|
پپنجشنبه
9 سپتامبر ۲۰۲۱
ما و انتخابات
مقاله هفته پیش، در رابطه با کاندیداهای انتخاباتی امسال، علی
احساسی و مجید جوهری که هر کدام نمایندگی یکی از حوزه های
ویلودیل و ریچموندهیل را عهده دار هستند،
واکنش هایی
را برانگیخت، که مرا راهی هفت سال پیشساختکه در آنزمان ایندو،
هنوز به پارلمان راه نیافته بودند. با توجه به آنچه در در
رابطه با انتخابات رخ داد، می بینیم که در آن زمان، کامیونیتی
در حمایت از همه کاندیداهای ایرانی سه حزب، کوتاهی نکرده است.
گرچه در باره بعضی از کاندیداها که برای کامیونیتی شناخته شده
نبودند و پشتوانه فعالیت های اجتماعی نداشتند،
سئوالاتی
مطرح میشد، ولی در مجموع، کامیونیتی از همه آنها حمایت میکرد.

در این کندوکاوها به یکی از
مقاله هایم،
تحت عنوان «با پیروزی مجید جوهری ورود اولین نماینده ایرانی در
پارلمان فدرال حتمی شد»، که دقیقن هفت سال پیش، در ۱۱ سپتامبر
۲۰۱۴ نوشته بودم برخوردم. در آن مقاله از رقابت مایکل پارسا،
کاندیدای کانسرواتیو و مجید جوهری، کاندیدای لیبرال گفتم. ورای
نتایج انتخابات، از اینکه برای اولین بار کاندیدایی ایرانی از
ریچموندهیل در پارلمان فدرال خواهیم داشت، خوشنودی خود را
ابراز داشتم. هفت سال بعد، همین قلم، باز به سخن میاید، باز از
مجید جوهری و انتخابات که در پیش رو هستند، میگوید. ولی این
قلم از آن متاسف است که آنچه را که آن روزها بر زبان میاورد،
نمیتواند همان رنگ و بوی پیشین را داشته باشد.
در این بررسی ها، همچنین به عدم امکان دسترسی به اطلاعات و
مقالات سال های گذشته اکثر نشریات فارسی زبان کامیونیتی پی
بردم که در آینده به آن خواهم پرداخت.
دوقطبی شدن کامیونیتی بر مبنای موافقت و یا مخالفت با جمهوری
اسلامی، در گرایشات سیاسی ما در کانادا نیز تاثیراتی داشته اند
که در زمان انتخابات، میتوان بیشتر به آن پی برد. در انتخابات
۲۰۱۹، دکتر رضا مریدی، سیاستمدار کهنه کار ایرانی، برای اولین
بار بصورت
علنی
اعلام نمود که به کاندیدای کانسرواتیو در رقابت با مجید جوهری
در ریچموندهیل رای خواهد داد. قابل ذکر اینکه ایشان تنها
سیاستمدار از حزب لیبرال نبود که اقدام به چنین
عملی
نمود.
براندازان تندرو، نه تنها در مخالفت با همسویان، و یا افرادی
که به نظر آنها به اندازه کافی در مخالفت با رژیم فعالیت
نمیکنند، بلکه از این لحاظ که کانسرواتیوها مواضع تندتری نسبت
به جمهوری اسلامی دارند از آنها حمایت میکنند. شاهد آن هستیم
که این نگرش و این گرایش، هر روز بیشتر و علنی تر میگردد. اگر
رئیس غیر منتخب کنگره ایرانیان در سال ۲۰۱۴ از رقیب غیر ایرانی
تبار علی احساسی و لیلی پورزند در انتخابات درون حزبی لیبرال
ها، با حجب و حیا حمایت میکرد، اینبار با افتخار از رقیب
کانسرواتیو مجید جوهری، کاستاس منگاکیس، حمایت کرده و از
دیگران نیز برای شرکت در کمپین ایشان
دعوت
نیز مینماید.
سیاستمداران از این موضوع آگاهی داشته ولی از آنجهت که
ایرانیان هنوز وزنه قابل ملاحظه ای در سیاست کانادا به حساب
نمی آیند، از آن بهره گیری نمینمایند. شاهین مقدم در
مصاحبه ای
با بهرنگ رهبری، از زبان یکی از وزرای دولت میگوید که ما
ایرانیان، با اینکه از نظر اجتماعی/اقتصادی بسیار موفق هستیم
ولی بعد از چند دهه، هنوز حضور خود را در کانادا موقتی میدانیم
و منتظریم که اوضاع تغییر کند تا به ایران بازگردیم. در چنین
وضعیتی که علاقه ای نسبت به آنچه در کانادا میگذرد نشان
نمیدهیم، چگونه میخواهیم که دولتمردان کانادایی بر روی ما
سرمایه گذاری کرده و برای خواسته هایمان اهمیت قائل شوند؟
چه برانداز و چه همسو، آنهاییکه خود را سیاسی میدانند، اگر هم
علاقه ای به سیاست در کانادا از خود نشان میدهند، بیشتر در
رابطه با لابیگری و تاثیر گذاری در جهت موافق و یا مخالف
جمهوری اسلامی است. متاسفانه با دو قطبی شدن کامیونیتی در چند
سال اخیر،این
گرایش
افزونی یافته و حتی درمیان
خانواده
قربانیان پرواز ۷۵۲ نیز دیده میشود.
این طبیعی است و تا کنون نیز اینچنین بوده است که گرایشات ما
مهاجرین ایرانی، بیشتر همسو با لیبرال ها و نئودموکرات ها است.
ولی از آنجاییکه نتوانسته ایم آنطور که باید در جامعه کانادایی
جایگاه مناسبی در شان خود بیاییم، ناخواسته هر روز بیشتر به
گرایشاتی روی میاوریم که دست راستی تر و افراطی تر میباشند. ما
بخوبی از نگرش منفی کانسرواتیوها نسبت به مهاجرین و پناهجویان
و هر آنکه سفید نیست هستیم. ما بخوبی از اینکه کانسرواتیوها در
صحنه سیاست های بین المللی، از چه کسی حمایت و با چه کسی
مخالفت میکنند، آگاهی داریم. ما مزه تلخ
توهین*
و
تعرض
و
تحقیر
کانسرواتیوها را بارها چشیده ایم. ولی به صرف اینکه آنها سفارت
ها را بسته اند، بر تحریم ها افزوده اند و از مخالفین رژیم
حمایت علنی میکنند، برایمان کافی است که حمایت از آنها را،
نشانی از دانش سیاسی
برتر
خود بدانیم.
البته لیبرال ها هم با تایید مجدد مجید جوهری در ریچموندهیل،
نشان دادند که آنچه برای آنها در درجه اول اهمیت قرار دارد،
موفقیت در انتخابات است. و با این عمل، همسویان را که شاید
تعدادشان در مقایسه با مخالفین رژیم بسیار اندک، ولی از نظر
میزان مشارکت در انتخابات بیشتر است، را در کنار خود
نگاهداشتند.
انتخابات فدرال ۲۰۱۵ نقطه عطفی در حضور ما ایرانیان در صحنه
سیاست در کانادا به حساب خواهد آمد، و به نظر بعید میاید که
دوباره تکرار گردد. کنگره ایرانیان و بنیاد پریا هر کدام
گردهمایی هایی برای معرفی و تشویق کامیونیتی برای شرکت در
انتخابات برگزار کردند. این شور و شوق به تدریج در انتخابات
۲۰۱۹ کمتر و در این انتخابات به حداقل خود رسید. اگر سال گذشته
حتی در ابراز مخالفت و نه پشتیبانی،
تظاهراتی
برگزار گردید، امسال آنهاییکه از رقابت های انتخاباتی، فقط
توهین و فحاشی و تخریب را آموخته اند، به
شکستن
چند تابلوی انتخاباتی اکتفا میکنند. هر چقدر هم نمایشی، کنگره
ایرانیان در انتخابات گذشته،
گردهمایی
برگزار نمود، در صورتیکه امسال تا این لحظه، این نهاد جز ارسال
یک
پرسشنامه
به رهبران احزاب، در رابطه با انتخابات، از خود وجودیتی نشان
نداده است.
حضور چهل ساله ما در کانادا به اثبات رسانده است که بصورت
طبیعی و خود به خود، کامیونیتی نمیتواند آنطور که باید و شاید،
شکل بگیرد و جایگاه مناسب خود را در صحنه های سیاسی/اجتماعی/ و
فرهنگی پیدا کند تا حس تعلق به آن بوجود آید و در زمان های
حساس مانند انتخابات، جریانات تاثیر گذاری بوجود آورد.
مدت هاست که به این مهم پی برده ایم ولی متاسفانه هر روز بیشتر
از آن فاصله گرفته ایم. اگر تعداد بیشتر نمایندگان ایرانی در
پارلمان کانادا را نشانی از موفقیت کامیونیتی بدانیم، متاسفانه
در حال حاضر در موقعیتی قرار گرفته ایم که بسیاری از ما، دیگر
چنین آرزویی را نداریم.
تا ۲۰ سپتامبر که انتخابات برگزار خواهد شد، زمانی زیادی باقی
نمانده است. مخالفت و یا موافقت با هر کاندیدایی، به حرف کافی
نیست. امروز عمل ما و تک تک آراء تعیین کننده هستند. اطلاع
رسانی و بوجود آوردن آگاهی از طریق مقالات و سوشیال مدیا اهمیت
خود را داشته ولی آنچه بصورت مستقیم تاثیر گذار است، مشارکت در
کمپین انتخاباتی کاندیداهاست. در روز انتخابات، کاندیداها به
بالاترین تعداد داوطلب، از جمله جهت نظارت بر صندوق های
انتخاباتی نیاز دارند. نیازی نیست که داوطلبان ساکن حوزه های
انتخاباتی باشند، ولی ثبت نام از قبل الزامی است. برای اکثر ما
ایرانیان، وضعیت در حوزه ویلودیل مشخص است. اما در ریچموندیل
رقابت، و یا بهتر بگوییم که رودررویی فقط میان کاندیدای ایرانی
تبار و غیر ایرانی تبار نیست. وضعیت فعلی به گونه ای شکل گرفته
است که انگاری در این منطقه، انتخابات میان موافقین و مخالفین
جمهوری اسلامی در حال صورت گرفتن باشد.
مقاله در رابطه با
توهین لیندا فرام در سایت هافینگتون پست در چند روز گذشته حذف
شده است.

این توییت هم حذف
شده است.


|