|
پپنجشنبه
۲۲ آپریل ۲۰۲۱
تضاد و تناقض
قصد دارم در محدوده یک مقاله، فراجناحی بیاندیشم، ورای خودی و
ناخودی، موافق و مخالف، دوست و دشمن، کارزاری و پویشی، به
مواردی بپردازم که کم و بیش در همه وجود داشته، ولی به نظر
میاید که فقط در دیگری قابل رویت است. مشکل میتوان تفاوت معنای
تضاد و تناقض را بیان کرد، ولی بخوبی میتوان آنچه این دو را از
هم متفاوت میسازد را حس نمود. آنچه مسلم است آنجا که تضاد و
تناقض وجود داشته باشند مشکل میتوان از سازگاری نشانی یافت.
هدف، دعوت از عموم برای تفکر و تعمق در باره پندار، گفتار و
کردار شخصی است. که اگر یگانگی در آنها نباشد، هر حرکت جمعی که
بر پایه آن بنا گرددد نمیتواند فراگیر بوده، جریانی را بوجود
آورد، ویا اینکه پایدار بماند. چه بسا، یکی از دلایل اصلی عدم
شکل گیری فعالیت ها در کنگره ایرانیان، و دو قطبی شدن
کامیونیتی، آمادگی افراد در پذیرش و نادیده گرفتن اینگونه ضعف
ها در خودی، و اکراه و بزرگنمایی آنها در ناخودی هاست.

از آنجاییکه هدف اثبات خطا و یا قانع کردن کسی نیست، قصد دارم
به نکات متعددی اشاره کنم، تا توجه را بیشتر به خود پدیده جلب
نمایمِ، و نه مورد مطرحه. باشد که آگاهی به آن، آغازگر تعمق در
نحوه عمل، و دگرگونی در نحوه نگرش، در پندار، گفتار و کردار
شخصی و فردی ما باشد. که فرهنگ سازی اگر از خود آغاز نگردد
نمیتواند تاثیرات جمعی داشته باشد.
۱- توهین و تهمت
احدی وجود ندارد که توهین و تهمت را تایید کند. ولی حتی
آنهاییکه که خود، جهت خاموشی و از صحنه خارج ساختن مخالفین، به
آن متوسل نمیشوند، بسادگی آنرا نزد خودی ها نادیده گرفته،
پذیرفته، نسبت به آن سکوت و در بعضی موارد حتی حمایت میکنند.
به همین دلیل میباشد که رفتار ما در محیط های مختلف در سوشیال
مدیا متفاوتند. در جمع خودی ها مدارایی، و در جمع ناخودی ها
فریادمان گوش فلک را کر کرده و زود هم قهر میکنیم. در صورتیکه
اگر عکس آن عمل نماییم، با ناخودی ها مدارا و با خودی ها به
گفتگو بپردازیم، بیشک تاثیر گذار تر خواهیم بود. البته این
نحوه عمل میتواند به سرعت تغییر و تحول بوجود آورد، اگر تعداد
بیشتری از افراد به آن توجه کرده و آنرا به اجرا در آورند.
متاسفانه شاهد هستیم که فعالیت ها بیشتر در خلاف این جریان پیش
میروند.
۲- مهندسی انتخابات
مشکل امروز، میتواند ناشی از خطای دیروز ما باشد. یکی از عارضه
هایی که گریبانگیر کنگره ایرانیان شده است، ائتلاف برای تاثیر
گذاری در نتایج انتخابات است. تا قبل از این مهندسی و عدم
سلامت انتخابات را در خلاف هایی مشاهده میکردیم که اکثرن توسط
هییت مدیره ها صورت میگرفت، که کلیه امور را در این زمینه در
اختیار داشته اند. تا زمانیکه اساسنامه بازنگری نشده و اینگونه
اختیارات پایان نگیرند، این روند ادامه خواهد داشت. شکایت علیه
هییت مدیره قبلی، با هزینه هایی سنگین، موقعیت استثنایی را
برای برگزاری انتخابات سالم اخیر بوجود آورد. با وصف این، شاهد
بودیم که چگونه با شکل گیری دو کمپین انتخاباتی کارزار و پویش،
مهندسی انتخابات شکل دیگری به خود گرفته و مانع از آن گردید که
افرادی به هییت مدیره راه یابند که شایستگی های خود را در
جریان انتخابات به اثبات برسانند.
۳- حزبی ساختن کنگره
کمپین های انتخاباتی، کاندیداهای دعوتی، برنامه های مشترک،
کنگره را چه قبل و چه بعد از انتخابات، به صحنه مبارزات حزبی
وجناحی مبدل کرده است. بسیار طبیعی مینماید که اینگونه تفکر و
عمل، بر دو قطبی شدن این نهاد و کامیونیتی بیافزاید.
۴- دموکراسی فقط در گفتار
مادام تکرار میشود که کنگره ایرانیان کانادا، تنها نهاد
دموکراتیک و اخیرن با افزایش تعداد اعضاء، بزرگترین در نوع خود
در جهان است. ولی آنچه کمتر از همه در آن دیده میشود، رفتار
وعمل دموکراتیک، چه نزد موافقین و چه مخالفین است. از طرفی،
هییت مدیره کنونی با پیروزی در انتخابات با اندکی اختلاف، خود
را مالک این نهاد و نماینده فقط کسانی میداند که به آنها رای
داده اند. به تشکیل کمیته هایی با حضور فقط حامیان خود
میپردازد. از طرف دیگر، از فردای انتخابات بعضی از مخالفین به
مقابله ادامه داده به گونه ای عمل میکنند که انگاری اصلن
انتخاباتی صورت نگرفته است. نه تنها سعی در مشارکت، همراهی و
تاثیر گذاری نمیکنند، بلکه با بهانه گیری، کناره گیری و تشویق
به کناره گیری دیگران، بر مسومیت جو حاکم میافزایند.
۵- صلح و همبستگی فقط در الفاظ
اگر با بوجود آوردن دشمن توهمی، به دنبال هویتی برای خود
باشیم، جای تعجبی نخواهد بود که رغبتی هم برای پرداختن به
برنامه های شعار گونه خود نداشته باشیم. تضاد و تناقض زمانی
حالت طنز به خود میگیرند که قصد داشته باشیم حاکمیت خود را بر
پایه افزایش تفرقه و رودررویی شکل دهیم.
۶- مبارزه فقط در شعار
کسانی که اصلن به عضویت کنگره در نیامدند، کسانی که عضو شدند
ولی در انتخابات شرکت نکردند، کسانی که بلافاصله بعد از اعلام
نتایج انتخابات در صدد انحلال کنگره بر آمدند، کسانی که با
استعفاء، لغو عضویت، کناره گیری از فعالیت ها، صحنه را برای
یکه تازی مخالفین خود خالی نمودند، چگونه میتوانند این نوع
رفتار ها را در جامعه ای دموکراتیک و آزاد، مبارزه بنامند؟
بعضی از آنها تا حدی پیش روند که حتی مهاجرت خود را به عنوان
مبارزه با رژیم قلمداد کنند!
۷- عامل پیروزی با شعار براندازی
انتشار اطلاعات برای افشاء و آگاه ساختن کامیونیتی از شبکه
وسیع حمایتی کسانی که موفق شدند در انتخابات اخیر پیروز، و به
حاکمیت پنج ساله خود در کنگره ادامه دهند، این سئوال را
برمیانگیزد، که این افراد چرا این اطلاعات را در زمان انتخابات
منتشر نساختند؟ چرا در شکست آنهایی را که وابسته به رژیم
میدانند اقدام و همکاری نکردند؟ چرا به عکس به مقابله با کسانی
پرداختند که در پنج سال گذشته مادام در حال مبارزه بوده اند؟
اختلاف اندک در تعداد آرا، که باعث ادامه فعالیت ها، در روند
آنچه در پنج سال گذشته اتفاق افتاده، نباید جای شک و تردیدی را
برای کسی باقی گذاشته باشد، که اگر مخالفت و تخریب های این بخش
از افراد وجود نداشت، نتایج انتخابات به گونه ای دیگر میبود.
با مشاهده اینگونه تضاد و تناقض ها که در ما نهادینه شده و به
ماهییت ما مبدل شده اند، آیا میتوان گروهی را تصور نمود که با
در اختیار گرفتن مدیریت این نهاد، قادر باشد که به وخامت وضعیت
کنونی پایان دهد؟ یا اینکه میبایست ورای شعارهای همیشگی ورفتار
های مایوس کننده، با پرداختن به فعالیت هایی هر چقدر ناچیز ولی
امکان پذیر، تغییر و تحول در خود را مد نظر داشته باشیم. بستگی
به صداقت خود ما دارد تا به این واقعیت پی ببریم که تضاد و
تناقض در رفتار ما نیز در بوجود آمدن وضعیت کنونی نقشی داشته
اند. تلاش برای از میان برداشتن آنها نیز کاملن در اختیار ما
میباشد. البته اگر تمایلی برای آن باشد.
چه خوب میشد اگر آنهاییکه هنوز صحنه فعالیت ها در رابطه با
کنگره را ترک نکرده اند، که متاسفانه هر روز تعدادشان کمتر
میشود، و یا آنهاییکه به نظاره گری اکتفا نموده اند، به مشاهده
و بررسی تضاد و تناقض ها در خود و دیگران، بدون در نظر گرفتن
گرایشات، میپرداختند. که همین حرکت کوچک ولی بسیار مهم،
میتواند به از میان برداشتن شکافی که میان ما بوجود آمده و هر
روز به وسعت آن افزوده میگردد کمک موثری باشد.
|