|
در روز یکشنبه
۷
سپتامبر، ساعت
۳
بعدازظهر در بنیاد پریا در تورنتو،
پنجمین گردهمایی «کمیته دموکراسی» با موضوع
«انگیزه و دموکراسی»
برگزار خواهد شد. شاید این موضوع در نگاه اول
کمی انتزاعی به نظر برسد، اما در واقع مستقیماً به مشکلات
روزمره ما، چه بهعنوان فرد، چه بهعنوان جامعه، و چه بهعنوان
کسانی که در پی زیستن در چارچوب ارزشهای دموکراتیک هستند،
مربوط میشود.

این نوشتار توضیح میدهد که چرا من «انگیزه» را
در قلب دموکراسی میبینم، چرا اتکای صرف به آموزش کافی نیست، و
چگونه ایجاد محیط مناسب برای مشارکت میتواند دموکراسی را از
یک ایده به یک تجربه واقعی تبدیل کند.
دموکراسی اغلب به رویهها تقلیل داده میشود:
انتخابات، قوانین، رأیگیری و مناظرهها. اینها لازماند، اما
کافی نیستند. در اصل، دموکراسی درباره مشارکت مردم در شکلدادن
به جامعه است. اگر مردم تمایلی به مشارکت نداشته باشند،
نهادهای دموکراسی، تهی، پوک و بیروح خواهند ماند.
پرسش اساسی این است:
چه چیزی مردم را به مشارکت میکشاند؟
برخی میگویند آموزش پاسخ است. اگر مردم آگاه باشند، بهطور
طبیعی وارد میدان میشوند. اما تجربه نشان میدهد که آگاهی
بهتنهایی به عمل نمیانجامد. بسیاری از شهروندان باسواد و
آگاه هیچگاه قدمی در مسیر مشارکت برنمیدارند. اگر هم
برمیدارند، بیشتر برای منافع شخصی است. چیزی بیشتر لازم است:
انگیزه.
انگیزه همان جرقهای است که آگاهی را به عمل،
اندیشه را به ابتکار، و نگرانی فردی را به مشارکت جمعی تبدیل
میکند. بدون انگیزه، دموکراسی به صحنهای بدل میشود که در آن
فقط معدودی صدا شنیده میشوند و اکثریت در سکوت نظارهگر باقی
میمانند.
در بسیاری از جوامع، از جمله جامعه ما، صحنه،
اغلب در اختیار «چهرههای شناختهشده» است: شخصیتهای عمومی،
روشنفکران یا افراد سرشناس. متأسفانه دغدغه اصلی این افراد گاه
بیشتر حفظ یا افزایش اعتبار شخصی است تا ایجاد فضای مشارکت
برای دیگران. در نتیجه، بهجای تقویت صدای مردم عادی،
بیاختیار آنان را به حاشیه میرانند.
این وضعیت، وابستگی به «رهبر» را تقویت میکند
و شهروندان معمولی را از درک ظرفیتهای خود بازمیدارد. اما
دموکراسی نمیتواند بر تماشاگر بودن اکثریت بنا شود؛ به حضور
فعال همه نیاز دارد.
به همین دلیل است که کمیته دموکراسی بر چهرهها
یا دستورکارهای خاص متکی نیست. کمیته تریبونی است برای همه، نه
سکویی برای معدود افراد شناختهشده.
نکته اصلی و محور بحث
۷
سپتامبر این است که انگیزه در دموکراسی را نمیتوان «آموزش
داد» یا «تزریق کرد». نه از سوی کارشناسان و نه از جانب مدعیان
رهبری.
انگیزه زمانی شکل میگیرد که محیط مناسب فراهم
باشد. وقتی افراد احساس احترام کنند، وقتی صدایشان واقعاً
شنیده شود، و وقتی بتوانند متناسب با آمادگیهای خود مشارکت
کنند، انگیزه بهطور طبیعی زاده میشود.
گردهماییای را تصور کنید که در آن هر نفر زمان
برابر برای بیان دیدگاه خود دارد؛ جایی که شنیدن به اندازه سخن
گفتن ارزشمند است؛ جایی که حتی دیدگاههای متضاد هم پذیرفته
میشوند. در چنین فضایی، مشارکت نه وظیفهای سنگین، بلکه دعوتی
طبیعی و دلنشین خواهد بود.
در عصر دیجیتال امروز، گروههای مجازی و جلسات
آنلاین فراواناند. آنها مفیدند، اما بهندرت تعهد پایدار
ایجاد میکنند. ارتباطات دیجیتال، با وجود سهولت، اغلب فاقد
پیوندهای عمیقی هستند که اقدام جمعی را در زمان دشواریها حفظ
کنند.
در مقابل، دیدارهای حضوری چیزی فراتر به همراه
دارند: رابطهای که از طریق تماس مستقیم، احساسات مشترک، و
شناخت چهرهبهچهره ساخته میشود. وقتی افراد به چشم هم نگاه
میکنند، دست میدهند یا حتی در یک اتاق با هم بحث، میکننده و
میخندند، رشتهای از اعتماد میبافند.
این اعتماد همان چیزی است که انگیزه را پایدار
میکند. به همین دلیل، کمیته دموکراسی بر گردهمایی حضوری تأکید
دارد. این جلسات فقط گفتگو نیستند؛ تمرینیاند برای زندگی جمعی
که دموکراسی را تقویت و نهادینه میکند.
یکی از تصاویر زیبا برای دموکراسی، آب است. یک
قطره کوچک و شکننده است. اما وقتی قطرهها به هم میپیوندند،
باریکهای میسازند؛ سپس رود، و سرانجام دریا. دموکراسی هم
همینگونه رشد میکند. هر صدا شاید در تنهایی ناچیز به نظر
برسد، اما در کنار هم جریانی قدرتمند میسازند که میتواند
مسیر جامعه را تغییر دهد.
کمیته دموکراسی قصد ندارد مقصدی تحمیل کند یا
مسیری از پیش تعیینشده ارائه دهد. هدف آن فقط این است که
محیطی فراهم کند تا قطرهها به هم بپیوندند و انگیزههای فردی
به جریان جمعی بدل شوند.
دعوتی به اندیشیدن جمعی، لب گشودن جمعی و اقدام جمعی.
دموکراسی نمیتواند از بالا طراحی یا مانند یک
پروژه شرکتی مدیریت شود. دموکراسی باید از دل خواستهها،
تناقضها و تنوع واقعی مردم بجوشد.
به همین دلیل است که گردهماییهای ما در پی
«پاسخ درست» یا «تصمیم نهایی» نیستند. ما بیشتر بر فرآیند
شنیدن، گفتن و یادگیری از یکدیگر، و بکار گیری آموختهها تأکید
داریم. در دموکراسی، مسیر حرکت به اندازه مقصد اهمیت دارد.
دموکراسی معمولاً با دو ارزش بنیادین تعریف
میشود: آزادی و برابری.
این دو ضروریاند، اما کافی نیستند. بدون
برادری یا همبستگی و حمایت، دموکراسی به بازاری از منافع
فردی تبدیل میشود، نه جامعهای از انسانهای مسئول در قبال
یکدیگر.
وقتی انگیزه در محیطی سالم پرورش یابد، بهطور
طبیعی به همبستگی منجر میشود. وقتی فرد حس کند صدایش شنیده
میشود، او هم به صدای دیگران اهمیت خواهد داد. این شناخت
متقابل، بذر برادری است.
نقش کمیته دموکراسی نه تعیین اهداف از بالا و
نه تجویز راهحلهاست. نقش آن فراهمکردن محیط است:
میکروفونی برای شنیدن صداهای خاموش، فضایی برای شکلگیری
انگیزه، و محلی برای پیوند افراد در قالب جامعه.
کمیته یادآور این حقیقت است که دموکراسی نظامی
کامل و آماده نیست که از بالا به ما برسد، بلکه تجربهای زنده
است که از پایین و از دل مشارکت جمعی پرورانده میشود.
این یکشنبه،
۷
سپتامبر، در بنیاد پریا، شما را به مشارکت دعوت میکنم. نه
بهعنوان مهمان سخنگو و نه تماشاگر، بلکه بهعنوان عضو فعال.
نگرانیها، دیدگاهها، تردیدها و امیدهای خود را بیاورید. حتی
اگر سکوت دارید، سکوتتان هم معنایی دارد وقتی در جمع به اشتراک
گذاشته شود.
موضوع ما انگیزه و دموکراسی است. اما در
حقیقت موضوع خود ما هستیم: اینکه چگونه میتوانیم اراده و
توانایی شکلدادن به آینده مشترکمان را پیدا کنیم.
دموکراسی هدیهای نیست که دیگران به ما تقدیم
کنند؛ دموکراسی چیزی است که ما با هم میسازیم—قطره به قطره،
گام به گام، صدا به صدا. |