|
از شرح مختصر حکایت خودداری میکنم، چون در ادامه مقاله حکایت
ناخشنودی که یکی از همتبارهای ما برای من آفرید مشخص
میگردد.
هفته گذشته از نامه قدردانی خود به افسر تحقیقات گفتم که در
پاسخ ضمن تشکر از حضور من در اداره پلیس منطقه ویلودیل که این
امکان را برای ایشان بوجود آورد که عذرخواهی کند و اینکه من
جنبههای عمومی این مورد را نیز در نظر دارم قدردانی نمود.

ایشان اظهار داشت که با افسر مربوطه صحبت خواهد کرد و نظر خود
را در مورد این حادثه و راهنماییهای لازم برای آینده بیان
خواهد کرد. در ضمن با افسر ارشد ایشان که با نظر او موافق
میباشد صحبت کرده و هر دو تشخیص دادهاند که این مورد میتواند
به آموزش مربوط شده که شاید بتوانند نکات مثبتی در آن پیدا
کنند.
ایشان ضمن اشاره به اینکه که این مورد هیچ تاثیری بر سابقه
شخصی و تعاملات آینده من با پلیس نخواهد داشت، اظهار میدارد که
متاسفانه نمیتواند مورد دستبندزدن من را از سوابق پلیس حذف
کند. برای دریافت نسخهای از ویدیوی مربوطه در قبال مبلغ اندکی
لازم است که به اداره مرکزی پلیس در مرکز شهر تورنتو مراجعه
نمایم.
به عکس اطلاعرسانی این واقعه در گروههای فارسی زبان در
سوشیال مدیا، در دو گروه انگلیسیزبان ویلودیل گفتگوهایی آغاز
و تا امروز دو واقعه دیگر که در همین منطقه و به همین افسر
تحقیقات مربوط میگردد به اشتراک گذاشته شدهاند. جالب توجه
اینکه هر دوی این افراد تجربه و نظرات ناخوشایندی نسبت به این
افسر داشتهاند. البته برای من زود است که بخواهم بصورت قطعی
در این رابطه اظهار نظر نمایم.
در
پاسخ
به یکی از این افراد، نظر خود را نسبت به اینکه برخورد با
مشکلات بصورت فردی در ما تغییراتی را بوجود میاورند، در
صورتیکه برخورد،عمومی، جهان را تغییر میدهند، در میان
گذاشتهام. به نظر نمیآید که این دو فرد در گذشته مشکل خود را
بصورت عمومی مطرح کرده باشند. عمومی کردن این مورد که باعث
بوجود آمدن گفتگو و مطرح شدن موارد مشابه دیگر شده را میتوان
به حساب نتایج مثبت این واقعه ناخوشایند گذاشت. بخصوص که به
احتمال زیاد، پلیس نیز گفتگوها را دنبال خواهد نمود.
به عکس
برداشت
بعضی از افراد که برخورد دوستانه افسر تحقیقات ممکن است که نظر
من را نسبت به ادامه این مورد تغییر دهد،
قصد
دارم که با در نظر داشتن چند نکته به اعتراض و شکایت خود از
پلیس ادامه دهم:
- تبدیل یک حادثه منفی به یک اتفاق مثبت.
- اولویت دادن به جنبه عمومی نسبت به سرخوردگی و لطمات شخصی.
- بوجود آوردن امکان یادگیری برای همه.
در ضمن ویدئوهای روزی یکدقیقه با دموکراسی هفته گذشته خود را
به این رویداد و به بخشی که به سوء استفاده کریم مربوط میگردد
اختصاص دادم. در نظر دارم که هفته آینده به ضعفهای پلیس و
هفته بعد از آن به آنچه که من میتوانستم به غیر از آنی که
انجام دادم عمل کنم، بپردازم. این ویدئوها را با
زیرنویس
انگلیسی تهیه و در دسترس انگلیسی زبان نیز قرار خواهم داد.
روزی یکدقیقه با دموکراسی – هفته هشتم –
قصه من، کریم و افسر پلیس
دوشنبه
- سوءاستفاده از خلاها
چکیده قصه واقعی من و کریم:
۱ـ مشتری دروغ گفت.
۲- پلیس فریب خورد.
۳- صاحب کسبوکار قربانی اصلی شد.
بعضی از افراد میدانند که چطور از ضعفهای یک سیستم سوء
استفاده کنند. مثل کریم که برای اضطراری کردن، گفت که من
چاقویی در دست دارم و موضوع
اصلی که پرداخت هزینه سفارش بود را به حاشیه کشاند؛
و موفق شد که قوانین، پلیس و کل سیستم را به بازی بگیرد. به
خاطر دروغش به او یک اخطار لفظی دادند و به من دستبند زده شد.
چرا من و شما از این روش استفاده نکنیم؟ چون میدانیم که هر
بیعدالتی کوچک، آرامآرام اعتماد عمومی را از بین میبرد.
سه شنبه
- دروغ در بحران آفرینی
یک دروغ ساده میتواند کل سیستم را به حرکت درآورد. وقتی کریم
میبیند که تماسهایش با
۹۱۱
و پلیس محلی جواب نمیدهد، به دروغ میگوید که من چاقویی در دست
دارم. همین کافی بود که سه افسر و دو ماشین پلیس ظرف ده دقیقه
به صحنه بیایند. یعنی یک دروغ کوچک میتواند منابع عمومی را به
سمت اشتباه بکشد، پلیس را به بازیچه بگیرد و همزمان یک بیگناه
را گرفتار کند. این نشان میدهد که دروغ فقط مشکل اخلاقی نیست،
بلکه خطری واقعی برای امنیت عمومی است. اگر جامعه با دروغهای
کوچک مدارا کند، فردا ممکن است با بحرانهای بزرگتری روبهرو
شویم.
مجازات دروغ کریم یک اخطار شفاهی بود.
چهارشنبه
- ترس و فشار بر صاحبان مشاغل
خیلی از صاحبان کسبوکار حاضرند از حق خودشان بگذرند، فقط برای
اینکه دردسر نداشته باشند. مشتریهای دردسرساز، مثل کریم، این
را خوب میدانند و دقیقاً از همین نقطه فشار، استفاده میکنند.
در نتیجه، در اکثر مواقع صاحبان مشاغل مجبور میشوند هزینهها
را متقبل شوند تا از دعوا و مزاحمت دوری کنند. این روند نه
تنها به عدالت ضربه میزند، بلکه فرهنگ ترس را جا میاندازد.
اگر ما جلوی این رفتارها نایستیم، کمکم عادی میشوند و هرکسی
میتواند به راحتی با زور یا دروغ صاحب امتیاز شود.
موضوع وقتی خطرناک میشه که سادهلوحی و ضعفهای آموزشی افسران
تازه کار، ناخواسته آنها را به همدستی با خطاکاران وا میدارد.
پنجشنبه
- هزینه اجتماعی رفتار فردی
وقتی
یک نفر مانند کریم با نیت بد و یا از روی ناچاری رفتار میکند،
اثرش فقط روی قربانی مستقیم نیست. دروغ، سوءاستفاده و ایجاد
بحران باعث میشود اعتماد عمومی به همسایهها، مشتریها و حتی
به پلیس کمتر شود. این یعنی، یک رفتار شخصی، میتواند به
بیاعتمادی اجتماعی ختم شود. هزینه خطاکاری این نوع افراد، روی
دوش کل جامعه گذاشته میشود. اگر فقط یک پلیس، با تماس اول، در
محل حاضر شده بود، لازم نمیشد، که دو اتومبیل و سه افسر پلیس
وقت خود را صرف تحقیقات در رابطه با چاقو به هدر دهند. این
هزینهها را مالیات دهندگان میپردازند. بگذریم که این ماجرا به
همین جا ختم نمیشود.
جمعه -
وظیفه شهروندی
از نظر اخلاقی، لازم است که تجربههای خودمان را با دیگران در
میان بگذاریم. وقتی درباره مشکلات سکوت میکنیم، فرصت اصلاح از
دست میرود. قبل از من هم، چه بسا که کریم از این روش استفاده
کرده، و دیگران به خاطر ترس یا بیحوصلگی چیزی نگفته باشند. من
باور دارم اگر همه تجربیات خودشان را به اشتراک بگذارند، جامعه
مثل یک خانواده بزرگ، میتواند جلوی تکرار این بیعدالتیها را
بگیرد. آگاهی عمومی، بزرگترین سلاح در برابر سوءاستفادههاست.
غیر از این چه اقدامات دیگری میتوانیم بصورت جمعی انجام دهیم
که کریم از ادامه چنین اعمالی خودداری کند؟ آیا لازم است که
بصورت مستقیم و آشکار، کریم را معرفی کرد؟ |
پاسخ افسر
تحقیقات
ضعف آموزشی
عدم امکان حذف
دستگیری
دو واقعه
در اداره پلیس ۳۲ ویلودیل
عدم مطرح کردن
عمو می
اطمینان بخشیدن
به ادامه پیگیری
زیر نویسی
ویدئوهای روزی یک دقیقه با دموکراسی
یک دروغ گفت، یکی
فریب خورد و دیگری قربانی شد
دروغی که جا به
جا کرد
گذشتن از حق برای
جلوگیری از دردسر
لطمه وارد کردن
بر اعتماد اجتماعی
فرصت اصلاح را از
دست ندهیم |