Iran-Canadian Congress Members Association - ICCMA - Weekly Articles

Main Articles Photo Gallery Videos Minutes Media ICC-Pedia
 Finance Protocols Elections By-Law Hambastegi ICC Club

 

مقالات هفتگی -  با تشکر از نشریه شهرما

416-512-9915

انجام کلیه امور طراحی، چاپ و تابلو

طراحی لوگو

وبسایت

_________________

_________________

اجرا و نصب تابلو های تجاری

کرافیک روی دیوار

گرافیک روی ماشین

شیشه نویسی

تابلو های ساختمانی

____________________

6186 Yonge St.,
North York, ON M2M 3X1

ناله به سردبیر
پپنجشنبه 11 جولای 2019

 تیتر این مقاله "نامه به سردبیر بود".
 نامه را با ناله جایگزین کردم تا بلکه با گوش دل شنیده شوم.

درعین حال که هر بار نکته ای توجه ام را به خود جلب میکند، سردبیر خاصی را مخاطب خود میبینم، این نوشتار را با در نظر داشتن همه سردبیران، تمام کسانی که رسانه ای عمل میکنند، کسانی که روزی رسانه ای بوده اند و امروز با قلم قهر کرده اند، و بالاخره کسانی که قدرت گرفتن قلم را در دست دارند ولی کوتاهی میکنند، آغاز میکنم.

در عین حال که به عنوان خواننده و نه نویسنده در شش سال گذشته هر هفته، حرف دل خود را به قلم آورده ام، اینبار این نامه را حرف دل بسیاری ازخوانندگان به حساب میاورم. حرف دل آنهایی که در لابلای کلمات و نوشته ها، در کندوکاو در وقایع،  و در تعمق در رفتار و گفتار ها در پی آگاهی و حقایقند.

دوری از وطن، درد غربت، احساس گناه، از ما پرخاش گرانی بوجود آورده است که به قطره ای لبریز میشویم. بعضی ها به کناره گیری و بی تفاوتی پناه میبریم، بعضی دیگر به مددکاری در گمنامی، بعضی ها به فرهنگ و فرهنگ سازی، بعضی ها نظاره گر و عده ای هم در نقش های موافق و مخالف صحنه را خالی نگذاشته و مادام به سر وکول هم میپریم.

بسیاری از ما بعد از مهاجرت برای امرار معاش به مشاغلی که ربطی به تجربه و تخصصمان ندارند مشغول شده ایم. شما سردبیران، مطمئنن نه از ناچاری، بلکه از علاقه، یا احساس مسئولیت به جامعه، و یا اهدافی که خود بهتر میدانید، به این حرفه پرداخته اید. اگر رسانه ها را همچو آینه هایی بدانیم که تصاویر زنده و فعالی را از جامعه نمایان میسازند، که به نوبه خود این تصاویر در شکل دهی جامعه تاثیر گذار میباشند، هر کدام از شما بصورت فردی و جمعی در شکل دهی امروز کامیونیتی ما چه نقشی داشته اید؟ کناره گیری، بی تفاوتی، مددکاری، فرهنگی، فرهنگ سازی، نظاره گری، موافق و مخالف، زمانی که در مرکز دایره قرار میگیرند چگونه عمل میکنند؟

کامیونیتی در وضعیتی قرار گرفته که باعث شرمساری همه شده است، و متاسفانه هر روز هم بر وخامت اوضاع افزوده میشود. شکایات در مراجع قانونی، زد و خورد های لفظی در سوشیال مدیا، تهدید های جانی، اخطار های قانونی، رودرروئی در گردهمایی ها، ما را در محیطی مشابه به آنچه که از آن گریخته ایم قرار داده اند. ایکاش میتوانستیم برای لحظه ای هم که شده، با هر آنچه که هست، آنطور که هست، احساس یگانگی میکردیم و خود را در بوجود آمدن وضعیت فعلی، شریک جرم میدانستیم. با این امید که  به میزانی که خود را آگاه و داناتر میانگاریم احساس مسئولیت بیشتری کرده، در بررسی عملکرد گذشته مان سختگیر تر بوده، و در پیدا کردن راه حل و پایان دادن به این وضعیت، تلاش بیشتری کنیم.

باید اعتراف کنیم که راه را به خطا رفته ایم، و چه بسا در این مسیر رسانه هایمان در نشان دادن موقعیتی که قرار داریم، سوئی که میرویم، خطراتی را که در پیش داریم، آنطور که باید وقایع را به تصویر نکشانده اند. کافیست که بیطرفانه به آنها بنگریم. دریابیم که هر چقدر زرق و برق اگهی های تجاری شان بیشتر است، شکل و قواره صفحاتشان متفاوت تر، کمتر به موضوعاتی میپردازند که به زندگی روزمره، امنیت جسمی، روانی، معنوی، و کمک هایی که قادر هستیم به یکدیگر کنیم مربوط میگردند. بخش عمده ای از کامیونیتی ما غیر از رسانه های فارسی زبان امکان دیگری برایشان وجود ندارد تا از آنچه به ما فارسی زبانان مربوط میگردد مطلع گردند. اگر آنها هم از وجود نهادی همچو کنگره ایرانیان مطلع بودند شاید که به آن میپیوستند، در فعالیت ها و تصمیم گیری هایش شرکت میکردند، و با مشارکت و همفکری بیشتر، شرایط به گونه ای تغییر میکردند که چند جوان بی تجربه و ماجراجو نتوانند این نهاد و کامیونیتی را در چنین موقعیتی قرار دهند. که یک سئوال، آنهم سئوال یک سردبیر از خانم رئیس کنگره ایرانیان بی جواب بماند، بهانه ای برای یورش به او شود، و کل ماجرا به گونه ای حذف گردد که انگاری آب از آب تکان نخورده است. اگر با یک سردبیر، یک شخصیت رسانه ای، کسی که میبایست قلمش از هر حربه ای کوبنده تر باشد، بدون هیچ عواقبی اینچنین روا دارند، وای به حال آنی که صدایی جز ناله در گلو ندارد.

ما را چه میشود؟ چه آنهایی که آنچنان میکنند و چه اینهایی که اینچنین عکس العمل هایی از خود نشان میدهند؟ به راستی، ما کیستیم؟ چه آنهایی که باعث خفت و خاری یک کامیونیتی و یک فرهنگند، و چه اینهایی که صدایشان را در گلو خفه، در تنهایی فریاد، و خفت و خاری را درخود نهادینه میکنند؟ ما کیستیم؟ چه در جایگاه متهم، چه در جایگاه شاکی و یا وکیل، چگونه میتوانیم در چشمان قاضی بنگریم که با پس گردنی ما را قانونمند میسازد، و برای انتشار صورتجلسات هییت مدیره نهادی که برای بالابردن جایگاه و شخصیت جمعی ما بنا شده، حکم قضایی صادر میکند. چه اجباریست که خود را در جایگاهی قرار دهیم که شایستگی آنرا نداریم؟ بیشترین لطمه را به خودمان بزنیم و نه تنها کمکی به بهبودی جامعه ای که به آن پناه آورده ایم نکرده، بلکه به تخریبش هم بپردازیم.

اگر رسانه ها در به تصویر کشیدن اعمال و رفتار ها نقش موثر تری ایفا میکردند، جانبداری را به کنار میگذاشتند، حتی از زبان خوانندگان و یا فضولی های این و آن، به بررسی وقایع میپرداختند، بیشک از جسارت های جاهلانه و گستاخانه آنهاییکه پایبند به هیچ اصولی نیستند کمتر میشد. رفتار محافظه کارانه رسانه ها که در درجه اول نشئات گرفته از شخصیت ذاتی سردبیران آنها میباشد، نه تنها میدان عمل را برای فرصت طلبان باز نگاه میدارد، بلکه میتواند باعث بی اعتباری رسانه ها و بی اعتمادی افراد به آنها شود.

سکوت، بی تفاوتی، کناره گیری کاملن خطاست، و زمانی که به رسانه ها مربوط میگردند به خیانت مبدل میگردند. فرقی میان کنگره ایرانیان که یک نهاد غیر انتفاعی میباشد با یک رسانه که انتفاعی بوده ولی نام رسانه را بر خود دارد نباید وجود داشته باشد. مالکیت نمیتواند و نباید توجیه کننده سیاست های یک رسانه در مسئولیت هایی که نسبت به جامعه دارد، باشد. زمانی که به نشریات قومی به زبانی غیر از انگلیسی  مربوط میگردند این مسئولیت ها بیشتر میگردند. رسانه ها و کنگره ایرانیان دو بالی میباشند که بدون آنها نمیتوان کامیونیتی را در پرواز تصور نمود. توجه رسانه های به کنگره و همکاری کنگره با رسانه ها لازم و ملزوم یکدیگرند، و بی توجهی این دو به این امر مهم باعث خودسری هر دو، و به زمین نشاندن کامیونیتی خواهد بود.

صدای "دگر بس است" را میتوان به خوبی از دهان بسیاری ازعلاقمندان، فعالان، دلسوزان کامیونیتی و کم و بیش از بعضی از رسانه ها شنید. نیاز به خرد، و مشارکت خردگرایان از هر زمان دیگر بیشتر احساس میشود. باشد که وخامت اوضاع ما را به خود آورد، شهامت برخورد با واقعیت ها را در ما بوجود آورد، تحولی در نگرش، تغییری در نحوه عمل، و باعث همبستگی و اتحاد گردد. اگر خود با آزادگی بیگانه ایم، به آزادی احترام بگذاریم. اگر قلم ما عاجز است، از قلم آنهاییکه حتی تهدیدات جانی صدایشان را خاموش نکرده، بلکه بر شدت آن افزوده است، حمایت کنیم. که خاموش کردن هر شمع، خیر مقدم گفتن به تاریکی است. وای بر ما اگر امیدی را در دلی خاموش کنیم.

  

 


 

www.hambastegi.ca  647-838-0968   facebook/hambastegi.hemayat       Let's talk ICC   
  
www.kikist.ca       No Deportations To Iran       www.fordemocracy.ca       @ facebook/fordemocracycanada

Last Edited 11/07/2019 - For all comments on this site info@signandprint.ca