رهبر – راه حل – جنگ
سه عامل رودررویی  

پنجشنبه ۱۲ مارچ ۲۰۲۶
نشریه شهرما (تورنتو) مهدی شمس

بازگشت به صفحه اصلی


دوران سختی را میگذارنیم. با مشاهده از راه دور آنچه در وطن میگذرد، امنیتی که از آن برخوردار هستیم چه بسا بر سختی روانی و احساس گناه در ما می‌افزاید. هر کدام هم به فراخور شرایط خاص خود به‌گونه‌ای عمل می‌کنیم که درک بعضی از آنها مشکل می‌باشد. رفتار توهین‌آمیز «امیر» با هویتی جعلی ولی چهره ‌واقعی یکی از آنها می‌باشد.

ویدئو‌ روزی یکدقیقه با دموکراسی تحت عنوان «غاصب خانه/آتش زدن خانه» امیر عزیز ما را آنچنان برمی‌انگیزد که در دو خط بدترین فهش‌های ناموسی را به من و به قول خودش سه فاسد (ملا، چپی، مجاهد) نصار میکند.

متن سخنان کوتاه خود را در این ویدئو بازخوانی میکنم تا دریابم علت چه بوده است: « بیایید صادقانه حرف بزنیم. اگر مستاجری و یا غاصبی در خانه شما باشد که نه اجاره می‌دهد و نه می‌رود، و تمام راه‌های قانونی و غیر قانونی را رفته باشید، آیا حاضر هستید کل خانه را به آتش بکشید تا از شر او راحت شوید؟

کسانی که امروز در تورنتو و ونکوور فریاد حمله نظامی به ایران سر می‌دهند، در واقع پیشنهاد آتش زدن خانه‌ای را می‌دهند که خانواده و خاطراتشان در آنجاست.

جمهوری اسلامی باید برود، اما نه به قیمت خاکستر شدن ایران، کشته شدن صدها بی‌گناه که نه مثل ما وطن را ترک کردند، بلکه ماندند تا مبارزه کنند. دموکراسی با ویرانی ساخته نمی‌شود.»

طبق معمول تلاش میکنم امیر xxx ، به احتمال زیاد با نام خانوادگی جعلی، را بهتر بشناسم . با فردی که از سال ۲۰۲۰ به هواداران رضا پهلوی می‌پیوندد مواجه میگردم. به نظر میاید که امیر کمتر از دو دهه در کانادا به سر میبرد و در فعالیت‌های کامیونیتی حضور چشمگیری نداشته است.

جواب خود را درمی‌یابم و توجه‌ام از امیر به خودم بر می‌گردد. درجایگاه مدیریت یک گروه فیسبوکی اولین فکری که به ذهن خطور می‌کند حذف چنین فردی می‌باشد که نه تنها ضوابط گروه، بلکه ضوابط اخلاقی و انسانی را رعایت نکرده است. البته نه برای کسی که از زمان برپایی کمیته دموکراسی انجمن اعضای کنگره ایرانیان هر روز در باره دموکراسی سخن گفته و نوشته است.

ریشه این رفتار ناخوشایند را می‌بایست در تربیت خانوادگی، مهاجرت، تنهایی، نابسامانی‌های خانوادگی، شکست‌های زندگی و بحران هویت جست. و باید در نظر داشت که در پس اینگونه رفتار هر چقدر زننده، انسانی با تمام حقوق اجتماعی برابر وجود دارد. مطمئنن اگر امیر از قابلیت‌های دیگری جهت اظهار نظر و ابراز وجود برخوردار بود لازم نمی‌دید که به اینگونه رفتار‌ها متوسل گردد. راه حل نه حذف، بلکه درک است.

توهین امیر را اینچنین پاسخ دادم و انتظار داشتم که امیر به این گفت‌و‌گو و چه بسا با توهین‌های بیشتر ادامه دهد که متاسفانه اینطور نشد: « امیر xxx  عزیز، واقعن که افتخار ما آریایی ها هستی. لازم دیدم که از شما تشکر کنم، هم از اینکه به این گروه و ویدئو‌های من توجه کردی و هم از اینکه به من کمک میکنی که در روند دموکراسی، افراد با لیاقت‌ها، تمایلات و گرایشات مختلف را بهتر بشناسم و همه را به یک گونه بپذیرم.

مطمئنن شما دلایلی برای اینگونه رفتار، برخورد و استفاده از این واژه‌‌های رکیک داری که به جای خود محترم می‌‌باشند. خیلی مایلم بیشتر شما را بشناسم. با دردت آشنا و دلیل خشم شما را بدانم. مگر نه اینکه دموکراسی با شنیدن آغاز میشود؟

هر کسی به چیزی مینازد و به آن افتخار میکند. به نظر میاید امیر xxx به پایین تنه‌اش افتخار میکند و جز آن چه در خود و چه در دیگری چیز دیگری نمی‌بیند؟ آیا اشتباه میکنم؟»

از سکوت امیر تعجب نمی‌کنم. به خود می‌نگرم که در این روز‌های بحرانی بصورت طبیعی با دیگران مهربانتر شده‌ام، افراد با واکنش‌‌ها مختلف را بیشتر درک می‌کنم و در نتیجه بهتر می‌پذیرم. از اینکه برخورد‌های تند، متضاد و مخالف دیگران در من خشم، کینه و نفرت بوجود نمی‌آورند، را به حساب بخت بلند خود میگذارم.

رهبر، راه حل و جنگ سه موردی می‌باشند که مادام مطرح میگردند و افراد را در مقابل هم قرار میدهند و یا اینکه به مطالب، مقالات و ویدئو‌های من معترض میگردند. از اینرو ویدئویی تهیه کرده و در رابطه با هر کدام نظرات خود را عنوان کرده‌ام.  

اول رهبری- من نه تنها با رهبری رضا پهلوی بلکه با رهبری هیچکس دیگر مخالفتی ندارم. من از هر نظر خود را در جایگاهی می‌بینم که نیاز به رهبر ندارم. قادر هستم که بد و خوب را از هم تشخیص داده و بدون وابستگی به هیچ گروه و ایدئولوژی از هر حرکتی که به نظر من در جهت منافع جمعی است حمایت خواهم کرد. با آنهایی که هم اصرار میورزند یک رهبر، یک شعار و یک پرچم هم که حرفی برای گفتن باقی نمی‌ماند.

دوم – راه حل -  من در جایگاهی قرار نگرفته‌ام که برای کسی تعیین تکلیف کنم و اینکه برای مردم ایران نسخه بپیچم. خود را هم موظف نمیدانم که راه حلی عنوان کنم. من راه حل خود را پیدا کرده ام و آن پایبندی به اصولی می‌باشد که به هیچ عنوان زیر پا نخواهم گذاشت.

سوم – جنگ -  من با هر جنگی، توسط هر دولتی و با هر توجیهی مخالفم. این یکی از همان اصول است که ازش صحبت کردم. جای چک و چونه هم برای من ندارد.

صادقانه هم ترجیح میدهم که کسی نسبت به مطالب من واکنشی نشان ندهد. من تلاش میکنم که به گونه‌ای عمل کنم که از یک شهروند مسئول در یک جامعه دموکراتیک انتظار دارم. برای من نحوه عمل بیشتر از پیام واطلاع رسانی هایم اهمیت دارند و همه آنها دعوتی هستند برای تفکر و تعمق. با امید روزی که شرایط به نحوی اماده گردند که بشود به معنای واقعی گفتگو کرد.

پاسخ مجله شهرما به این مقاله در پایین همین صفحه

سختی روانی و احساس گناه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غاصب خانه؟آتش زدن خانه

 

 

 

 

 

نه به قیمت خاکستر شدن ایران

 

 

 

اولین فکر حذف

 

 

نه حذف بلکه درک

 

 

 

تشکر از خلافکار

 

 

مگر دموکراسی غیر از شنیدن است؟

 

 

 

 

 

سه مورد رودررویی

 

 

یک رهبر، یک شعار و یک پرچم

 

 

 

 

 

انتظار از یک شهروند مسئول

روزی یک دقیقه با دموکراسی - هفته سی‌وسوم –  دموکراسی و اصول

شنبه‌ظهرهای باغ ایرانی – گردهمایی بیست‌ویکم – ۷ مارچ - «لنگرگاه اصول در طوفان جنگ»

جمعه پنجشنبه چهار شنبه سه شنبه دوشنبه

پاسخ مجله شهرما:

آیا برای نجات خانه، باید آن را آتش زد؟

دوست گرامی آقای مهدی شمس، در متن مقاله همبستگی این هفته، چنین آورده است:

«بیایید صادقانه حرف بزنیم. اگر مستأجری یا غاصبی در خانهٔ شما باشد که نه اجاره می‌دهد و نه می‌رود، و تمام راه‌های قانونی و غیرقانونی را رفته باشید، آیا حاضر هستید کل خانه را آتش بکشید تا از شر او راحت شوید؟»

سپس نتیجه گرفته است کسانی که امروز در تورنتو یا ونکوور از حملهٔ نظامی به ایران سخن می‌گویند، در واقع پیشنهاد آتش زدن خانه‌ای را می‌دهند که خانواده و خاطراتشان در آنجاست.

اما این قیاس، قیاس دقیقی نیست.

واقعیت این است که اگر در خانهٔ ما غاصبی باشد که سال‌هاست آن را اشغال کرده، به صاحبخانه اجازهٔ نفس کشیدن نمی‌دهد، دارایی‌ها را نابود کرده، همسایه‌ها را آزار می‌دهد و هر روز خانه را بیشتر به ویرانی می‌کشاند، مسئله دیگر تنها یک «مستأجر بدحساب» نیست؛ مسئله یک اشغالگر و ویرانگر است.

در چنین شرایطی اگر برای بیرون راندن آن غاصب، بخشی از وسایل خانه آسیب ببیند، فرشی بسوزد، تابلویی خراب شود، یخچالی از کار بیفتد، این پایان دنیا نیست. خانه را می‌توان دوباره ساخت و وسایل نو خرید. حتی می‌توان خانه را زیباتر از گذشته بازسازی کرد.

اما آنچه امروز در ایران جریان دارد، در اصل، آتش زدن خانه نیست. حملات نظامی که دربارهٔ آن صحبت می‌شود، متوجه زیرساخت‌های سرکوب و ماشین نظامی رژیمی است که ۴۷ سال است زندگی مردم ایران را به تباهی کشانده است؛ پایگاه‌ها، مراکز سرکوب و ابزارهایی که برای نگه داشتن مردم در بند استفاده شده‌اند.

واقعیت تلخ این است که در شرایط کنونی، هیچ نیرویی در داخل کشور امکان سرنگونی این رژیم سرکوبگر را ندارد.ساختار سرکوب، امنیتی و نظامی آن، چنان گسترده است که بدون فشار و کمک خارجی، تغییر اساسی در آن، بسیار دشوار است.

تاریخ نیز نشان داده که گاهی کمک خارجی برای رهایی یک ملت ضروری می‌باشد.

حدود ۲۵۰ سال پیش، آمریکا برای استقلال خود از بریتانیا به تنهایی، توان شکست امپراتوری انگلستان را نداشت. این ارتش فرانسه بود که به کمک انقلاب آمریکا آمد و با هم توانستند بریتانیا را شکست دهند.

در جنگ جهانی دوم نیز اگر ایالات متحده به کمک اروپا نمی‌آمد، شکست آلمان نازی بسیار دشوارتر می‌شد.

بنابراین، کمک خارجی در برخی مقاطع تاریخی، نه خیانت، بلکه ابزاری برای رهایی از استبداد و سلطه بوده است.

از سوی دیگر، هر تحول بزرگ سیاسی، نیاز به رهبری دارد. رهبر کسی نیست که خود را رهبر بداند؛ رهبر کسی است که اکثریت مردم او را بپذیرند.

در سال‌های اخیر، در بسیاری از اعتراضات داخل و خارج و نیز در دانشگاه‌های ایران، نام شاهزاده رضا پهلوی را بارها و بارها از سوی مردم و دانشجویان شنیده ایم. این نشان می‌دهد که بخشی از جامعهٔ ایران، او را به عنوان نمادی از یک گذار سیاسی می‌شناسد.

مردم ایران خوب به یاد دارند که کدام حکومت‌ها به ساختن ایران کمک کردند و کدام حکومت، کشوری ثروتمند و تاریخی را به فقر، انزوا و ویرانی کشاند.

امیدوارم دوستانی که هنوز با این واقعیت‌ها موافق نیستند، دستکم به صدای اکثریت مردم ایران توجه کنند و به آن احترام بگذارند و همچنین در صف همان روشنفکران سال ۵۷ قرار نگیرند؛ روشنفکرانی که تصمیم‌هایشان زخمی بر پشت ملت ایران گذاشت که سالیان سال هم التیام نخواهد یافت.

ایران خانهٔ ماست.
ما خانه را نمی‌سوزانیم؛
ما غاصب را بیرون می‌کنیم و خانه را دوباره می‌سازیم.

بازگشت به صفحه اصلی

Last Edited 12/03/2026 - For all comments on this site info@iccma.ca