Iran-Canadian Congress Members Association - ICCMA - Weekly Articles

Main Articles Photo Gallery Videos Minutes Media ICC-Pedia
 Finance Protocols Elections By-Law Hambastegi ICC Club

 

مقالات هفتگی -  با تشکر از نشریه شهرما

416-512-9915

انجام کلیه امور طراحی، چاپ و تابلو

طراحی لوگو

وبسایت

_________________

_________________

اجرا و نصب تابلو های تجاری

کرافیک روی دیوار

گرافیک روی ماشین

شیشه نویسی

تابلو های ساختمانی

____________________

6186 Yonge St.,
North York, ON M2M 3X1

دو قطبی شدن کامیونیتی
پپنجشنبه 25 جولای 2019

یکی از زمانهاییکه ما نسبت به یکدیگر احساس همبستگی بیشتری میکنیم مواقعی میباشند که مصیبت های طبیعی باعث بی خانمان شدن، و از دست دادن جان بسیاری از انسان ها میشود. بخصوص اگر در منطقه ای صورت بگیرد که از جهات مختلف به ما نزدیک باشد، و یا اینکه به دلایلی به آن احساس نزدیکی بیشتری میکنیم. آوارگی بیش از شش میلیون ایرانی بزرگترین مصیبت است که در دوره ما صورت گرفته، ادامه داشته، و قربانیان آن یعنی ما مهاجرین، با پوست و گوشت و استخوان آنرا در حال تجربه کردن هستیم. ولی چون به تدریج و آنهم در مدت طولانی چهل سال صورت گرفته، آنقدر با آن خو گرفته ایم که از یادمان رفته که کمتر مصیبت طبیعی چنین خسارات عظیمی به بشریت زده است.

"پاکسازی قومی"، حذف نژادی،  مذهبی و قومی از یک قلمرو خاص توسط یک گروه قومی قدرتمند است که اغلب با هدف ایجاد همسان سازی صورت میگیرد. "نسل کشی"، قتل عام، کشتار جمعی، تخریب کامل یک گروه خاص است. چه پاکسازی قومی و چه نسل کشی اغلب توسط خشونت اجرا و یا تشویق میشوند. اگر نسل کشی، جرم و جنایت علیه بشریت به حساب میاید، پاکسازی های قومی، سیاسی، و عقیدتی از نظر فنی جرم شناخته نمیشوند. "مهاجرت های اجباری" که از همین خانواده میباشند، چون در ظاهر اختیاری و به گونه ای رهایی به حساب میایند، حتی در اذهان قربانیان آن امتیاز و برتری تلقی میگردند.

مهاجرت ما ایرانیان به کانادا با تمام امتیازات و اختیاری بودنش، در باطن اجباری است و میتوان آنرا به گونه ای پاکسازی به حساب آورد. این احساس در ایرانیانی که در دوره های اول از ایران خارج شده اند، نسبت به آنهاییکه دردوره ها اخیر به کانادا وارد میشوند بیشتر است. در همه حالات، چه بر این باور باشیم که از ایران گریخته ایم، رانده و یا اینکه به اختیار خود راهی شده ایم، جا به جایی ما با سرخوردگی های نهفته ای همراه است که نه تنها اجازه نمیدهند در این مصیبت مشترک همدلی کنیم، بلکه ما را رودرروی هم نیز قرار میدهند. بخصوص اگر احساس گناه از عدم استفامت، تنها و پشت سر گذاشتن خانواده، دوست، آشنا و هموطن نیز همراه خود داشته باشد.

وطن پرستی و انساندوستی های خود فریبانه

وطن پرستی های کاذب، انساندوستی های سطحی، بی تفاوتی های اختیاری، درمان هایی برای تسلی بخشیدن به درد هایی میباشند که ریشه در روح و روان ما دوانده اند. به همین دلیل به جای بوجود آوردن انگیزه برای سازندگی، همبستگی و خدمت به یکدیگر، خود مبدل به عوامل مخربی شده اند که حاصلشان رودررویی، و اختلاف های توجیه شده اند. یکی از روزنامه نگاران سابق در ایران که امروز به فعالیت های رسانه ای در سوشیال مدیا در تورنتو اکتفا کرده، تحت عنوان "اگر اختلافات سیاسی ما تبدیل به دوستی و پیوند شوند، آنگاه میتوانیم بگوییم که ملت با فرهنگی شده ایم" گفتگو هایی جمعی را آغاز کرده است. زمانی که از "اختلافات سیاسی" سخن میگوییم نا خودآگاه نه تنها اختلافات را توجیه کرده، به آن حقانیت داده، بلکه با کلمه سیاسی به آن ماهییت کاذبی نیز میدهیم. مبدل شدن فرق های سیاسی به اختلافات سیاسی، خود دلیلی بر سیاسی نبودن ما، و یا عدم آمادگی ما برای سیاسی اندیشی است، حتی اگر در ظاهر، آنچه  را که بر زبان میاوریم رنگ و بوی سیاسی داشته باشد. سوشیال مدیا این امکان را برای ما بوجود آورده است که یکدیگر را بهتر بشناسیم، بخصوص اگر در فعالیت های اجتماعی از جمله گفتگو های جمعی بیشتر مشارکت کرده باشیم. شاهد هستیم که کسانی که از خشونت، تهمت، توهین، دروغ و افترای بیشتری استفاده میکنند خود را نیز بیشتر سیاسی مینمایانند. مشغولیات ذهنی این افراد و باور هایشان که سالیان دراز آنها را تحت تاثیر قرار داده، به آنها اجازه نمیدهند که با نگاهی خالی از خودارضایی به رفتارهای خویش بنگرند.

"همراهی" و یا "مقابله" با نفوذ جمهوری اسلامی در کانادا

برای شناخت بهتر کامیونیتی و فعالان اجتماعی، چندی پیش تحت عنوان " کی کیست؟" فعالیت هایی را آغاز نمودم. تا چند سال پیش میتوانستیم  فعالان اجتماعی را در سه جناح، برانداز، فراجناحی، و همسو تقسیم بندی کنیم. براندازان و همسویان فعالیت های خود را در رابطه با آنچه در ایران میگذرد و در جهت خلاف یکدیگر متمرکز دارند. فراجناحی ها که دخالت در امور ایران را باعث اختلاف و تفرقه در کامیونیتی میدانند سعی دارند که تا جای امکان بیشتر بر نکات مشترک، و آنچه در کانادا میگذرد توجه کرده و در امور سیاسی ایران دخالت نکنند. وقایع سه سال اخیر، بخصوص حضور و فعالیت وسیع معدودی از جوانان در کنگره ایرانیان، سعی و تلاش آنها در بازگشایی سفارت، مقابله با تحریم ها، و بوجود آوردن تسهیلات بانکی، تغییر و تحولات چشم گیری در شکل گیری جناحی در کامیونیتی بوجود آورده است.

ورای آنچه افراد بصورت فردی، گروهی و یا سازمانی در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در حال انجام میباشند، فعالیت هائیکه حاصل آن نفوذ و حضور جمهوری اسلامی در کانادا میباشند، و فعالیت هاییکه برای مقابله با آن صورت میگیرند، کامونیتی را از سه جناحی خارج و به دو قطبی مبدل کرده است. "مقابله"، فراجناحی ها و براندازان را در فعالیت هایی که به کانادا مربوط میگردند نزدیک تر کرده و به عکس، "همراهی" معدودی تندرو، باعث شده است در صف همسویان شکاف بوجود آمده و میانه رو های این جناح از آنها فاصله بگیرند. این خود نشان دهنده آنست که حمایت از بعضی از فعالیت ها، به معنی حمایت از افرادی که این فعالیت ها را هدایت کرده اند نیست.

چه در تقسیم بندی سه جناحی و چه در شکل گیری جدید دو قطبی، تفاوت و نکات مشترک در رفتار ها، بیشتر از نحوه تفکر وعقاید مد نظر میباشند. نگرش جدید دو قطبی بر پایه "همراهی" و یا "مقابله" با حضور و نفوذ جمهوری اسلامی در کانادا، سطح وسیعتری از افراد و فعالیت ها را در بر میگیرد. بوجود آوردن هر گونه تفرقه و یا به عکس همبستگی میتوانند بصورت غیر مستقیم همچو مقابله و یا همراهی به حساب آیند. کناره گیری، بی تفاوتی، خشونت، رودرروئی، تهمت، افترا، بوجود آوردن بی اعتمادی، بی اعتباری، ناامنی، در هر زمینه ای به گونه ای آماده سازی محیط و شرایط، برای رشد، ظهور و گسترش عارضه های شومی هستند که از آنها گریخته ایم.

با چنین نگرشی اگر به فعالیت های سه سال گذشته خود بنگریم، متوجه بسیاری از خطا ها خواهیم شد. بطور مثال، طوماری را امضاء کرده ایم که به بازگشایی منتهی نشد، به مقابله با تحریم هایی پرداختیم که هر روز بیشتر شدند، تماس های مکرری را با نمایندگان گرفتیم که شکاف بیشتری میان ما آنها بوجود آورده اند، با موضوعاتی خود را درگیر کردیم که باعث بی اعتباری کامیونیتی شده اند. آموختن از آنها، آگاهی و پی بردن به خطا، قدم لازم برای جبران گذشته هاست.

اگر نتوانسته ایم تا به امروز حس تعلق به کامیونیتی را در افراد آنطور که باید بوجود آوریم، حداقل بیدار و آگاه باشیم که حفظ امنیت جسمی، معنوی، روانی و پاکیزه نگاهداشتن جامعه ای که به آن پناه آورده ایم از حضور و نفوذ جمهوری اسلامی برای ما ایرانیان یک وظیفه است. حتی بدون پیوستن به فعالیت های جمعی و سیاسی، با فاصله گیری از فرهنگ  جمهوری اسلامی که شاید نادانسته هنوز آثاری از آن در ما وجود داشته باشند، میتوانیم تا حدودی به وظیفه انسانی وشهروندی خود عمل کنیم.

 


 

www.hambastegi.ca  647-838-0968   facebook/hambastegi.hemayat       Let's talk ICC   
  
www.kikist.ca       No Deportations To Iran       www.fordemocracy.ca       @ facebook/fordemocracycanada

Last Edited 25/07/2019 - For all comments on this site info@signandprint.ca