|
شنبه گذشته، اولین گردهمایی جهت گفتگو پیرامون باغ ایرانی در
کلیسای همجوار با این باغ که فعلن تحت عنوان سنتر پارک شناخته
میشود برگزار گردید. در این گردهمایی اعلام نشده، که حدود
دوساعت و نیم طول کشید، حدود پنجاه نفر از دعوت شدگان از جمله
علی احساسی نماینده فدرال ویلودیل و رضا مریدی حضور داشتند.
تعداد قابل توجهی از اعضای انجمن ساختمان سازان
ایرانی-کانادایی از جمله حسن حاجی محمدی رئیس فعلی، و فرشاد
کهتری، رئیس سابق انجمن دیده میشدند.

در مجموع میتوان گفت که این گردهمایی مقدمه و اولین گام
دموکراتیک برای آغاز فعالیتها پیرامون این باغ میباشد. البته
باغی که به نظر میاید هنوز بصورت رسمی در شهرداری مطرح و مورد
گفتگو قرار نگرفته، و طرح پرسپولیس پیشنهادی به همت انجمن
ساختمان سازان هم، احتمال منتفی شدن آن زیاد است.
گردهمایی باخوشآمدگویی لیلی چنگ، نماینده ویلودیل در شورای
شهر تورنتو و عاطفه جوادیان آغاز شد. لیلی ضمن ابراز همدردی
نسبت به آنچه در ایران میگذرد یکبار دیگر بر اهمیت اتحاد، و
مسیری که برای صورت گرفتن این پروژه طی خواهد شد تاکید نمود.
در ضمن به یکی از فروشگاههای ایرانی در ویلودیل اشاره نمود که
به علت مخالفت با نصب پرچم شیر و خورشید مورد تعرض قرار
گرفتهاست.
علی احساسی بصورت حضوری، مایکل پارسا و مهراد آریانژاد از طریق
آنلاین پیامهای خود را با مدعوین در میان گذاشتند. هر کدام از
حاضرین نیز بصورت خیلی مختصر خود را معرفی کردند.
ویدئویی از پروژه مشابه کامیونیتی چینیها به نمایش گذاشته شد.
پروژهای که از سال ۱۹۸۸ آغاز و بالاخره تا چند هفته دیگر
اولین کلنگ آن بر زمین زده خواهد شد.
آزاده، کارشناس فضای سبز و مولف چند کتاب در این زمینه به
زبان فارسی، به عنوان یکی از اعضای تیم کامران دیبا، آرشیتکت
مقیم پاریس در این گردهمایی حضور داشت. ایشان در رابطه با
پروژه پرسپولیس پیشنهادی تیم خود، با پخش یک ویدئو تصویری،
اطلاعاتی را در اختیار همگان قرار داد.
دستور جلسه این گردهمایی تا دو روز قبل از گردهمایی اعلام نشده
بود. مار گزیدهای مانند من که یکبار در مراسم روگشایی لیتل
ایران با اعلام پروژه باغ ایرانی برای اولین بار همراه با
تصاویر و یک گروه تشکیل شده از آرشیتک و بسازبفروش و صندوق
مالی سخت تعجب کرده بودم، اینبار با آمادگی قبلی در این
گردهمایی شرکت کردم.
طرح پیشنهادی چاپ شده خود را که بیشتر یک «ضد-طرح» و
یا «طرح موازی» بود در میان حضار پخش و همچنین اعتراض
خود را نسبت به نحوه عمل و برخورد با این پروژه در میان
گذاشتم.
در اینکه راه سخت و طولانی در پیش داریم جای شک و تردیدی نیست.
ولی این پروژه عملی که جامعه کانادایی هم در آن دخیل می باشد
میتواند فرصت طلایی برای ما به حساب بیاید. که هم سربلند از
این جریان خارج گردیم، هم میراث فرهنگی خود را چه از طریق ستون
و سرستون و چه ابعاد پنهان معماری و باغ سازی ایرانی، و چه از
لحاظ همت و پشتکار به جامعه کانادایی نشان دهیم.
برای من این پروژه بهترین فرصت برای تمرین دموکراسی بصورت عملی
و عینی است. همانطور که لیلی چنگ در این گردهمایی تاکید کرد،
روند و مسیر به اندازه مقصد و مقصود و حاصل کار قابل اهمیت
است.
رضا مدیری انتخاب نام این باغ را مطرح نمود. لیلی چنگ در جواب
به سه نام، باغ ایرانی، پرشین گاردن، و زن، زندگی، آزادگی را
که تا امروز پیشنهاد شدهاند را در میان گذاشت. شاید انتخاب
نام، یکی از گامهای اول برای ترغیب مردم به مشارکت باشد. نظر
شما چیست؟
ویدئوهای روزی یکدقیقه با دموکراسی و
شنبهظهرهای باغ ایرانی
این هفته را تحت عنوان «باغ دموکراسی» به زبان انگلیسی به این
موضوع اختصاص دادهام. تا با پخش آنها در سوشیال مدیای انگلیسی
زبان ویلودیل، از هم اکنون به این پروژه حالت عمومی و نه فقط
ایرانی بدهیم . بخشهایی از آنرا بازنویس مینمایم:
«از همه همسایگان—چه ایرانی و چه غیرایرانی—دعوت میکنم که به
ما بپیوندند. این فقط یک پروژه شهرسازی نیست؛ یک سفر جمعی است.
فرصتی است برای تجربه کردن، آموختن، آموزش دادن و گسترش فرهنگ
دموکراسی.»
«ما همین حالا نیز دیدهایم که کسانی که در طرح اولیه
«پرسپولیس» نقش داشتند، در پاسداری از روند دموکراتیک موفق
عمل نکردند. آنان فراموش کردند که دموکراسی فقط در صندوق رأیی
که هر چند سال یکبار به آن مراجعه میکنیم جان نمیگیرد.
دموکراسی در زندگی روزمره ما، در محلههای ما و در تکتک مراحل
پروژههایی از این دست جریان دارد.»
«بیایید فقط یک پارک نسازیم.
بیایید «اتاق نشیمن لیتل ایران» را بسازیم؛ جایی که
مسیری که با هم طی میکنیم، به همان اندازه خود باغ زیبا و
ارزشمند باشد.»
«بیایید دموکراسی را، شنبه به شنبه، پرورش دهیم.» |