کنگره ایرانیان از یاد و بربادرفته
 بخش دوم

پنجشنبه ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵
نشریه شهرما (تورنتو) مهدی شمس

بازگشت به صفحه اصلی


اخیرن، قبل از نوشتن در باره کنگره ایرانیان، قلم را در دو دست می‌فشارم، آنرا بر سینه میگذارم و از آن تمنا میکنم که تا جای امکان عبارات من را با مهر و محبت در‌آمیزد، بخصوص در این ایام مقدس. در ضمن، دست به دامان خداوند میشوم که دل‌های ما را بیشتر به نور خود آشنا سازد تا بر مدارایی و گذشتمان افزوده گردد. (آمین)

مقاله قبلی را به گزارشی از گردهمایی اخیر کنگره، در رابطه با بزرگداشت زبان فارسی اختصاص دادم و متعهد شدم که در این بخش، بیشتر به روابط انسانی و آنچه میان من و دیگران رد وبدل شد بپردازم. تلاش خواهم نمود که به طنز آن بیشتر بیافزایم تا تیزی زبان و قلم جبران گردد.

یکی اینکه تقدیر از تعداد معدودی از غیر ایرانی‌تبار‌ها که به دلیل روابط زناشویی با زبان فارسی آشنا شده‌اند را بزرگذاشت زبان فارسی بنامیم، و دیگر آنکه این موضوع چه ربطی به کنگره ایرانیان دارد، نکاتی میباشند که بعضی از علاقمندان کنگره آنها را مطرح کرده آند.

یکی از عزیزان میگفت که اگر کانادا ابتکار عمل هییت مدیره کنگره ایرانیان را الگو قرار دهد و به بزرگداشت زبان انگلیسی و یا فرانسه بپردازد، میبایست از اکثر شهروندان بخواهد که ویدئویی ارسال دارند. با در نظر داشتن سطح آشنایی و لهجه تبار‌های مختلف این بیشتر به یک برنامه تفننی و تمسخر تبار‌ها مبدل میشد تا بزرگداشت زبان.

از آنجاییکه که نسبت به واژه «همسو»  حساسیت‌هایی وجود دارد، من از این به بعد از واژه‌های این‌طرفی و آنطرفی و میانی برای اشاره و مخاطب قرار دادن گروه‌‌ها با گرایشات همسان استفاده خواهم نمود. اگر براندازان را اینطرفی میخوانم چون بدون اینکه به این گروه تعلق داشته باشم، احساس نزدیکی بیشتری به آنها می‌کنم.

ایکاش این تقسیم بندی شکل حزبی به خود میگرفت و هر کدام نامی به تایید خود انتخاب می‌نمودند که هم باعث آزردگی نمیشد و هم اینکه رودررویی‌ها به رقابت‌های سالم و دموکراتیک مبدل میگردیدند.

رضا بنایی، تنها فردی میباشد که قبل از این گردهمایی مطلبی را در صفحه فیسبوک شخصی خود در باره آن به اشتراک گذاشته است. هییت مدیره به دلیل واهمه از واکنش منفی و تخریب مخالفین، از اطلاع رسانی آن حتی در فوروم کنگره خودداری کرده است. رضا بنایی نهادی را که خود زمانی ریاست آنرا به عهده داشته، کنگره ویرانیان خوانده و غیر منصفانه به نقد این نهاد، هییت‌مدیره، احمد تبریزی و بنیاد پریا میپردازد.

کاووس صوفی، تنها فردی میباشد که عملن و بصورت دموکراتیک با این گردهمایی برخورد و تحت عنوان یکی از شهروندان ساکن مارکهام از طریق نامه با شهردار این منطقه تماس گرفته، ضمن اعتراض به شرکت ایشان در این گردهمایی تقاضا نموده که تقدیر نامه دریافتی از کنگره ایرانیان بازگردانده شود.

از آنجاییکه در جریان ارسال این نامه بودم نظر خود را با کاووس صوفی به شرح زیر در میان  گذاشتم:   

« قبل از هر چیز گفته باشم که من هر حرکتی را نسبت به بی حرکتی ترجیح میدهم. حتی حرکت‌هایی که با آنها مخالف هستم، از جمله همین نامه.

رفتار مخالفین هییت مدیره کنگره و بطور کلی فعالیت‌های برا‌ندازان همیشه واکنشی میباشد و رهبری، استقلال و ابتکار عمل در آنها دیده نمیشود. در ایران میبایست هزاران نفر به خیابان بریزند و کشته شوند تا ما در خارج از کشور تظاهرات ۵۰ هزار نفره‌ای داشته باشیم که چند روزی بیشتر دوام نمی‌آورند.

چرا ما نباید در این گردهمایی حضور میداشتیم و چند دقیقه وقت برای زدن حرف خود تقاضا میکردیم. آنها راهی جز موافقت نداشتند، چون بدون توافق آنها هم میتوانستیم همین‌ کار را کرده و صدای خود را به گوش شهردار، احمد تبریزی و کلیه حاضرین، موافق و مخالف برسانیم. میدانستیم که از برنامه فیلمرداری میشود و بعدن هم میتوانستیم از این فیلم ها استفاده تبلیغاتی کنیم.

یا اینکه بدون سر و صدا با شهردار به صورت حضوری صحبت میکردیم و او را در یک موقعیت واقعی قرار میدادیم تا در باره اش صحبت کند. ولی متاسفانه نکردیم. ترجیح دادیم که در خانه بمانیم و بعدن به آن واکنش نشان دهیم.

به نظر من زمان آن رسیده که آنطرفی‌ها را به عنوان بخشی از کامیونیتی به رسمیت بشناسیم. اگر نمیتوانیم با آنها همکاری کنیم با آنها رقابت سالم کنیم ولی از تخریب بپرهیزیم که شمشیر دو سر است. من این نامه را در جهت منافع کامیونیتی نمیدانم، به عکس ما خودمان را در مقابل مخالفین و جامعه بزرگتر حقیر میکنیم. کنگره ایرانیان یک نهاد دموکراتیک است، اگر در بازپسگیری آن بصورت دموکراتیک عاجز هستیم، مشکل از دموکراسی و یا آنها نیست، بلکه باید در بیگانگی خود نسبت به دموکراسی به دنبال راه حل باشیم.

امیدورام که اختلاف نظر ما باعث بی‌حرکتی نشده باشد.»

پاسخ شهردار مارکهام به کاووس صوفی هنوز منتشر نشده‌‌ است.

برای من گردهمایی‌های حضوری از این نظر که میان اعضای کامیونیتی ارتباط مستقیم برقرار میکند و دیگر اینکه با ارتباط در سوشیال مدیا بسیار متفاوت است اهمیت دارند. در این گردهمایی سعی نمودم که با فعالان قدیم و جدید کنگره که همگی از حامیان هییت مدیره میباشند، گفتگویی داشته باشم. به غیر از تعارفات مرسوم،‌ با هر کدام، به نکته‌هایی اشاره نمودم که در گذشته مشکل‌آفرین بوده‌اند.

در این گردهمایی با احمد تبریزی، شیلا دعایی، منیژه بابایی، مونا قاسمی، مهرداد گیوی، ، محمد سلیمانی، سعید سلطانپور، شعله خلیلی، مهرداد قرکانی، محسن خانیکی، مجید زاهدی، بابک تفرشی، رضا نامداری، مهران فرازمند و آسوده نوین، دیدار و گفتگوی کوتاهی داشتم.

با رضا نامداری آغاز میکنم که هم از نظر شخصیت اجتماعی و هم از نظر تصویری که از ایشان در ذهن داشتم، بیشترین تاثیر را بر من گذاشت. به عکس تصور من ایشان قدی بلند، بسیار مودب، با وقار، با شخصیت و حتی به عکس انتظارم از من و همه مدعوین خیلی گرم، موقر و مودبانه استقبال میکرد. تمام طول برنامه در حال حرکت، خیر مقدم گویی، گفتگو و فعالیت در بخش‌ها مختلف بود. تا آنجایی پیش میروم تا بگویم این گردهمایی بدون ایشان به این شکل صورت نمیگرفت. حتی اگر بعضی‌ها مدعی گردند که ایشان نقش بازی میکرد، باید اضافه کنم که ایشان هنرپیشه خیلی طبیعی و ماهری هم میباشد.

از روش زیرکانه خود استفاده نموده و یکی از آس‌هایی را که همیشه در خورجین دارم بیرون کشیده و محکم بر زمین کوفتم. از ایشان تقاضا نمودم که تابلو گروه فیسبوکی فارسی‌زبان ویلودیل را در سالن نصب کنم. بدون درنگ و بدون آنکه با فرد دیگری درمیان بگذارد، با رویی خوش از آن استقبال و محل نصب را نیز به خود من سپرد. البته، همزمان آسوده نوین را نیز در جریان گذاشت. دیگر شکی بر من باقی نماند که ساربان کاروان چه کیسست؟

اشاره به واهمه از مداخله احتمالی مخالفین جهت ایجاد اختلال در مقابل من، که یکی از مخالفینی میباشم که از کاه کوهی میسازم را، من هم به حساب صداقت، شهامت و شفافیت ایشان میگذارم.

یکی بود، یکی نبود، مابقی حکایت را به بعد از مراسم مبارک و مقدس کریسمس بسپاریم. به یاد داشته باشیم که از حضرت مسیح بخواهیم که بیشتر از هر سال دیگر بر مدارایی، گذشت و انسانیت ما بیافزاید، که ما از رانده‌شدگان سرزمین و رسوم و مذهب خویشیم.

تمنا از قلم

 

 

 

آنچه میان من و دیگران رد و بدل شد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این مورد چه ربطی به کنگره ایرانیان دارد

 

 

 

حساسیت به واژه همسو

 

 

تقسیم بندی حزبی

 

 

واهمه از تخریب مخالفین

 

 

نامه به شهردار مارکهام

 

 

 

هر حرکتی بهتر از بی حرکتی است

 

 

 

ابراز نظرات با حضور در گردهمایی

 

 

تماس مستقیم با شهردار مارکهام

 

 

رسمیت شناختن یکدیگر

 

 

 

 

 

اهمیت ارتباط مستقیم در گردهمایی ‌های حضوری

 

 

تجدید دیدار برای اولین بار

 

 

 

تحول در تصویر ذهنی از رضا نامداری

 

 

 

 

صداقت، شهامت و شفافیت

 

 

 

روزی یک دقیقه با دموکراسی - هفته بیست و دوم –  انجمن اعضای کنگره ایرانیان

شنبه ظهر‌های باغ ایرانی - یازدهمین گردهمایی - تاثیر گذاری

جمعه
از آزادی درون تا عدالت جمعی
پنجشنبه
عمل مهم‌تر از شعار
چهار شنبه
حقیقت، نه فقط حرف و نظر
سه شنبه
قدرت، نفس و دیکتاتور درون
دوشنبه
 دموکراسی از خود آغاز می‌شود

بازگشت به صفحه اصلی

Last Edited 28/12/2025 - For all comments on this site info@iccma.ca