در واکنش به یک برانداز
بخش اول - بهرنگ چه گفت!  

پنجشنبه ۲۸ آگوست ۲۰۲۵
نشریه شهرما (تورنتو) مهدی شمس

بازگشت به صفحه اصلی


با تقدیر اغاز میکنم تا برداشت ناخوشایندی از نقد، انتقاد و اعتراضی که این نوشتار در دل دارد، آزردگی بوجود نیاید. که اگر به نقدش میافزایم مقصود تخریب و اگر به طنرش میکشانم منظور تحقیر نیست.

از کمپین بازپسگیری کنگره ایرانیان که نشست سوم خود را در روز یکشنبه ۲۴ آگوست برگزار کرد، آغاز میکنم. به معرفی کمپین پرداختند و این امکان را بوجود آورده اند که حتی مخالفین، حرف دل را امروز مطرح کنند و نه فردایی که سرخوردگی میافریند. تا بتوانیم آنها را بهانه قرار داده و به ریشه مشکلات بپردازیم.

سپس از بهرنگ رهبری که در نشست اول این سری گفتگو‌ها که در سوم آگوست در کلاب هاوس برگزار شد، یکبار دیگر اعتراضات خود را مطرح ساخت. تا دریابیم که اصرار و تکرار بیهوده نیست و باید ادامه پیدا کنند تا دوست و دشمن با این نهاد و دلیل وجودیتش آشنا گردند.

با شنیدن سخنان بهرنگ رهبری، اگر من هم حال و احوال سال‌‌های دور را داشتم، چه بسا که او را نفوذی و همسو میخواندم، که هدفی جز تضعیف و تخریب ندارد. با شناختی که از بهرنگ عزیز دارم و با تغییر و تحولی که در خود می‌بینم، حتی اگر سناریو ۲۰۲۰ تکرار و تسلط همسویان ادامه پیدا کند،، با روی خوش و منش دموکراتیک با آن برخورد خواهم کرد. که مشکل ما اینست که نمی‌آموریم و آموخته‌ها را بکار نمیگیریم.

افسوس من از اینست که چرا در پنج سال بعد از آن انتخابات، به گفتگو در باره دلایل شکست و چرایی نحوه عمل بعضی از خودی‌ها نپرداختیم. اما جای شکرش باقیست که در زمان رقابت‌های انتخاباتی نیستیم تا یکبار دیگر گوشه‌گیری را انتخاب کنیم.

از طریق متنی که همراه سخنان ۱۳ دقیقه‌ای بهرنگ عزیز در دسترس همگان قرار داده‌ام، و ویدئو‌های یک دقیقه‌ای روزانه، حق مطلب را ادا نموده‌ام، بگذریم که گفنتی ها ناپایان‌اند.

برای آنهاییکه با کنگره ایرانیان آشنایی ندارند شاید لازم باشد که با شرح مختصر وضعیت کنونی و آنچه در حال صورت گرفتن است اغاز کنیم:

-         موضوع کنگره ایرانیان است که اساساً نهادی غیرسیاسی برای امور ایرانیان در کانادا است.

-         اما طی ۸ سال گذشته، مدیریت آن در دست گروهی نزدیک به جمهوری اسلامی بوده.

-         تلاش شده که از راه‌های قانونی جلوی سوء‌استفاده‌ها گرفته شود. انتخابات سالمی در سال ۲۰۲۰ برگزار شد، ولی به دلایل مختلف، از جمله مخالفت برخی از "خودی‌ها"، عملن تغییری بوجود نیامد.

-         دوباره کمپینی برای بازپس‌گیری این نهاد از انحصارگرایان راه افتاده، ولی باز همان مشکلات قبلی بصورت پراکنده در حال تکرار میباشند. تا کنون دو نفر از همان افراد، از جمله بهرنگ رهبری در برابر این حرکت مقاومت نشان داده‌اند.

سخنان بهرنگ عزیز، که میتواند نمایانگر تفکرات بسیاری از براندازان باشد را میتوان اینگونه جمع‌بندی نمود:

۱- کارنامه کنگره ایرانیان کانادا در دوره‌های ۲۰۱۸ تا کنون

o        تلاش برای بازگشایی سفارت جمهوری اسلامی، شکست خورد.

o        در جلوگیری از قرار گرفتن سپاه در لیست تروریستی، موفق نشدند.

o        در جلوگیری از تحریم‌ها و قانون ماگنیتسکی، شکست خوردند.

o        لابیگری برای روابط اقتصادی ایران-کانادا نتیجه‌ای نداشت.

o        در کل: کنگره نتوانسته منافع جمهوری اسلامی را پیش ببرد.

۲- مقایسه با سایر کامیونیتی‌ها مانند اوکراینی‌ها

o        آن‌ها در رابطه با حمله نظامی به کشورشان تظاهرات‌های وسیعی راه انداختند چون موضع روشنی دارند.

o        ایرانی‌ها هنوز تکلیفشان با بسیاری مسائل روشن نیست،از جمله مواضع نسبت به جمهوری اسلامی، اسرائیل، و سپاه.

۳- انتقاد از اپوزیسیون و فعالان ایرانی

o        در میان مخالفان هم افراد متناقض وجود دارند، از جمله یکی از آنهاییکه در انتخابات ۲۰۲۰ کاندیدای انتخاباتی کمپین بازپسگیری بود. این فرد زمانی، قاسم سلیمانی را تحسین کرده و آنرا قهرمان ملی، و تشییع جنازه حکومتی برای این فرد را مردمی میدانست.

o        برخی از فعالان برانداز به نیروهای رادیکال و تندرو و دست راستی متهم می‌شوند و برای همین وحدت در میان مخالفین شکل نمی‌گیرد.

۴- نتیجه‌گیری

o        قبل از بازپس‌گیری یا تأسیس هر نهادی، ایرانیان باید تکلیفشان را با مسائل کلان سیاسی در رابطه با رژیم روشن کنند.

o        حتی بدون کنگره، ایرانیان می‌توانند صدایشان را به سیاستمداران کانادایی از طریق ایمیل، تجمعات، کمپین‌های مردمی برسانند.

o        پس شاید بازپس‌گیری نهاد اولویت نباشد؛ بلکه اولویت، وحدت فکری و تعیین مواضع سیاسی نسبت به جمهوری اسلامی است.

با نگرشی مشابه نحوه تفکر بهرنگ رهبری به تحلیل و پاسخگویی میپردازم و در نوشتاری دیگر نظرات خود را مطرح خواهم کرد. در ضمن بنا به خواسته بهرنگ، تکلیف خود را با سه موردی که برای ایشان جنبه حیاتی دارند، صریح و آشکار روشن خواهم کرد.

۱- زیرسؤال بردن ضرورت کنگره

o        در ظاهر بهرنگ میگوید که چون کنگره نتوانسته برای جمهوری اسلامی لابی مؤثری باشد، پس خطر زیادی ندارد و حتی شاید نیازی به بازپس‌گیری‌اش نباشد.

o        این استدلال خطرناک است، چون فراموش می‌کند که کنترل یک نهاد رسمی و شناخته‌شده در کانادا توسط افراد نزدیک به جمهوری اسلامی، به خودی خود سرمایه نمادین و رسانه‌ای بزرگی برای آن جریان است، حتی اگر در عمل موفق به لابی‌گری گسترده نشوند.

۲- تاکتیک جابه‌جایی مسأله و یا به حاشیه کشیدن اصل مطلب

o        به جای اینکه روی خلافکاری و یا انحصارگرایی هیئت‌مدیره تمرکز کند، بحث را به سمت "اختلافات داخلی ایرانیان" و "ابهام در مواضع سیاسی" می‌برد.

o        این تغییر جهت می‌تواند باعث تضعیف انگیزه جمعی برای اقدام عملی شود.

۳- دوگانه‌سازی وحدت در مقابل بازپس‌گیری نهاد

o        بهرنگ می‌گوید: اول باید مواضع‌مان را یکدست کنیم، بعد سراغ نهاد برویم.

o        اما در عمل، هیچ جامعه‌ی دموکراتیکی مواضع کاملاً یکدست ندارد. فلسفه‌ی نهادهای دموکراتیک، مثل همین کنگره، دقیقاً این است که اختلاف نظرها درون یک چارچوب شفاف و انتخاباتی مدیریت شود، نه اینکه همه اول متحد شوند و بعد نهادی بسازند.

۴- تقلیل نقش نهاد مدنی

o        بهرنگ با اشاره به ارسال ایمیل به سیاستمداران، نقش کنگره را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد. این استدلال هم سطحی است، چون در سیاست کانادایی نهادهای ثبت‌شده و دموکراتیک نمایندگی بسیار قوی‌تری دارند تا افراد پراکنده. هیچ سیاستمداری صدای "جامعه سازمان‌یافته" را برابر با "تجمعات موردی" تلقی نمی‌کند.

۵- تأثیر روانی سخنان بهرنگ

o        پیام نهایی بهرنگ: انرژی‌تان را هدر ندهید، بازپس‌گیری کنگره مهم نیست.

o        این در واقع همان چیزی است که همسویان در پی آن هستند، چون مانع ایجاد یک نیروی سازمان‌یافته می‌شود.

 جمع‌بندی:

بهرنگ در ظاهر انتقادی و بی‌طرفانه سخن میگوید، اما عملاً:

-         مشروعیت تلاش برای بازپس‌گیری کنگره را زیر سؤال می‌برد.

-         اولویت را از "اقدام عملی" به "بحث‌های بی‌پایان" منتقل می‌کند.

-         شکاف درونی را پررنگ می‌سازد و نتیجه می‌گیرد که تا وقتی مواضع روشن نشده، کاری نکنیم.

-         به بیان دیگر، این سخنان بیشتر کمپین را تضعیف و نا امیدی بوجود میاورد.

 

تقدیر از بهرنگ رهبری و کمپین بازپسگیری کنگره ایرانیان

 

 

 

 

 

 

 

برخورد با منش دموکراتیک

 

 

 

عدم بررسی شکست و چرایی آن

 

 

 

 

شرخ مختصر از وضعیت کنونی کنگره

 

 

 

متوسل شدن به راه‌های قانوپنی

 

 

 

 

 

همسویی در جهت منافع جمهوری اسلامی

 

 

 

 

 

ضعیف عمل کردن در مقایسه با کامیونیت اوکراینی

 

 

 

 

یاد آوری حکایات گذشته

 

 

 

 

 

 

 

عدم اولویت بازپسگیری کنگره

 

 

 

 

 

 

استدلال خطرناک

 

 

 

 

 

 

ابهام در مواضع سیاسی

 

 

 

 

 

هیچ جامعه دموکراتیک یکدست نیست

 

روزی یک دقیقه با دموکراسی - پنج دقیقه با بهرنگ رهبری- هفته پنجم

جمعه
نتیجه گیری انحرافی
پنجشنبه
حاشیه سازی انحرافی
چهارشنبه
ایمیل به جای نهاد
سه شنبه
 کارنامه شکست‌ها
دوشنبه
تضعیف کمپین

بازگشت به صفحه اصلی

Last Edited 29/08/2025 - For all comments on this site info@iccma.ca