|
پپنجشنبه
۲ سپتامبر ۲۰۲۱
علی، مجید و جاستین
یکی از زمان هایی که بیشتر احساس کانادایی بودن میکنم
و احساس تعلق به این جامعه دارم و به کانادایی بودنم افتخار
میکنم، در زمان انتخابات فدرال است. در این مواقع است که
برابری در انتخاب دولتمردان را میتوان به خوبی تجربه کرد. بزرگ
و کوچک، زن و مرد، پیر و جوان، فقیر و غنی با داشتن هر کدام
یک رای برابر، میتوانیم برای آینده این کشور تصمیم گیری کنیم.
همزمان یکی از آن مواقعی که بیشتر متاسف میگردم، باز در همین
اوقات است، که با کسانی، که تعدادشان هم کم نیست برخورد میکنیم
که با افتخار میگویند که تا به حال در هیچ انتخاباتی شرکت
نکرده اند. و با توجیهاتی عجیبی مواجه می شویم، که بایست با
گوش های خود شنید تا باور کرد.

در ایران، حق رای نداشتیم و یا اینکه آرای ما تاثیرگذار
نبودند. آزادی نداشتیم و نه تنها صدایمان شنیده نمی شد، بلکه
از امنیت هم خبری نبود و یا اینکه بی خبری، خودش امنیت به حساب
میامد. به ناچار، بار سفر بستیم و سختی ها را به جان خریدیم و
آواره جهان شدیم. از بخت نیک، سیصد الی چهارصد هزار نفر از ما
ایرانیان به سرزمین همیشه آباد کانادا رسیدیم.
بسیاری از ما به این واقعیت پی برده ایم که حال که از آزادی
برخورداریم، نمی دانیم که چرا حرفی برای گفتن نداریم! جالب
اینجاست با وجودی که امنیت داریم، باز هم در درون، احساس
ناامنی می کنیم. حال که شهروندی یکی از دموکراتیک ترین کشورهای
دنیا را به دست آورده ایم، تمایلی برای مشارکت، بخصوص در
انتخاباتی که بزرگترین دستاورد دموکراسی به حساب میاید، در خود
نمی بینیم. و عجیب تر اینکه اصلن جویای چون و چرای آن هم
نیستیم!
علی احساسی، در انتخابات ۲۰۱۵، با حدود ۱۰ رای بیشتر از رقیب
کره ای تبار، موفق شد که به پارلمان راه یابد. در انتخابات
۲۰۱۹، مجید جوهری با
۱۱۲
رای
بیشتر
از رقیب خود، برای بار دوم در پارلمان باقی ماند. آیا این کافی
نیست تا بدانیم که رای تک تک ما تاثیر گذار بوده و می تواند
سرنوشت انتخابات را تغییر دهد؟ موافق و یا مخالف، باید بپذیریم
که حداقل در رابطه با این دو نماینده ایرانی، می توانیم تاثیر
گذار باشیم.
از آنجایی که بیش از بیست سال در ویلودیل، حوزه ای که نمایندگی
آن به عهده علی احساسی است، کار و زندگی میکنم، طبیعی است که
از کم و کیف آنچه که در این منطقه می گذرد، با خبر باشم. از
آنچه که در حوزه ریچموندهیل، که مجید جوهری نمایندگی آن را
عهده دار است، بیشتر از موضوعاتی با خبر می شوم که از طریق
جراید منتشر می شوند. متاسفانه
خبرها
کم نیستند و
خبرهای
خوبی نیز نمی باشند. این
خبرها
اجازه نمی دهند، همانطور که از مجید جوهری در سال ۲۰۱۵ حمایت
می کردم، امروز هم حمایت کنم. بدون آنکه اختلاف شخصی در میان
باشد، این حق را برای خود قائل هستم که نظرم را آزادانه بر
زبان بیاورم، و اعلام کنم که حضور ایشان را در پارلمان کانادا
در جهت منافع کانادا و کامیونیتی نمی بینم.
از این متاسفم که حتی بعد از چند دهه زندگی در جامعه ای آزاد و
دموکراتیک، نه تنها بسیاری از ما با اصول اولیه آن آشنایی پیدا
نکرده ایم، بلکه حتی موفق نشده ایم که خود را از قید حجاب و
بندهای اخلاقی رها سازیم. برایمان طبیعی می نماید که در کنار
یکدیگر، قربان و صدقه یکدیگر برویم، ولی در غیبت، تا می توانیم
پشت سر یکدیگر بدگویی می کنیم. انتقاد و ابراز نظر در رابطه با
فعالیت های سیاسی/اجتماعی، بخصوص انتقاد از فعالیت های یک
نماینده پارلمانی را شخصی دانسته و یا آن را وطن فروشی می
خوانیم.
درست و یا غلط، بی شک خبرهای ناخوشایندی که در رسانه های
سراسری منتشر شده اند،
مخالفت های
بخش قابل توجهی از کامیونیتی، و اختلاف اندک تعداد آراء در
انتخابات قبلی، در
تاخیر
تایید مجید جوهری توسط حزب لیبرال بی تاثیر نبوده اند. و چه
بسا که به دلیل انتخابات زودرس و کمبودهای زمانی، حزب لیبرال
در موقعیتی قرار نداشت که بتواند به گونه ای دیگر عمل کند.
به هر حال، موافق و یا مخالف باید بدانیم که چه در تایید و چه
در نفی، کمتر از سه هفته فرصت داریم تا در تاثیر گذاری در
انتخابات در این ناحیه عمل کنیم. امیدوارم که از تجربیات گذشته
آموخته باشیم و این بار فرصت را از دست ندهیم.
به عکس اینکه تا زمان انتخابات درون حزبی لیبرال ها در سال
۲۰۱۳، اسم مجید جوهری را اصلن نشنیده بودم، از آغاز فعالیت در
حمایت از پناهجویان، از کمک های علی احساسی برخوردار بوده و کم
و بیش ایشان را می شناختم. در انتخابات فدرال ۲۰۱۵ به دلیل
آنکه در حوزه ریچموندهیل، مجید جوهری و مایکل پارسا در مقابل
هم قرار داشتند، و در انتخابات درون حزبی لیبرال ها در
ویلودیل، علی احساسی در مقابل لیلی پورزند قرار داشت، بسیاری
از ما سعی کردیم که عدم جانبداری را رعایت کرده و بیشتر تلاش
نماییم که تعداد بیشتری از ایرانیان در انتخابات شرکت کنند.
در دو دوره گذشته، شاهد فعالیت های علی احساسی چه در رابطه با
جامعه بزرگتر و چه در رابطه با کامیونیتی بوده ایم. بارها علی
احساسی را دیده ام که نه تنها به مغازه من، بلکه به همسایه های
ما نیز سر زده و ضمن خوش و بش کردن با همه، به گفتگو در باره
آنچه در جامعه می گذشت می پرداخت. طبیعی است که در چنین
مواقعی، هنگامی که ایشان نیاز به حمایت تک تک ما شهروندان
ایرانی تبار و بخصوص آنهایی که در ویلودیل ساکن هستند، در
کنارش باشیم.
اکثر ما ایرانیان نیز مانند علی احساسی در چند سال اخیر، در
موقعیت هایی قرار گرفته ایم که موضع خود را در رابطه با جمهوری
اسلامی، صریحن اعلام نماییم. نحوه برخورد و موضع گیری علی
احساسی، بخصوص در رابطه با موارد نقض حقوق بشر در ایران توسط
رژیم، حداقل از این بابت خیال ما را راحت ساخته که از حضورش در
پارلمان در جهت لابیگری برای جمهوری اسلامی بهره نمی گیرد. با
در نظر گرفتن اینکه علی احساسی نمایندگی کلیه ساکنین ویلودیل
که اکثریت آنها را چینی ها و کره ای ها تشکیل میدهند را به
عهده دارد، نمی توان در رابطه با ایران، بیش از آنچه که انجام
میدهد، از او انتظار داشت.
از آن نظر که بیشترین فعالیت های دوساله دوره دوم دولت جاستین
ترودو، در زمان و در مقابله با کووید۱۹ بوده، و بخوبی از پس آن
برآمده است، طبیعی است که برای تشکیل دولتی که اکثریت را در
پارلمان داشته باشد، به انتخابات زودرس رو آورد. غافل از
اینکه، همزمان شدن این انتخابات با بحران افغانستان و موج
چهارم کووید، می تواند انتخابات زودرس را زیر سئوال برده، و
احزاب رقیب از آن در جهت لطمه زدن به حزب لیبرال بهره بگیرند.
علاوه بر آن، پاسپورت اجباری واکسن کووید نیز مخالفت هایی را
به همراه داشته، که باعث برانگیخته شدن خشم بخشی از جامعه در
حدی شده که مانع از برگزاری بعضی از تجمعات انتخاباتی جاستین
ترودو شده است.
در نتیجه، نه تنها تشکیل یک دولت اکثریتی، بعید به نظر می رسد،
بلکه امکان موفقیت کانسرواتیوها در تشکیل دولت آینده نیز فزونی
یافته است.
به عنوان یکی از رای دهندگان حوزه ویلودیل، و از حامیان حزب
لیبرال، بخصوص علی احساسی، از همه ایرانیان تورنتو
دعوت
میکنم که با کمک های مالی خود، و یا فعالیت های داوطلبانه در
کمپین انتخاباتی ایشان، باعث گردیم که در هر حال، ایشان به
پارلمان راه یابد. از طریق شماره تلفن
416-922-4990
می توان با دفتر کمپین انتخاباتی ایشان، واقع در شماره ۱۷
خیابان چرچ، تماس گرفت.
توجه: اگر مخاطبین اشاره شده در مقاله آقای مهدی شمس، جوابیه و
یا توضیحاتی در رابطه با این مقاله دارند، می توانند آن را به
دفتر مجله شهرما ایمیل کنند تا در شماره بعدی چاپ شود.
سردبیرشهرما
|