Iran-Canadian Congress Members Association - ICCMA - Weekly Articles

Main Articles Photo Gallery Videos Minutes Media ICC-Pedia
 Finance Protocols Elections By-Law Legal AbstractsCharter
 E-mails  Hambastegi ICC Club For Democracy

 

مقالات هفتگی -  با تشکر از نشریه شهرما

 


416-512-9915

انجام کلیه امور طراحی، چاپ و تابلو

طراحی لوگو - وبسایت

_________________

_________________

اجرا و نصب تابلو های تجاری

کرافیک روی دیوار

گرافیک روی ماشین

شیشه نویسی

تابلو های ساختمانی

____________________

6186 Yonge St.,
North York, ON M2M 3X1

 

 

 


پنجشنبه ۲۸ آپریل ۲۰۲۲

ماریو، و ما مستاجرین

بعد از پایان تحصیلات در رشته معماری در فرانسه، همزمان با انقلاب به ایران برگشتم. با خود متعهد شده بودم که برای همیشه در ایران بمانم. در اکثر خانواده ها، فرزندانی هستند که مهاجرت کرده و سپس، پدر و مادر خود را از ایران خارج میسازند. در خانواده ما، این مادر بود که اقدام به مهاجرت کرده و باعث شد که بخشی از خانواده، از جمله من، به کانادا مهاجرت کنیم.

حدود سی سال پیش، به قصد دیدار خانواده، و با برنامه دو هفته ای به کانادا مسافرت کردم که به چندین ماه مبدل گردید. برخوردم در فرودگاه با مرد سیاهپوستی که چمدان مسافرین را جا به جا میکرد و یکی از مامورین اداره مهاجرت، در همان سفر اول، در فرودگاه باعث شدند که عهد خود را شکسته و کانادا را به عنوان وطن دوم خود برگزینم.

از طریق یکی از دوستان برادرم که به عنوان کارجانبی به برش برچسب های رنگی برای تابلو سازها مشغول بود، متوجه شدم که کامپیوتر و دستگاه برش، به تازگی در این صنعت راه یافته، و اکثر تابلو سازها از ابزار و دانش آن محرومند.

اینچنین شد که به همراه آن دوست، به یاری آنها برخاسته و خدمات طراحی، کامپیوتر و برش را در اختیار آنها گذاشتم.

از آنجاییکه برادرم و خانواده اش در حوالی دنفورت به کار و زندگی مشغول بود، این منطقه به مدت پنج سال، محدوده فعالیت و زندگی من گردید.

بیشتر از ۳۳۰۰ دلار همراه نداشتم که ۱۹۰۰ دلار آنرا برای پرداخت اجاره ماه اول و آخر اولین مغازه خود در تورنتو در خیابان پیپ در منطقه دنفورت استفاده نمودم.

تا اینکه در سال ۱۹۹۷ جسارت کرده و مغازه سوم را در خیابان یانگ در محل فعلی با اجاره ماهیانه ۱۹۵۰ دلار برپا نمودم و به تدریج مغازه های دیگر را تعطیل نمودم.

ماریو، ایتالیایی تبار، مالک پلازایی بود که در آن، علاوه بر رستوران زعفران، قنادی گلسرخ و مغازه من، یک کفاشی با سابقه ۲۰ ساله، پیترا نیویورک که به خانم شهلا و آنتیک فروشی که به خانواده کتیرایی تعلق داشت وجود داشتند. ماریو با جیب های خالی، در دهه ۱۹۲۰ در سن ۲۰ سالگی به کانادا مهاجرت کرده و به کار ساختمانی مشغول شده بود. این پلازا بخش کوچکی از املاک ماریو میباشد که در سال های ۱۹۵۰ به مبلغ ۵۰ هزار دلار خریداری کرده بود.

با اینکه ویلودیل منطقه ایرانی نشین بود، کسب و کارهای ایرانی به چند مغازه از جمله سوپر خوراک، البته نه به وسعت امروزی، رستوران توچال در امتداد پلازای ماریو، و رستوران درویش، در پلازای ایرانیان که هر دو دیگر وجود ندارند، خلاصه میشد. استودیو عکاسی و فیلمبرداری جناب زرین مهرسردبیر نشریه شهرما با نام استودیو زرین، و صرافی درگاهی، هر دو در طبقه دوم در پلازای ایرانیان کنونی قرار داشتند. مدتی طول نکشید که این صرافی در اثر کارشکنی های  دو صرافی قدیمی تر، تعطیل گردید. از آنجاییکه تابلو و دکوراسیون داخلی دفتر این صرافی را من اجرا کرده بودم، در جریان بخشی از مشکلات آنها قرار داشتم. یکی از آنها عدم پذیرش آگهی های این صرافی از طرف دو نشریه اولیه ای بود که اکنون دیگر چاپ نمی گردند.

میگویند که مالکین با انصاف، مستاجرین خود را از صاحبخانه شدن محروم میسازند. مصداق این مثل را ما مستاجرین ماریو تجربه کرده ایم. ماریو، مالکی با جثه کوچک و قلبی به وسعت عالم، مستاجرین خود را مانند اعضای خانواده اش میپنداشت. زمانی که حس مینمود که یکی از ما با مشکل مالی روبروهستیم برای مدت ها بسراغمان نمی آمد. البته مرتکب خطاهایی نیز شده بود که بارها با یادآوری آن، تاسف و پشیمانی خود را علنی میکرد.

او گهگاه به مغازه من میامد و ساعت ها درد دل می کرد و از خاطرات خود و خانواده اش میگفت. فقط یکبار، آنهم در ابتدای کار، یک اجاره نامه رسمی، میان ما رد و بدل شد و در طول بیست و دوسال رابطه مالک و مستاجری، حتی یک مورد اختلاف بین ما پیش نیامد.

مدت کوتاهی قبل از اینکه او چشم از این جهان بر بندد، از بیمارستان به من زنگ زد و با اینکه حرف زدن برایش مشکل شده بود، پیشنهاد تنظیم یک اجاره نامه رسمی نمود.

شرح این خاطرات، جهت اشاره به تغییراتی که در چند دهه اخیر در کانادا شاهد بوده ایم، بخصوص در رابطه با روابط انسانی، مالک و مستاجر، و ساخت و ساز که به موضوع اصلی این سری از مقالات مربوط میگردند، بی مورد نیست.

در سال ۲۰۱۹ فرزندان ماریو، این ملک را به شرکت توسعه املاک و مستغلات فیلدگیت، به مبلغی حدود ۱۸ میلیون دلار میفروشند. فیلدگیت یکی از بزرگترین و قدیمی ترین شرکت های توسعه املاک در تورنتو، در سال ۱۹۵۷ تاسیس شده است. دفتر مرکزی آنها در شماره ۵۴۰۰ خیابان یانگ قرار دارد. طرحی برای اجرای یک ساختمان ۳۲ طبقه و چند ساختمان کوتاه مسکونی در این محل به شهرداری ارائه شده که از طریق هیئت شهرداری انتاریو به روشی غیر دموکراتیک، مورد تایید قرار گرفت. این را هم گفته باشم که سعی دارم تا جای امکان، شفافیت را رعایت کرده و اطلاعاتی را که در اختیار دارم، بی کم و کاست، در دسترس همگان قرار دهم. ولی در عین حال، بر دقت و صحت آنها تاکید و اصراری نیست. به تدریج نیز سعی خواهم کرد با توضیحات بیشتر، این اطلاعات که جنبه مقدماتی دارند را تکمیل نمایم.

در فروش این ملک، دفاتر و مشاورین املاک ایرانی نیز مشارکت داشته اند که در آینده بصورت مفصلتری به آنها خواهم پرداخت.

فیلدگیت، این ملک را دو سال بعد، در دسامبر گذشته به یک شرکت توسعه املاک و مستغلات دیگر با میلیون ها دلار سود میفروشد.

این نوشتار را با اشاره به نکته ای در رابطه با کنگره ایرانیان که چند روز پیش در سوشیال مدیا مطرح کرده ام، خاتمه میدهم و هفته آینده به ادامه آن خواهم پرداخت.

در وضعیت فعلی که کامیونیتی و کنگره، دوقطبی شده اند و اینکه در اکثر مواقع، هییت مدیره، جناحی عمل میکند، طبیعی است که  فعالیت های کنگره مورد استقبال و حمایت قرار نگیرد. از طرفی هم هییت مدیره در وضعیتی قرار دارد که جز صدور بیانیه و ارسال چند ایمیل، کاری از دستش برنمیاید. در نتیجه، در چنین موقعیتی، کسانی که با مشکلاتی روبرو هستند، قربانی میگردند.

در چنین حالتی، آیا بهتر نیست هییت مدیره از آن گروه افرادی که با مشکلی مواجه هستند، دعوت کند تا:
-  به عضویت کنگره در آیند؟
-  کمیته ای در رابطه با مشکلشان که چه بسا مشکل ده ها، صدها و چه بسا هزاران نفر نفر میباشد تشکیل دهند؟
- با کمک کنگره و کامیونیتی، در جهت رفع مشکلشان بکوشند؟

بحران ساخت و ساز که تمام شهرهای کانادا را در بر گرفته و حاصل آن بوجود آمدن مشکلات فراوان برای همه ساکنین بخصوص مستاجرین میباشد، یکی از آن مواردی است که میتوان کمیته ای در رابطه با آن، تشکیل و از داوطلبین و علاقمندان به این امر خواست که با آن همکاری نمایند.

عدم وجود قوانین در حمایت از مستاجرین املاک تجاری، مورد دیگری است که باز میتوان کمیته ای در رابطه با آن تشکیل و از مستاجرین املاک تجاری ایرانی و غیر ایرانی که تعدادشان هم کم نیست، خواست که به آن پیوسته و بصورت گروهی تلاش نمایند که قوانینی در این رابطه، بوجود آید.

شخصن، با هر دو مورد، برخورد داشته و از نزدیک در حال تجربه آنها هستم. به همین دلیل، فعالیت هایی را در این زمینه ها آغاز کرده ام.

خیلی خوشحال خواهم شد و آمادگی آنرا هم دارم که کمیته ای در این زمینه، در کنگره بوجود آورده و با کمک افراد دیگر، در این راستا فعالیت نماییم.


 

 

 


 

www.hambastegi.ca  647-838-0968   facebook/hambastegi.hemayat       Let's talk ICC   
  
www.kikist.ca       No Deportations To Iran       www.fordemocracy.ca       @ facebook/fordemocracycanada

Last Edited 28/04/2022 - For all comments on this site info@signandprint.ca