من، کریم و افسر پلیس 

پنجشنبه ۱۱سپتامبر ۲۰۲۵
نشریه شهرما (تورنتو) مهدی شمس

بازگشت به صفحه اصلی


آنچه که قبلن خوانده و شنیده‌ایم، برای خود ما روی میدهد، احساس بسیار متفاوتی خواهیم داشت. ناگهان، آن دیگر فقط یک داستان نیست - بلکه واقعیتی است که بیداری بوجود میاورد.

به فکر خواهیم فرو رفت که اگر زمانی که هنوز حق انتخاب داشتیم، واکنش نشان داده بودیم، شاید اکنون که به یک ضرورت تبدیل شده است، مجبور به اقدام نمی‌شدیم.

بیش از هر زمان دیگری، به این باور رسیده‌ام که تعامل، دیگر اختیاری نیست - یک ضرورت است.

آنچه را که در این نوشتار در میان میگذارم، واقعه حقیقی میباشد که شخصن در روز چهارشنبه ۳ سپتامبر در محل کار تجربه کرده‌ام. تلاش زیادی کرده‌ام که از پیش‌داوری پرهیز و تحت تاثیر ظواهر قرار نگیرم. حتی زمانی که عقل به گونه‌ای دیگر حکم میکند. به خود اجازه نداده و نخواهم داد که با بداقبالی که بعضی‌ از ما از بدو تولد همراه شده‌اند، همراه شوم.

در رابطه با این واقعه، نامه‌ای برای نخست وزیر انتاریو، رئیس‌پلیس، شهردار، پلیس منطقه ۴۲ (ویلودیل)، نمایندگان فدرال، استانی و شورای شهر ویلودیل، تعداد دیگری از مسئولین و رسانه‌های سراسری ارسال داشته‌ام. از انجاییکه شهروندان را نیز مخاطب قرار داده‌ام، ترجمه آن و مراحل بعدی حکایت خود با افسر پلیس و کریم هم‌تبار را با شما خوانندگان در میان میگذارم.

رهبران و شهروندان عزیز،

احساس وظیفه می‌کنم که تجربه‌ نگران‌کننده خود را با شما ـ دولتمردان، سیاستمداران، مسئولان، و شهروندان ـ در میان بگذارم. زیرا آنچه برای من رخ داد صرفاً یک مسئله شخصی یا محلی نیست؛ بلکه موضوعی است در ارتباط با ایمنی عمومی، پاسخگویی، امنیت و اعتماد به نهادهاییکه که بر زندگی هر کانادایی تاثیر گذار میباشد.

حدود سه دهه در «ویلودیل» زندگی و کار میکنم. روز چهارشنبه ۳ سپتامبر ۲۰۲۵، فردی وارد محل کسب من میشود، سفارش خود را برداشته و بدون پرداخت هزینه، قصد ترک محل را میکند. ممانعت من از خروج کیف بسیار بزرگی که روی چرخ‌دستی حمل میکرد، او را برانداشت که با پلیس تماس بگیرد. چندین بار با شماره ۹۱۱ و اداره پلیس بخش ۴۲ در ویلودیل تماس گرفت، حتی با سرپرست شیفت به جر و بحث و داد و فریاد پرداخت. از انجاییکه این مورد حالت اضطراری نداشت، به ایشان توضیح داده میشد که میبایست منتظر بماند، یا هزینه را بپردازد و یا اینکه سفارش انجام شده را برندارد. بالاخره برای بوجود آوردن وضعیت اضطراری، به دروغ مدعی شد که چاقویی در صحنه وجود دارد ـ تاکتیکی که ثابت شد برای جابجایی نیروی‌های انتظامی بسیار موثر است.

با وجود آنکه نیروی انتظامی بخش ۴۲ با تماس‌های تلفنی قبلی، میبایست شناختی از وضعیت روحی و روانی این فرد پیدا کرده باشد، بلافاصله دو خودرو و سه مأمور را صرفاً به دلیل این ادعای دروغین اعزام کرد. این نه تنها آسیب‌پذیری سیستم در برابر سوءاستفاده را نشان میدهد، بلکه ساده‌انگاری مأموران را نیز آشکار میسازد؛ مأمورانی که نا‌اگاهانه در نمایشی از پیش طراحی‌شده، برای سوء‌استفاده از روندهای پلیس گرفتار شدند.

پایین بودن مبلغ مورد اختلاف، و نحوه صحنه‌سازی، این احتمال را میدهند که این فرد در گذشته نیز از این ترفند استفاده کرده باشد. چه بسا که بسیاری از صاحبان مشاغل برای پرهیز از چنین دردسرهایی تسلیم میشوند.

اما نگرانی اصلی من نه رفتار این فرد، بلکه عملکرد یکی از سه مأموران اعزامی میباشد.

به جای آنکه به فردی که با تماس دروغین مرتکب اخلال و ایجاد چنین وضعیتی شده توجه شود، یکی از مأموران جوان به محض رسیدن، پرخاشگری خود را متوجه من میکند. بدون در نظر گرفتن اینکه من شهروندی ۷۴ ساله و صاحب کسب‌وکار در این منطقه هستم، با خشونت به سمت من پیش آمده، دستبند میزند، بازرسی بدنی، و در برابر مشتریان و همسایگان من را بازداشت و در تمام طول تحقیقات، دستبند به دست در خودروی پلیس نگاه میدارد. بدون آنکه جویا گردند که موضوعی که باعث بوجود آمدن این حادثه شده چیست، به آن فرد اجازه رفتن میدهند. بعد از بازگشت به من و شنیدنم، تازه متوجه میگردند که این فرد سفارشی که هزینه آن پرداخت نشده است را در کیف خود در حال بردن دارد.

غیر از تحقیرآمیز بودن، چنین برخورد و رفتاری میتواند خطرناک و به وضعیت ناگواری بیانجامد. مأموری که بیش از حد احساس ناامنی می‌کند و در حالتی که مسلح است با پرخاشگری واکنش نشان می‌دهد، تهدیدی جدی برای ایمنی عمومی به شمار می‌رود. اگر چنین رفتاری اصلاح نشود، ممکن است روزی به پیامدهایی فاجعه‌بار و مرگبار برای افراد بی‌گناه یا حتی مظنونان منجر شود.

من شدیدن معتقدم که این افسر پلیس به کمک نیاز دارد: آموزش برای کنترل خشم، راهنمایی در ارزیابی صحیح موقعیت‌ها پیش از اقدام، و کمک برای تقویت اعتماد به ‌نفس. اگر چنین بهبودی امکان‌پذیر نباشد، او نباید به وظایف خط مقدم که مستلزم حمل سلاح و تعامل مستقیم با مردم است گماشته شود.

فردی که این وضعیت خطرناک را ایجاد کرد تنها با یک هشدار آزاد شد. تا جایی که من اطلاع دارم، پلیس حتی بررسی نکرد که آیا او قبلاً هم از این شگرد استفاده کرده است یا خیر. چنین مصونیتی در برابر اخلال، نه تنها منابع ارزشمند را هدر می‌دهد، بلکه سوءاستفاده‌های مکرر را تشویق کرده و جان مردم را به خطر می‌اندازد.

وظیفه شهروندی ایجاب میکند که نه تنها از حقوق شخصی‌ خود دفاع کنم، بلکه مسئولین را نسبت به امنیت عمومی پاسخگو سازم. جامعه ما باید اطمینان داشته باشد که مأموران پلیس برای حفاظت از ما وارد صحنه میشوند، نه برای اینکه احساس ناامنی بیشتری در ما ایجاد کنند.

برای جلب توجه مقامات انتظامی به این موارد بسیار مهم راه دیگری جز شکایت رسمی از این افسر پلیس در مقابل خود نمی‌بینم. از شما می‌خواهم که این واقعه را با جدیت بررسی کنید؛ هم برای اجرای عدالت در مورد من، و هم برای تقویت اعتماد عمومی به نیرو‌های انتظامی.

از این رو، خواستارم که به موارد زیر توجه شود:

-          نظارت بیشتر برای اطمینان از اینکه با تماس‌های اضطراری دروغین به عنوان جرم کیفری برخورد شود و نه یک اخطار لفظی،

-          آموزش بیشتر مأموران انتظامی جهت افزایش اعتماد به نفس، واکنش همراه با آرامش و تشخیص وضعیت درست،

-          تعهد رهبران سیاسی و پلیس برای بازسازی اعتماد عمومی از طریق رسیدگی به این کاستی‌های سیستماتیک.

با روبرو شدن و قرار گرفتن در کنار مامورین انتظامی، ما شهروندان باید احساس امنیت بیشتری کنیم و نه اینکه به علت آگاهی از ضعف‌‌های آنها، احساس خطر کنیم. این فقط مربوط به تجربه من نیست؛ بلکه به امنیت، حقوق و اعتماد همه کانادایی‌ها مربوط است.

اطلاعات و جزئیات بیشتری در اختیار دارم که میتوانم در دسترس مسئولین قرار دهم.

 

مبدل شدن داستان به واقعیت

 

 

 

 

تعامل دیگر اختیاری نیست

 

 

 

 

 

 

 

 

عقل به گونه‌ای دیگر حکم میکند

 

 

 

 

 

 

مخاطب قرار دادن دولتمردان و شهروندان

 

 

خودداری از پرداخت سفارش

 

 

 

 

تحت تاثیر اداعای دروغ

 

 

 

 

 

نگرانی بیشتر از نحوه عملکرد افسران پلیس

 

 

 

 

عدم احساس امنیت افسر پلیس

 

 

 

سه ضعف افسر پلیس

 

 

جابجایی مجرم و بی‌گناه

 

 

مامورین انتظامی برای حفاظت و نه ایجاد ترس

 

 

 

 

 

سه خواسته

روزی یک دقیقه با دموکراسی - ۵ دقیقه دوم با بهرنگ رهبری - هفته هفتم

  جمعه
نحریم‌ها
پنجشنبه
لیست تروریستی
چهار شنبه
بازگشایی سفارت
سه شنبه
جمهوری اسلامی
دوشنبه
شفافیت/ پاسخگویی

بازگشت به صفحه اصلی

Last Edited 23/09/2025 - For all comments on this site info@iccma.ca