|
|
این انتخابات یکی از موارد نادری میباشد که در رابطه با آن نشریات کامیونیتی از بی طرفی و جنبه های خبر رسانی فراتر رفته و برخوردی هدفمند با آن داشته اند. تمایل اکثریت جامعه ما به حزب لیبرال و حضور رضا مریدی به عنوان تنها کاندیدای ایرانی از آن حزب، نمیتواند در این امر بی تاثیر باشد. به علاوه جامعه ما گرایش به حزب لیبرال را همچو حربه ای برای مقابله و عکس العمل به نحوه نا پسند برخورد دولت کانسرواتیو با موضوعات در رابطه با ایران در سالهای اخیرانتخاب نموده است. در قیاس با نشریات انگلیسی زبان در جامعه بزرگتر، میتوان بر این باور بود که نشریات کامیونیتی میبایست از خبررسانی پا فراتر نهاده و غیر از نقد و بررسی مسائل روز، جامعه را به سوی هدف های مشترک، آگاهی جمعی، افکار عمومی در رابطه با کامیونیتی و بطور کلی در بوجود آمدن اتحاد ابزار و راهنما باشند. متاسفانه نمیتوان حضور معدودی از افراد را در میان خود نادیده گرفت، که آگاهانه و هدفمند در صدد تخریب شخصیت های اجتماعی میباشند. به جای آنکه به اصول دموکراسی احترام گذاشته و به حمایت از کاندیداهای منتخب خود بپردازند، نیروی خود را صرف تبلیغات منفی علیه کسانی مینمایند که مورد قبول اکثریت جامعه میباشند. این افراد با استناد به آزادی بیان بدون آنکه به معنی واقعی آن پی برده باشند، حتی به افکار عمومی احترام نگذاشته، و به دلایل واهی و نامربوط مادام سعی در بوجود آوردن تشنج، تفرقه و برادر کشی از برای حمایت از برادر نمایند. قافل از آنکه با این حرکات هر روز خود را منزوی تر کرده، و چهره واقعی خود را بیشتر مینمایند. جهالت این افراد در حدی میباشد که رسوائی و بی خردی خویش را همچو موفقیتی انگاشته، آنرا علنی و به رخ این و آن میکشند. دیدیم که چگونه در این انتخابات پا را فراتر نهاده، کینه و دشمنی خود را در جامعه بزرگتر نیز مطرح مینمایند. البته هر حرکت این افراد به عکس خواسته ها و اهدافشان، باعث واکنشی مثبت و خنثی کننده از طرف جامعه بوده، که این نیز خود باعث تقویت و بوجود آمدن اتحاد در کامیونیتی میباشد. اتحادیه کارگران فارسی زبان که این اواخر در جامعه مطرح شده است، در صورت وجود میتوانست در رابطه با انتخابات بسیار موثر قرار گیرد. بخصوص محدود نکردن آن به کامیونیتی ایرانی و گسترش آن به کلیه افرادی که فارسی صحبت میکنند، میتواند اهمیت بیشتری به آن داده و باعث تقوقت کامیونیتی های مختلف گردد . بسیاری بر این اندیشه اند که رای دادن موضوعی شخصی بوده و میبایست این حق را برای هر فرد قائل شد که خود در مورد آن تصمیم گیری نماید. این افراد فراموش میکنند که در سیستم حزبی انتخاباتی حاکم، جائی برای ابراز عقاید شخصی وجود ندارد. نمایندگان در اکثر موارد محکوم میباشند که حزبی فکر کرده، و بر خلاف باور های خود رای دهند. این رویه را میتوان در بسیاری از سازمان ها از جمله کنگره ایرانیان مشاهده نمود، که چگونه اعضاء هییت مدیره آن تا پایان دوره مدیریت خود ناشناخته باقی مانده، فعالیت ها کند و ابتکار عملی در آنها دیده نمیشود. تا زمانی که این سیستم حاکم میباشد عکس العمل جامعه نیز میبایست تاکتیکی و بیشتر جمعی انجام گیرد تا نتیجه بخش باشد. چه بهتر که بتوان از هر موضوعی جهت بوجود آوردن اتحاد، و از نیروی هر فردی در تقویت کامیونیتی استفاده نمود.
|
زمان کوتاه چهار هفته ای انتخابات پارلمانی انتاریو، بررسی آنچه که در کامیونیتی ما در این رابطه بوقوع پیوست را ساده تر مینماید. شاهد آن بودیم که سازمان دهی کامیونیتی ما آنچنان نیست که در مقابل اتفاقات قریب الوقوع و در این حد با اهمیت از خود عکس العمل سریع و جمعی موثر نشان دهد. با وصف این بدون در نظر گرفتن نتایج کلی انتخابات که کامیونیتی ما نمیتواند نقش مهمی در آن داشته باشد، با همه کمی و کاستی های تشکیلاتی، میتوان گفت که سربلند از آن بیرون آمده ایم. چه بهتر که جسارت آن را داشته و به ضعف و کمبود های خود اعتراف نمائیم. رضا مریدی تنها کاندیدای ایرانی توانست از طریق کمپین انتخاباتی خویش، نماینگر تمایل جامعه به حضور جمعی در یک فعالیت مشترک و حمایت از یک کاندیدا به صرف ایرانی بودنش باشد. حضور داوطلبین ایرانی از حوزه های انتخاباتی مختلف در کمپین ایشان، نشانگر نیروئی میباشد که به صورت طبیعی وجود داشته و تک تک ما را به یکدیگر پیوند میدهد. این میتواند یکبار دگر به اثبات برساند که کامیونیتی ما رضا مریدی را فقط به عنوان نماینده ریچموندهیل نپنداشته، و این توقع را از ایشان دارد که این وجهه از نقش خویش را در جامعه در نظر داشته باشد. پائین بودن سن داوطلبینی که در کمپین ایشان فعالانه همکاری نمودند نیز از نکات دیگر مهمی میباشد که کامیونیتی ما میبایست به آن توجه خاصی نماید. با آماده نمودن محیط و بوجود آوردن شرایط مناسب میتوان امید آن را داشت که بزودی حضور کامیونیتی ما از طریق این جوانان در ارگان های قانونگزاری، حکومتی و محافل سیاسی بطور محسوس دیده شود. متاسفانه کنگره ایرانیان، تنها ارگانی که میتواند به عنوان نماینده و سخنگو نقش رهبری کامیونیتی را به عهده داشته باشد، در این حرکت غایب بوده، و نتوانست هیچگونه نقشی در آن ایفا کند. جای انکار نیست که نو پا بودن هییت مدیره میتواند یکی از دلایل عدم حضور آنان به حساب آید. اما نباید فراموش کنیم که هر کدام از آنان غیر از عضویت درهییت مدیره، یکی از افراد جامعه بوده، و انتخابات پارلمانی موضوعی نمیباشد که اختلاف نظرهای عمده ای با خود به همراه داشته باشد. عدم وجود ارتباط میان هییت مدیره جدید با کامیونیتی از بدو تشکیل آن تا به امروز که یکماه از آن میگذرد، غیر از آنکه نشان مثبتی از سالی پر بار نمیباشد، بلکه امکان شناخت و بررسی مسائل داخلی را نیز فراهم نمی آورد. ناگفته نماند که یکی از نقش های اصلی کنگره عکس العمل سریع در مقابل اتفاقاتی میباشد، که همچو بسته شدن حساب های بانکی برخی از ایرانیان، یا تعرض لفظی به خلیج فارس، کامیونیتی انتظار و آمادگی قبلی برخورد با آنها را ندارد. خاصه آنکه فعالیت در رابطه با انتخابات نیار به تدارکات وسیع نداشته، و به سادگی میتوانست توجه افراد بیشتری از جامعه را به امر مهم انتخاباتی و مشارکت در فعالیت های اجتماعی جلب نماید. باعث آن شود که از آغاز سال نو رابطه ای مستحکم میان اعضا هییت مدیره و کامیونیتی برقرار شده و اعتبار قابل توجه ای برای کنگره بوجود آورد. |
|||
|
Last Edited 02/11/2018 - For all comments on this site info@signandprint.ca |