییرات
دموکراتیک از محالات است
تشکل مشروعیت
بوجود میآورد
یک نهاد و دو
مدعی
هدف جایگزینی
و قدرت طلبی نیست
مشکل گرایشات
سیاسی نیست
افزایش تمایل
به گفتگوهای مجازی |