طومار!
«ابزار فشار یا جایگزین عمل؟»

پنجشنبه ۱۲ فوریه ۲۰۲۶
نشریه شهرما (تورنتو) مهدی شمس

بازگشت به صفحه اصلی


در ماه‌ها و سال‌های اخیر، بخصوص بعد از خیزش هولناکی که اکثر ما را در حالت بهت قرار داده است، شاهد زنجیره‌ای از واکنش‌ها بوده‌ایم: مصاحبه‌ای بحث‌برانگیز، نامه‌ای اعتراضی با صدها امضاء، پوزش‌خواهی یک خبرنگار، دو گفت‌وگوی متفاوت، یکی با رئیس کنونی و دیگری با یکی از روسای سابق کنگره، و در ادامه موجی از طومارها با ده‌ها هزار امضاء.

هزاران امضا جمع می‌شود، موجی رسانه‌ای شکل می‌گیرد و احساس «کاری انجام داده‌ایم» در ما ایجاد می‌شود. اما پرسش اساسی این است: این مسیر به کجا ختم می‌شود؟ این زنجیره واکنش‌ها، هرچند پرصدا، ما را با یک پرسش بنیادین روبه‌رو می‌کند: آیا اعتراض ما به تغییر منجر می‌شود، یا به عادت؟

طومارها به یکی از رایج‌ترین ابزارهای کنش سیاسی ایرانیان در خارج از کشور تبدیل شده‌اند: از درخواست و یا مخالفت با تحریم‌‌ها، و یا بستن (۳۲۶۸) و باز‌کردن سفارت‌ها (۱۵۷۸۱) گرفته، تا مطالبه دقت رسانه‌ای (۲۳۶۸)، شناسایی چهره‌های سیاسی، تحقیق (۵۱۲۵) در باره هییت مدیره‌ها، رد (۲۶۲۱) و انحلال (۲۱۴۱۷)  نهادی مانند کنگره ایرانیان کانادا و حتی به رسمیت شناختن رهبریت  (۱۳۰۰۰۰)

در ظاهر، همه این‌ها نشانه پویایی و حساسیت کامیونیتی ایرانی در کاناداست؛ اما اگر لایه‌ای عمیق‌تر بنگریم، با الگوی آشنایی روبه‌رو می‌شویم: اعتراض گسترده، اما مسئولیت‌پذیری محدود.

بدون تردید، طومارها بی‌اهمیت نیستند. آن‌ها نشانه‌ای از آگاهی، خشم، و مطالبه‌گری‌اند. همان‌گونه که تظاهرات خیابانی، فریاد جمعی اعتراض است. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این ابزارها، به‌جای آغاز کنش، به پایان آن تبدیل می‌شوند. ما امضا می‌کنیم، در تجمع شرکت می‌کنیم، انتقاد می‌کنیم و سپس منتظر می‌مانیم که «دیگران» کاری بکنند: دولت‌ها، رسانه‌ها، سیاستمداران، یا نهادهای بین‌المللی.

طومارها، همانند تظاهرات، نقطه اوج کنش جمعی ما هستند؛ جایی که معمولاً متوقف می‌شویم. امضاء می‌کنیم، خشم و نارضایتی خود را ثبت می‌نماییم و منتظر می‌مانیم که مرحله بعدی صورت بگیرد. در این میان، کنگره ایرانیان به نمادی از این تناقض بدل شده است: نهادی کوچک با کمتر از ۳۰۰ عضو و تقریباً بدون منابع مالی، اما با بار انتظارات، خشم‌ها و فرافکنی‌هایی که گاه به شکل طومارهایی با بیش از ۲۰ هزار امضاء بروز می‌کند.

جای‌‌دارد که کسانیکه این طومار‌ها را راه‌اندازی کرده آند با امضاء کنندگان تماس بگیرند. و یا اینکه با به روز کردن تومار‌خود از آنها بخواهند که بصورت عملی وارد مرحله بعدی که برکناری هییت مدیره است مشارکت کنند. پلاتفرم‌‌هایی که این تومار‌ها را مدیریت میکنند، این امکان را در اختیار میگذارند.

دو طوماری که مستقیماً کنگره ایرانیان را هدف قرار داده‌اند، نمونه روشنی از این وضعیت‌اند. از یک‌سو، از دموکراسی، شفافیت و پاسخگویی سخن گفته می‌شود؛ و از سوی دیگر، از دولت کانادا درخواست می‌شود که یک نهاد مدنی را منحل کند، آن هم در حالی که قوانین حاکم بر نهاد‌های غیر انتفاعی، سازوکار انحلال را که نیازمند به ۳/۴ آرای اعضاء میباشد را مشخص کرده است. درخواست رسیدگی مالی و حتی تحقیق امنیتی درباره نهادی که عملاً صندوقی خالی و فعالیتی حداقلی دارد، نه‌تنها با واقعیت هم‌خوانی ندارد، بلکه بیش از همه، اعتبار و بلوغ سیاسی خود کامیونیتی را زیر سؤال می‌برد.

مسئله اصلی این نیست که اعتراض‌ها نابه‌جا هستند؛ برعکس، بسیاری از آن‌ها ریشه در درد، خشم و بی‌اعتمادی واقعی دارند. مسئله اینجاست که بدون ورود به مرحله عمل، بدون مشارکت در ساختارهای موجود ــ هرچند ناکامل ــ و بدون پذیرفتن سهم خود در شکست‌ها، اعتراض به چرخه‌ای فرسایشی بدل می‌شود. نهادی که از طریق نام آن به کلیه ایرانیان در کانادا مربوط میگردد ولی بیش از ۳۰۰ عضو ندارد، انتخابات دارد اما اکثریت در آن شرکت نمی‌کنند، نهادی که اعضایش اندک‌اند اما هزاران نفر بیرون از آن خواستار انحلالش هستند، آینه‌ای است از فرهنگ سیاسی ما: صدای بلند در نقد، گام‌های لرزان در عمل.

این نقد به معنای نادیده گرفتن نگرانی‌ها نیست، بلکه تأکید بر تناسب ابزار با هدف است.

این الگو، به‌ویژه در شرایط کنونی که رویدادهای ایران بر تمام فعالیت‌های ایرانیان کانادا سایه انداخته، بیش از پیش تکرار می‌شود. خاستگاه اعتراض، ایران است؛ اما میدان عمل، جامعه‌ای دموکراتیک با ابزارهای روشن و در دسترس. با این حال، ما اغلب همان ابزارهایی را به کار می‌گیریم که کم‌هزینه‌ترین شکل مشارکت را دارند و پس از آن متوقف می‌شویم.

البته این نه از بی‌تفاوتی، بلکه اغلب از خستگی، بی‌اعتمادی و تجربه‌های شکست‌خورده گذشته ناشی می‌شود.

مسئله این نیست که طومارها اشتباه‌اند؛ مسئله این است که کافی نیستند. آن‌ها فشار اخلاقی ایجاد می‌کنند، اما قدرت اجرایی ندارند. تغییر واقعی، جایی آغاز می‌شود که اعتراض به تعهد تبدیل شود؛ تعهد به حضور، رأی دادن، پیگیری حقوقی و پذیرش مسئولیت جمعی.

دموکراسی تماشاگر نمی‌خواهد؛ مشارکت می‌خواهد. اگر ما در ساده‌ترین و در دسترس‌ترین میدان‌های دموکراتیک خود وارد عمل نشویم، انتظار از دیگران ــ هرچقدر هم به‌حق ــ به نتیجه نخواهد رسید. شاید زمان آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا طومارها ابزار فشار ما هستند، یا بهانه‌ای محترمانه برای توقف در نیمه راه؟

طومارها صدای ما هستند، اما صدا بدون قدم، پژواک است نه تغییر. اگر اعتراض در امضا متوقف شود و مسئولیت به «دیگران» واگذار گردد، همان چرخه ناتوانی تکرار می‌شود. دموکراسی از ما انتظار قهرمانی ندارد؛ فقط حضور می‌خواهد. تا زمانی که حاضر نباشیم در نزدیک‌ترین میدان‌های ممکن ــ از جمله نهادهایی که مستقیماً به خود ما تعلق دارند ــ وارد عمل شویم، هیچ طوماری، هرچقدر هم پرامضاء، قادر به جابه‌جا کردن کفه‌ای نخواهد بود.

نتیجه‌گیری:

اگر اعتراض به عمل نیانجامد، اگر امضاء جای مشارکت را بگیرد و اگر مسئولیت همواره به «دیگران» حواله شود، هیچ جامی لبریز نخواهد شد و هیچ کفه‌ای جابه‌جا نمی‌شود. تغییر، نه از تعداد طومارها، بلکه از لحظه‌ای آغاز می‌شود که بپذیریم بخشی از مسئله، خود ما هستیم.

در خلأ مشارکت سازمان‌یافته و ضعف نهادهای نمایندگی، فضا به‌طور طبیعی به سوی کنشگران فردی سوق پیدا می‌کند؛ افرادی که با اتکا به شبکه‌های اجتماعی، سرمایه نمادین، و اعتماد عمومی، نقش‌هایی فراتر از جایگاه رسمی خود می‌پذیرند. وقتی نهادهایی مانند کنگره ایرانیان، به‌دلیل بی‌اعتمادی عمومی یا بی‌توجهی اعضا، از ایفای نقش خود بازمی‌مانند، این صداهای فردی هستند که به سخنگوی خشم، مطالبه و امید بدل می‌شوند. در چنین شرایطی، توجه هزاران نفر به اشخاصی جلب می‌شود که مستقیماً به عملکرد کنگره می‌پردازند، آن را به چالش می‌کشند و خود را جایگزین صدای جمعی می‌سازند. این پدیده، نه صرفاً حاصل جاه‌طلبی فردی، بلکه نتیجه مستقیم خلأ نهادینه‌شده‌ای است که در آن، اعتراض از ساختار عبور می‌کند و بر شانه افراد می‌نشیند. مقاله بعدی، به بررسی این گذار می‌پردازد؛ از نهاد کم‌عضو اما پرادعا، به کنشگران پرمخاطب اما فاقد مسئولیت نهادی.

زنجیره‌ای از واکنش‌ها

 

 

 

این مسیر به کجا ختم خواهد شد؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طومار! رایج‌ترین ابزار کنش سیاسی

 

 

عدم مسئولیت پذیری

 

 

طومار نشانه از مطالبه‌گری

 

 

اوج کنش جمعی

  

 

مرحله بعد از طومار

 

 

 

 

زیر سئوال رفتن بلوغ سیاسی

 

 

 

به چرخه فرسایش مبدل شدن اعتراض‌ها

 

 

 

خاستگاه اعتراض ایران، میدان عمل جوامع دموکراتیک

 

 

طومار‌ها کافی نیستند

 

 

 

ادامه چرخه ناتوانی

 

 

 

 

 

بخشی از مسئله خود‌ما هستیم

 

 

 

 

خلاء نهادینه‌ای

روزی یکدقیقه با دموکراسی – هفته بیست و نهم – پنج نوع دموکراسی

شنبه‌ظهر‌های باغ ایرانی – گردهمایی ۱۷ – ۷ فوریه ۲۰۲۶
 از نظریه تا تجربه – از تضاد و تناقض به یگانگی

جمعه پنجشنبه چهار شنبه سه شنبه دوشنبه

بازگشت به صفحه اصلی

Last Edited 20/02/2026 - For all comments on this site info@iccma.ca