|
پپنجشنبه
۱۶ سپتامبر ۲۰۲۱
رای استراتژیک
اولین
دوره
انتخابات کانادا در سال ۱۸۶۷ برگزار گردید. کانسرواتیو ها موفق
شدند با به دست آوردن ۱۰۰ کرسی از ۱۸۰ کرسی در پارلمان، اولین
دولت کانادا بعد از به هم پیوستن سه منطقه، نیوبرانزویک،
نوااسکشیا و استان کانادا، که کبک و اونتاریو را شامل میشد،
تحت عنوان کنفدراسیون کانادا را تشکیل دهند.
این روز ها در حال تدارک چهل و چهارمین دوره پارلمان در کانادا
هستیم. در مجموع، شهروندان کانادا تمایل بیشتری به لیبرال ها
داشته و این کشور در قرن بیستم به مدت هفتاد سال توسط آنها
اداره شده است. جاستین ترودو بعد از هجده ماه از دوره چهارساله
دوم خود، جهت به دست آوردن اکثریت در پارلمان، اقدام به
برگزاری انتخابات زودرس کرده است. قرار است که این انتخابات
همین دوشنبه۲۰ سپتامبر برگزار گردد و تا کنون هم عده ای به طرق
مختلف رای داده اند.

در انتخابات
۲۰۱۹
لیبرال ها با پایین ترین درصد آراء تا کنون، و با حدود ۲۲۰هزار
رای کمتر از کانسرواتیو ها، موفق شدند که تعداد ۳۶ کرسی بیشتر
را در پارلمان به خود اختصاص داده و دولت را تشکیل دهند. از
آنجاییکه برای داشتن اکثریت در پارلمان نیاز به ۱۷۰ کرسی
میبود، لیبرال ها که فقط ۱۵۷ کرسی در اختیار داشتند، در
موقعیتی قرار گرفتند که مانند ۱۳ دولت در اقلیت، در دوره های
قبلی، به انتخابات زودرس متوسل گردند.
نظام فعلی انتخابات در کانادا به گونه ایست که تشکل دولت در
رابطه مستقیم با میزان آراء شهروندان نیست. صد سالی میباشد که
در رابطه با نیاز بوجود آوردن تغییراتی دراین زمینه گفتگو هایی
مطرح و فعالیت هایی بی نتیجه صورت گرفته اند. لیبرال ها در
انتخابات ۲۰۱۵
تغییر
سیستم انتخاباتی را در پلاتفرم خود داشته، بعد از پیروزی،
وزارتخانه ای به سرپرستی مریم منصف برپا و بالاخره این پروژه
را در سال ۲۰۱۷ رها نمودند.
در اکثر انتخابات تا امروز، و حتی آنچه تا این لحظه برای
انتخابات امسال
پیش بینی
شده است،
حدود یک سوم رای دهندگان، از لیبرال ها، یک سوم از کانسرواتیو
ها و یک سوم هم بقیه احزاب از جمله حزب ان دی پی را حمایت
میکنند. ولی با نظام انتخاباتی فعلی، یک سوم آراء به معنای یک
سوم کرسی ها در پارلمان نیست.
نئودموکرات ها (ان دی پی) از سال ۱۹۶۰ به عنوان یک حزب رسمی در
انتخابات کانادا شرکت میکنند ولی تا به حال موفق نشده اند که
حکومت کنند. در بهترین شرایط در سال ۲۰۱۱ به عنوان اپوزیسیون
رسمی در پارلمان حضور داشته اند.
در حقیقت، رای به احزابی غیر از لیبرال و کانسرواتیو که شانس
تشکیل دولت را دارند، رای سوخته به حساب میاید. رقابت تنگاتنگ
لیبرال ها و کانسرواتیو ها در این انتخابات، ما را در موقعیتی
قرار داده است که هر رای به غیر لیبرال ها، یک رای برای
کانسرواتیو ها به حساب خواهد آمد. در نظر داشته باشیم که احزاب
ان دی پی و حزب سبز از نظر گرایشاتی نزدیکتر به لیبرال ها
میباشند.
نکته دیگر اینکه، کانسرواتیو ها، کانادای مهاجر پذیر را هیچوقت
به صورت برابر برای همه شهروندان نخواسته اند. از آنجاییکه بر
خورد آنها با مهاجرین و پناهجویان همیشه بصورت شهروندان درجه
دو بوده است، شاید لازم باشد حتی اگر خود را نزدیک تر به ان دی
پی و یا حزب سبز میدانیم، حداقل در این انتخابات به رای
استراتژیکی پناه آورده و اجازه ندهیم که یکبار دیگرعواقب لوایح
سی ۲۴ و
سی ۵۱ را
تجربه کنیم.
شاید بعضی ها بر این باور باشند که رای استراتژیکی، دموکراسی
را تضعیف میکند، ولی تا زمانیکه به نظام انتخاباتی دست نیافته
ایم که هر رای به حساب آید، نباید به گونه ای عمل نماییم که در
ظاهر رای داده ایم ولی در عمل، رای ما نه تنها مانند یک رای
سفید، بلکه درجهت خلاف خواسته ما عمل کند.
موقعیت کامیونیتی ما امسال از اینهم حساس تر شده است. مخالفت
ها با مجید جوهری به حدی رسیده است که بخشی از براندازان با
اتکاء به این مورد به تبلیغات انتخاباتی در جهت حمایت از
کانسرواتیو ها در مجموع پرداخته اند. همسویان با به اشتراک
گذاشتن
ویدیوئی از
سخنان کاستاس منگاکیس، کاندیدای رقیب مجید جوهری، در یکی از
گردهمایی های شورای مقاومت ملی، از«عرصه رقابت مجاهدین خلق
برای بازگرداندن نماینده محافظه کاران به پارلمان کانادا و عرض
اندام در بین کامیونیتی ایرانی» میگویند. این افراد، خواسته و
یا ناخواسته، سعی دارند که مخالفت با مجید جوهری را به گونه ای
نزدیکی و همراهی با مجاهدین قلمداد کنند. ضمن اینکه از « سیاست
های ارتجاعی و کثیف حزب محافظه کار» میگویند، خود بد تر از
آنها عمل مینمایند.
همسویان، جز حمایت از لیبرال ها در این انتخابات راه دیگری
ندارند. پیروزی محافظه کاران بلایی برای آنها به حساب آمده و
قرار دادن سپاه در
لیست نهاد
های تروریستی یکی از فرآورده های آن خواهد بود. فعالیت های شش
ساله مجید جوهری که درست و یا غلط این تفکر را در اذهان عمومی
بوجود آورده که ایشان از منافع رٰژیم در کانادا حمایت میکند،
بخشی از ایرانیان را از لیبرال ها رانده است. این خود نه تنها
لطمه ای به حزب لیبرال، که مجید جوهری نمایندگی آنرا عهده دار
است به حساب آمده، بلکه ایرانیان را در سردرگمی قرار داده است
که حاصلش جز تفرقه در کامیونیتی، چیز دیگری نیست.
انجمن خانواده قربانیان نیز با انتشار
اطلاعاتی از
فعالیت های خود تا امروز، همکاری های دولت، و دو نماینده
ایرانی، پرده از ابهاماتی در این رابطه از میان برمیدارد. در
اینجا، عین گفته های حامد اسماعیلیون را تکرار میکنم تا خطایی
در نقل قول صورت نگیرد. « ایشان دربارهی فعالیتهای خود در
حمایت از پروندهی
PS752
بیلان کاری منتشر کردهاند که اثبات ادعاهای آن با خود ایشان
است. گمان نکنم شرکت در مراسم یادبود یا حضور در چند جلسهی
عمومی دولت با خانوادهها، جزیی از عملکرد تلقی شود. قضاوت با
دیگران. آخرین تماس بنده با ایشان به ژوئن 2020 یعنی چهارده
ماه پیش برمیگردد. وقتی پروندهی کاری سال 2020 ایشان را
پارسال در صندوق پست خانه پیدا کردم هیچ اثری از
PS752
نبود. بسیاری از مسافران این هواپیما اهل ریچموندهیل، حوزهی
انتخابیهی ایشان بودند و خانوادههای آنها هنوز در
ریچموندهیل زندگی میکنند. با این وجود ایمیلهای گروهی به
نمایندگان به ایشان هم فرستاده شد و جوابها طبق معمول کلی و
مبهم.»
اگر حتی در رابطه با حمایت از خانواده های قربانیان پرواز، کسی
نتواند اختلافات سیاسی خود را کنار بگذارد، چگونه میتوان
انتظار داشت که این فرد به آرای دیگران احترام گذاشته و در جهت
منافع جمعی و انساندوستی فعالیت کند؟
گرچه مخالفت با جمهوری اسلامی باعث شده که گرایش به کانسرواتیو
ها افزایش یابد ولی در مجموع کانادا لیبرال میاندیشد و گرایشات
کامیونیتی همسو با آنهاست. قرار گرفتن سپاه در لیست نهاد های
تروریستی هر چند با اهمیت باشد، نه آزادی و عدالت را برای مردم
ایران به ارمغان خواهد داشت و نه مشکلات ما ایرانیان مهاجر را
برطرف خواهد نمود.
دوقطبی شدن جامعه، گسترش پوپولیسم، از نو جان گرفتن برتری طلبی
سفید ها، برخورد های تند در مبارزات انتخاباتی، از میان رفتن
آنچه احزاب را از هم متمایز میساخت، منفی اندیشی مردم نسبت به
سیاست و سیاستمداران، همگی نشان از پایان دوره معصومیت
دموکراسی و انتخابات اند. زمان آن رسیده که نه تنها در سیستم
انتخاباتی، بلکه در سیستم حکومتی نیز تغییراتی صورت بگیرند.
گرچه به نظر ناممکن میاید ولی چه بسا راه حل ایده ال، کاستن از
حزب گرایی و افزایش مستقل اندیشی باشد.

...we
do have the same old parties constantly
monopolizing the discussion!

www.strategicvoting.ca

www.ForDemocracy.ca |