|
در پی واکنشهای گسترده به مصاحبه
نخست
شبکه سیبیسی با مونا قاسمی، رئیس کنونی کنگره ایرانیان
کانادا، این شبکه ناگزیر به انجام یک مصاحبه
جبرانی
با ارسلان کهنموییپور، یکی از رؤسای پیشین کنگره ایرانیان شد.
این مصاحبه، فارغ از محتوای خبری آن، از منظر نحوه بیان، صداقت
گفتار و تصویری که از کامیونیتی ایرانی در اذهان عمومی
غیرایرانی ایجاد کرد، شایسته بررسی است.

آنچه ارسلان در این گفتوگو مطرح کرد، برای ایرانیانی که اخبار
ایران را دنبال میکنند، تازگی نداشت. او ادعاهای اغراقآمیز
یا روایتهای احساسی ارائه نداد؛ بلکه به واقعیتهایی اشاره
کرد که برای هر ناظر منصفی قابل راستیآزمایی است. نقطه قوت
اصلی این مصاحبه، نه در «چه گفتن»، بلکه در
«چگونه
گفتن» بود: بیانی شمرده، منطقی، عاری از هیجانزدگی و همراه با
نوعی بیطرفی که برای مخاطب غیرایرانی قابل درک و اعتماد است.
اما اهمیت این مصاحبه برای ما ایرانیان، بیش از محتوای آن، در
مقایسه ناگزیرش با مصاحبه پیشین نهفته است. هر بینندهای، حتی
بدون آشنایی قبلی با کنگره ایرانیان، بهطور طبیعی از خود
میپرسد: آیا واقعاً جامعه ایرانیان کانادا فرد شایستهتری
برای نمایندگی خود نداشته است؟ چگونه ممکن است چنین فاصلهای
میان دو فرد، دو روایت، دو لحن و دو سطح از درک و مسئولیت وجود
داشته باشد؟
این پرسش، ما را به مسئلهای عمیقتر «نمایندگی و مسئولیت
جمعی» میرساند. کنگره ایرانیان نهادی با ساختار دموکراتیک، هر
سال انتخابات برگزار میکند. بنا به گفته خود ارسلان، حامیان
جمهوری اسلامی در میان ایرانیان کانادا بیش ازنیم درصد نیستند،
که تظاهرات اخیر در مخالفت با رژیم در سرتاسر کانادا صحهای بر
این گفتار است. با این حال، همین اقلیت توانسته است کنترل
نهادی را در دست بگیرد که از سوی رسانهها و حتی دولت کانادا،
بهعنوان صدای کامیونیتی ایرانی تلقی میشود. این تناقض، پاسخی
ساده ندارد.
ارسلان در بخش دوم این مصاحبه که به کنگره ایرانیان و مصاحبه
مونا قاسمی مربوط میشد،
بی
اعتمادی عمومی به این نهاد، انتخابات ناسالم ، و دلایل مشارکت
پایین اعضا را مطرح میکند. همزمان صادقانه میپذیرد که
کامیونیتی نباید این اجازه را بدهد که وضعیت به اینجا برسد.
همانطور که ارسلان در این مصاحبه اشاره میکند، در رابطه با
کنگره ایرانیان حرفها بسیارند. شاید ایشان که در گذشته یکی از
فعالترین اعضای این نهاد و یکی از مهرههای اصلی کمپینی بوده
که به حاکمیت غیر دموکراتیک براندازان در این نهاد خاتمه داد،
از معتبرترین افراد برای لب به سخن گشودن باشد. بخصوص که در
مقطعی ریاست این نهاد را نیز بر عهده داشته و قبل از اینکه
دوره دوساله آن به پایان برسد، در پایان سال اول استعفا
میدهد.
البته بی انصافی میباشد که انتخابات ناسالم را یکی از عوامل
اصلی عدم مشارکت کامیونتی در این نهاد دانست. تجربه پرهزینه
شکایت حقوقی علیه هیئتمدیرههای پیشین که که صدها هزار دلار
برای کامیونیتی هزینه داشت، به انتخاباتی تحت نظارت دادگاه
خاتمه یافت. ولی متاسفانه به دلایلی که هیچوقت سعی به بررسی
آنها نشد، همسویان با موفقیت در آن انتخابات، نه تنها بر تسلط
خود در این نهاد ادامه دادند، بلکه با رفتار نادرست مشارکت را
به حداقل رساندند. اینها پرسشهایی است که بیپاسخ ماندنشان،
خود بخشی از مسئله است.
در نهایت، این مصاحبه بیش از آنکه پاسخی بدهد، آینهای در
برابر ما قرار میدهد. آینهای که نشان میدهد مشکل فقط در یک
فرد یا یک هیئتمدیره خلاصه نمیشود، بلکه ریشه در فرهنگی دارد
که بیشتر به اعتراض زبانی عادت کرده تا کنش عملی. فرهنگی که
اکثریت را به «اکثریت خاموش» تبدیل میکند و میدان را برای
اقلیتی منسجم و فعال خالی میگذارد.
مصاحبه ارسلان، با تمام نقاط قوتش، فرصتی است برای بازاندیشی.
اگر این نهاد واقعاً دموکراتیک است، راه تغییر از درون آن
میگذرد؛ از مشارکت، مسئولیتپذیری و عبور از بیتفاوتی. در
غیر این صورت، باید بپذیریم که آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه
یک انحراف تصادفی، بلکه نتیجه طبیعی سالها کنارهگیری ماست.
مصاحبه ارسلان کهنموییپور بیش از آنکه پاسخگوی یک بحران
باشد، نشانهای از آن است. نشانهای از شکاف میان آگاهی و عمل.
تا زمانی که اکثریت به تماشا بسنده کند و مسئولیت دموکراسی را
به دیگران واگذار نماید، اقلیت منسجم مسیر را تعیین خواهد کرد.
این واقعیت تلخ است، اما صادقانه. امروز که یکبار دیگر تحولی
عظیم و بیسابقه با هزینه هزاران قربانی در ایران در کامیونیتی
ایرانی بوجود آمده، اگر تغییری عملی رخ ندهد، فردا دیگر
نمیتوان آن را به گردن افراد یا ساختارها انداخت؛ آنگاه باید
پذیرفت که مسئله، پیش از هر چیز، انتخاب خود ما بوده است.
کنگره ایرانیان یک نهاد ثبت شده قانونی میباشد. طبیعی مینماید
که دولت و رسانههای کانادایی زمانی که موضوعات روز به ایران
مربوط میشوند به چنین نهاد با چنین نامی مراجعه کنند. نهادی
قانونی در انظار جامعه بزرگ که متاسفانه مشروعیت خود را در
میان ایرانیان از دست داده است.
دو مصاحبه ده دقیقهای سیبیسی، مصاحبه
سوم
یکساعت و ده دقیقهای دیگری با مونا قاسمی توسط دیمیتری
لاسکاریس را همراه داشته است.
دیمیتری
کاندیدای ناموفق رهبری حزب سبز در انتخابات ۲۰۲۰، همان فردی
میباشد که بنا به تقاضای هییت مدیره کنگره ایرانیان، اعضای
غیر ایرانی حزب سبز را برای
مداخله در انتخابات ۲۰۲۰ کنگره ترغیب کرده است. این مصاحبه
و گذشته مداخلات غیر ایرانیان در کنگره ایرانیان به اندازه
کافی پر اهمیت میباشند که در آینده بصورت مفصل به آن پرداخته
شود.
ارسلان در این مصاحبه به تعداد قابل چشمگیری از اعضای
کامیونیتی که با ایشان تماس گرفته و حدود ۷۰۰ نفری که نامه
ارسالی به بیبیسی را امضاء کرده اند، در سوشیال مدیا اشاره
میکند. حضور ایشان در مصاحبه اخیر به گونهای نمایندگی از آنها
بوده است. با در نظر داشتن اینکه ارسلان از سال ۲۰۲۲ به
فعالیتهای خود در کنگره خاتمه داده، این حرکت نشان دهنده آن
است که ایشان هنوز یکی از مراجع معتبر در رابطه با این نهاد به
حساب میآید.
محمد تاجدولتی در سال ۲۰۲۲ یک سری مصاحبههایی تحت عنوان
«کنگره ایرانیان کانادا کجا ایستاده است؟» را برگزار نمود
که متاسفانه بعد از سه مصاحبه قطع گردید. در مصاحبه
اول، ارسلان
کهنموییپور بصورت روشن پروژه کنگره ایرانیان را شکست خورده
اعلام میکند. مطمئنن این برخورد در آنچه که ما را بعد از چهار
سال به اینجا رسانده بی تاثیر نبوده است.
مصاحبههای پیدرپی، تومارهایی که هر روز بر تعداد آنها
افزوده میگردند، توجه، نقد و اعتراض افراد با نفوذ به این
نهاد، پیشنهاد انوش سلحشور در رابطه با تضمین نسبی سلامت
انتخابات، و بخصوص تظاهرات چند صد هزار نفره علیه رژیم، را به
فال نیک بگیریم. از این فرصت استفاده نموده و در رهایی این
نهاد بکوشیم.
کافیست که منتظر تشکل و کمپین و دعوت دیگران نباشیم. همین
امروز به صورت فردی تصمیم بگیریم و به عضویت کنگره درآییم.
فردا مجمع عمومی فوقالعاده را تقاضا کنیم. بعد از چهل روز،
زمان تعیین شده در اساسنامه برای برگزاری مجمع عمومی، هییت
مدیره کنونی را برکنار کنیم.
|
مصاحبه جبرانی
نه در چه گفتن بلکه در
چگونه گفتن
مقایسه دو مصاحبه
نمایندگی و مسئولیت جمعی
کامیونیتی نبایداین اجازه
را بدهد
دلایلی که هیچوقت بررسی
نشدند
مشکل نه فرد است و نه هییت
مدیره
فرصتی برای باز اندیشی
نشان از بحران و نه
پاسخگویی
نهادی قانونی ولی نامشروع
مصاحبه سوم در جهت منافع
غیر خودی
مرجع معتبر
پروژه شکست خورده
پیشنهاد حقوقی ضامن
انتخابات سالم
حل مشکل کنگره ایرانیان در
سه قدم |