|
دوران سختی را میگذارنیم. با مشاهده از راه دور آنچه در وطن
میگذرد، امنیتی که از آن برخوردار هستیم چه بسا بر سختی روانی
و احساس گناه در ما میافزاید. هر کدام هم به فراخور شرایط خاص
خود بهگونهای عمل میکنیم که درک بعضی از آنها مشکل میباشد.
رفتار توهینآمیز
«امیر» با هویتی جعلی ولی
چهره واقعی یکی از آنها میباشد.

ویدئو روزی یکدقیقه با دموکراسی تحت عنوان
«غاصب خانه/آتش زدن خانه» امیر عزیز ما را آنچنان
برمیانگیزد که در دو خط بدترین فهشهای ناموسی را به من و به
قول خودش سه فاسد (ملا، چپی، مجاهد) نصار میکند.
متن سخنان کوتاه خود را در این ویدئو بازخوانی میکنم تا دریابم
علت چه بوده است: « بیایید صادقانه حرف بزنیم. اگر مستاجری و
یا غاصبی در خانه شما باشد که نه اجاره میدهد و نه میرود، و
تمام راههای قانونی و غیر قانونی را رفته باشید، آیا حاضر
هستید کل خانه را به آتش بکشید تا از شر او راحت شوید؟
کسانی که امروز در تورنتو و ونکوور فریاد حمله نظامی به ایران
سر میدهند، در واقع پیشنهاد آتش زدن خانهای را میدهند که
خانواده و خاطراتشان در آنجاست.
جمهوری اسلامی باید برود، اما نه به قیمت خاکستر شدن ایران،
کشته شدن صدها بیگناه که نه مثل ما وطن را ترک کردند، بلکه
ماندند تا مبارزه کنند. دموکراسی با ویرانی ساخته نمیشود.»
طبق معمول تلاش میکنم امیر
xxx
، به احتمال زیاد با نام خانوادگی جعلی، را بهتر بشناسم . با
فردی که از سال ۲۰۲۰ به هواداران رضا پهلوی میپیوندد مواجه
میگردم. به نظر میاید که امیر کمتر از دو دهه در کانادا به سر
میبرد و در فعالیتهای کامیونیتی حضور چشمگیری نداشته است.
جواب خود را درمییابم و توجهام از امیر به خودم بر میگردد.
درجایگاه مدیریت یک گروه فیسبوکی اولین فکری که به ذهن خطور
میکند حذف چنین فردی میباشد که نه تنها ضوابط گروه، بلکه
ضوابط اخلاقی و انسانی را رعایت نکرده است. البته نه برای کسی
که از زمان برپایی کمیته دموکراسی انجمن اعضای کنگره ایرانیان
هر روز در باره دموکراسی سخن گفته و نوشته است.
ریشه این رفتار ناخوشایند را میبایست در تربیت خانوادگی،
مهاجرت، تنهایی، نابسامانیهای خانوادگی، شکستهای زندگی و
بحران هویت جست. و باید در نظر داشت که در پس اینگونه رفتار هر
چقدر زننده، انسانی با تمام حقوق اجتماعی برابر وجود دارد.
مطمئنن اگر امیر از قابلیتهای دیگری جهت اظهار نظر و ابراز
وجود برخوردار بود لازم نمیدید که به اینگونه رفتارها متوسل
گردد. راه حل نه حذف، بلکه درک است.
توهین امیر را اینچنین پاسخ دادم و انتظار داشتم که امیر به
این گفتوگو و چه بسا با توهینهای بیشتر ادامه دهد که
متاسفانه اینطور نشد: « امیر
xxx
عزیز،
واقعن که افتخار ما آریایی ها هستی. لازم دیدم که از شما تشکر
کنم، هم از اینکه به این گروه و ویدئوهای من توجه کردی و هم
از اینکه به من کمک میکنی که در روند دموکراسی، افراد با
لیاقتها، تمایلات و گرایشات مختلف را بهتر بشناسم و همه را به
یک گونه بپذیرم.
مطمئنن شما دلایلی برای اینگونه رفتار، برخورد و استفاده از
این واژههای رکیک داری که به جای خود محترم میباشند. خیلی
مایلم بیشتر شما را بشناسم. با دردت آشنا و دلیل خشم شما را
بدانم. مگر نه اینکه دموکراسی با شنیدن آغاز میشود؟
هر کسی به چیزی مینازد و به آن افتخار میکند. به نظر میاید
امیر
xxx
به پایین تنهاش افتخار میکند و جز آن چه در خود و چه در دیگری
چیز دیگری نمیبیند؟ آیا اشتباه میکنم؟»
از سکوت امیر تعجب نمیکنم. به خود مینگرم که در این روزهای
بحرانی بصورت طبیعی با دیگران مهربانتر شدهام، افراد با
واکنشها مختلف را بیشتر درک میکنم و در نتیجه بهتر
میپذیرم. از اینکه برخوردهای تند، متضاد و مخالف دیگران در
من خشم، کینه و نفرت بوجود نمیآورند، را به حساب بخت بلند خود
میگذارم.
رهبر، راه حل و جنگ سه موردی میباشند که مادام مطرح میگردند و
افراد را در مقابل هم قرار میدهند و یا اینکه به مطالب، مقالات
و ویدئوهای من معترض میگردند. از اینرو
ویدئویی تهیه کرده و در رابطه با هر کدام نظرات خود را
عنوان کردهام.
اول رهبری-
من نه تنها با رهبری رضا پهلوی بلکه با رهبری هیچکس دیگر
مخالفتی ندارم. من از هر نظر خود را در جایگاهی میبینم که
نیاز به رهبر ندارم. قادر هستم که بد و خوب را از هم تشخیص
داده و بدون وابستگی به هیچ گروه و ایدئولوژی از هر حرکتی که
به نظر من در جهت منافع جمعی است حمایت خواهم کرد. با آنهایی
که هم اصرار میورزند یک رهبر، یک شعار و یک پرچم هم که حرفی
برای گفتن باقی نمیماند.
دوم – راه حل -
من در جایگاهی قرار نگرفتهام که برای کسی تعیین تکلیف کنم و
اینکه برای مردم ایران نسخه بپیچم. خود را هم موظف نمیدانم که
راه حلی عنوان کنم. من راه حل خود را پیدا کرده ام و آن
پایبندی به اصولی میباشد که به هیچ عنوان زیر پا نخواهم
گذاشت.
سوم – جنگ -
من با هر جنگی، توسط هر دولتی و با هر توجیهی مخالفم. این یکی
از همان اصول است که ازش صحبت کردم. جای چک و چونه هم برای من
ندارد.
صادقانه هم ترجیح میدهم که کسی نسبت به مطالب من واکنشی نشان
ندهد. من تلاش میکنم که به گونهای عمل کنم که از یک شهروند
مسئول در یک جامعه دموکراتیک انتظار دارم. برای من نحوه عمل
بیشتر از پیام واطلاع رسانی هایم اهمیت دارند و همه آنها دعوتی
هستند برای تفکر و تعمق. با امید روزی که شرایط به نحوی اماده
گردند که بشود به معنای واقعی گفتگو کرد.
پاسخ مجله شهرما به این مقاله در پایین همین صفحه |