|
|
اهمیت دادن به نظریات اعضاء و در نظر گرفتن آنها برای هر گونه فعالیت کنگره مطمئنن میتواند اعتماد و توجه از دست رفته را دو باره باز گرداند، و کمک نماید تا این نهاد جایگاه خود را در کامیونیتی به دست بیاورد. در آنصورت و آن زمان خود بخود نیروهائی که تا به امروز بی استفاده قرارگرفته بودند وارد جریان شده و به پیشرفت فعالیت ها کمک موثری خواهند کرد. با شکل گیری جدید هییت مدیره مواردی همچو شفافیت، مشارکت جمعی، قانونمندی طبیعی مینمایند، و به نظر میاید که بدون هیچگونه مشکلی به اجرا در خواهند آمد. در نتیجه برای اولین بار این امکان بوجود خواهد آمد که بیشترین توجه را به موارد اصولی که تا به امروز نادیده گرفته شده اند معطوف گرداند. اینطور به نظر میاید که حتی اساسنامه ای که سال گذشته بازنگری شده احتیاج به مرور مجدد دارد. لزوم تغییر در نحوه نگرش، تعریف و تشکل کنگره بیشتر حس میگردد. در وضعیت کنونی کنگره متشکل از 1530 عضو و هییت مدیره 9 نفره میباشد. در این نحوه نگرش جائی برای اکثریت 160.000 نفری ایرانیان تورنتو در نظر گرفته نشده است. خواسته و ناخواسته کنگره سخنگو و خدمتگزار کل کامیونیتی میباشد. محدود کردن آن به اعضائی که تنها فرقشان با دیگران پرداخت مبلغ ده دلار حق عضویت میباشد، کار درستی به نظر نمیاید. شرط داشتن ملیت کانادائی برای پیوستن به هییت مدیره، تبعیض به حقوق بسیاری از ایرانیانی میباشد که این آب و خاک را به عنوان محل سکونت خود گزیده اند و تنها مانع سر راهشان زمان و بوروکراسی میباشد. این انتخابات رعد و برق و یا جرقه ای بیش نبود، ولی این امکان را برای ما بوجود آورد که توانائی و امکانات موجود در کامیونیتی را بهتر حس کنیم. از این رو لازم میباشد که هفت سال گذشته را بطور کلی فراموش کرده و به نحوی دیگر به آینده بنگریم. از میان برداشتن تقسیمات جناحی، متمرکز کردن توجه به موضوعاتی که فقط اتحاد و همبستگی را حاصل خواهند شد، یکپارچه نگری و کل کامیونیتی را در نظر داشتن، توجه به آنهائی که شاید خود را در این برهه جدا و طرد شده میدانند، باز گرداندن حس اعتبار و اعتماد به کنگره، توانمند کردن این نهاد، بازیابی مجدد جایگاه آن در کامیونیتی، میبایست در هر فعالیتی مد نظر گرفته شود. در یک نکته میتوان هم صدا و هم سخن بود، که کامیونیتی به نقطه ای رسیده است که مرحله ای دیگر از شکوفائی خود را تجربه کند. نسل جوانتر آمادگی خود را برای به عهده گرفتن مسئولیت هدایت در مرحله بعدی را اعلام داشته و عملن وارد صحنه شده است. این قشر از جامعه با حس همکاری، کار گروهی، رقابت سالم، توانمندی، پشتکار، ابتکار عمل و نوع آوری به خوبی آشنا میباشد. دوگانگی فرهنگی، وابستگی های عقیدتی، و سرخوردگی های حاصل از مهاجرت کمتر در آنها دیده میشود. چه بهتر که عنان را به دست آنها سپرده و اگر هم نمیتوانیم کمکی برای آنها باشیم، حداقل سعی کنیم مانعی بر سر راهشان نبوده و این اجازه را به آنها بدهیم که لیاقت، کارائی و شایستگی خود را به اثبات برسانند. به آنها کمک کنیم تا کمکی برای تعییر و تحول در ما باشند. بدبینی، منفی نگری، انحصار طلبی، حس برتری، که جملگی حاصل صد سال فرهنگ استبدادی میباشد را از ما بگیرند و مهاجرت روحی و روانی را برای ما امکان پذیر نمایند. تا بتوانیم بالاخره آزادی ودمکراسی را به معنای واقعیش تجربه کرده و آنرا قسمتی از وجود خود سازیم.
در رابطه با انتخابات، سخنرانی کاندیدا ها، مجمع عمومی، نظریات شرکت کنندگان، ویدیو هائی تهیه شده که میتوان با مراجعه به سایت "همبستگی و حمایت" به آنها دسترسی داشت. در ضمن فعالیت های کمپین "من هم یک ایرانی-کانادائی هستم" همچنان ادامه دارد. شما هم میتوانید با تشویق دوستان و آشنایان به پیوستن به کنگره با این کمپین همکاری داشته باشید.
cebook/hambastegi.hemayat
|
اگر بر این باور باشیم که موانع، مشکلات، فراز و نشیب ها، سردرگمی و گمشدن ها، پس و پیش رفتن ها هم قسمتی از راه میباشند، به این نتیجه خواهیم رسید که نمیبایست قبل و یا بعد از رسیدن به مقصد توجه اصلی خود را به آنها متمرکز کنیم. البته که هر قدم پر ارزش بوده و میتوان بسیار از آن آموخت. اما آنچه از درجه اهمیت بیشتری برخوردار است، تغییر و تحول درونی ما است که در هر تجربه ای بوقوع می پیوندد. برای کسی که چنین می اندیشد، دوست و دشمن معنی خود را از دست داده و بطورکلی فرق ها و تضاد ها به هم نزدیک شده و لازم و ملزوم یکدیگر میگردند. در نتیجه هر لحظه فرد آمادگی دارد که مشت گره کرده خود را به دستی برای گرفتن دستی دیگر مبدل کند.
آیا به مقصد رسیده ایم؟ اگر بخواهیم با نگرشی که به توصیف آن پرداخته ایم به این سئوال جواب دهیم، باید اذعان داریم که هر قدم آغاز و پایان است. چه رسد به انتخاباتی که هیچکس اینچنین انتظارش را نداشت. استقبال کامیونیتی، نظم و ترتیب در روند، اجرا و نظارت بر آن، برخورد دوستانه همه حاضرین، ورای توقعات و انتظارات همگی بود. انگاری که آسمان ابری، ناگهان آفتابی میگردد، ما را قافل گیر کرده و با چهره ای نا شناخته از خود روبرو میسازد. آری، میتوان گفت به یکی از پایگاه های مهم، که سکوی پرتاب به طرف آینده ای نوید بخش میباشد، رسیده ایم. یکی از مشکل ترین مراحل دموکراسی را تمرین کرده، مزه خوشش را چشیده و سربلند از آزمایشش بیرون آمده ایم. که این آغاز مرحله ای بعدی، یعنی برابری و برادری، و نیازمند به مشارکت جمعی در سطحی وسیع میباشد. درست است که تضاد و اختلاف روند کار را مشکل میکنند ولی همفکری و هماهنگی، امکان فعالیت ها را افزوده و نیاز به همت، پشتکار، از خود گذشتگی، ابتکار عمل و صرف وقت بیشتری را دارد. از این به بعد محیط مناسب گشته و باید کار کرد. کار ها آنقدر میباشند که نیاز به مشارکت جمعی بسیار دارد. برای اولین بار هییت مدیره به معنای واقعی باید در جهت مدیریت حرکت کند. اعضاء را تشویق و تسهیلات را برای فعالیت های جمعی مهیا کند. تیم داوطلب در کمپین "من هم یک ایرانی کانادائی هستم" را میتوان به عنوان الگوئی موفق در نظر گرفته و کمیته های دیگر را به همان نحو شکل داد. آنچه را که هییت مدیره باید در تمام فعالیت های خود در نظر داشته باشد، نحوه تفکر آن افرادی میباشد که خود را جدا و در جناح خاصی میپندارند. چه بهتر تا زمانی که حس اعتماد باز نگشته است از موضوعاتی که میتوانند تفرقه بوجود بیاورند اجتناب کرد. چه بهتر که هر چه سریعتر نظرسنجی را که تنی چند از کاندیدا ها در برنامه های انتخاباتی خود به آن اشاره کرده اند عملی ساخته و امکانات اجرائی آنرا بوجود آورد. اینکه کنگره به اعضایش تعلق دارد و آنها مالکین آن میباشند توانسته تا اندازه ای تصویری که از هییت مدیره در اذهان عمومی وجود داشته است تغییر دهد. اینکه اساسنامه ماخذ و مرجع کلیه تصمیم گیریها بوده، که مجمع عمومی ورای اساسنامه میباشد نکات بسیار مهمی میباشند که ساختار فکری ما را نسبت به کنگره در حال تغییر دادن میباشند. |
|||
|
Last Edited 02/11/2018 - For all comments on this site info@signandprint.ca |