یاد بگیریم، یاد دهیم و بکار‌گیریم

آنچه که من آموختم!  

 

پنجشنبه ۳۱ جولای ۲۰۲۵
نشریه شهرما (تورنتو) مهدی شمس

بازگشت به صفحه اصلی


یکی از غیر دموکراتیک‌ترین رفتار‌ها در کنگره ایرانیان، نحوه پیوستن رضا بنایی به هییت مدیره و در مقام ریاست قرار گرفتن از طریق توطئه تخشا بود، که میتوانم آنرا بصورت خیلی خلاصه اینگونه یادآوری کنم. سارا تخشا یکی از اعضای هییت مدیره، مدت کوتاهی قبل از مجمع‌عمومی ۲۰۱۴ اعلام استعفاء مینماید، استعفاء خود را پس میگیرد، بعد از انتخابات دوباره استعفاء میدهد تا رضا بنایی به صورت انتصابی به هییت مدیره راه یافته و در مقام ریاست قرار بگیرد.

جالب توجه اینکه، یکی از دموکراتیک‌ترین رفتار‌ها در همین نهاد توسط همین فرد، رضا بنایی، در۱۴ دسامبر ۲۰۱۴ با برگزاری یک گردهمایی آزاد با حضور ۲۰ سخنگو و ۸۰ نفر از حاضرین برگزار گردید. ویدئو‌های این جلسه در سایت انجمن اعضای کنگره ایرانیان در دسترس میباشند.

جالب‌تر ، گردهمایی دیگری در تاریخ ۴ دسامبر همان سال، ده روز زودتر از گردهمایی ذکر شده، تحت عنوان «قدم بعدی» توسط معترضین به نحوه پیوستن رضا بنائی، و خطای اساسنامه‌ای او در حمایت از کاندیدای ایتالیائی تبار در مقام ریاست کنگره بود. این گردهمایی با حضور چهل نفر برگزار گردید.

احمد تبریزی، یکی از سخنرانان در آن گردهمایی، در کمتر از ده دقیقه به ریشه مشکلات این کامیونیتی و عدم فراگیری کنگره پرداخت. ویدئو آن موجود و مشاهده آنرا توصیه میکنم.

یازده سال بعد، در ۲۶ جولای ۲۰۲۵، در گردهمایی که شنبه گذشته در بنیاد پریا برگزار گردید، من، احمد، تبریزی و تازه واردی که بیشتر از یکسال و نیم از حضورش در کانادا نمیگذرد، در کنار هم قرار میگیریم تا به این نتیجه برسیم که از دست دادن انگیزه کامیونیتی را در وضعیت کنونی قرار داده است.  

احمد تبریزی از لزوم حضور جوانان در فعالیت‌‌های اجتماعی میگوید و اینکه کامیونیتی نیاز به تلنگر دارد، که به نظر من حتی مشتی بر سر و صورت نیز برای بیدار ساختنش کافی نیست.

من از تجربه‌ای که دیر به دست آمد و کوتاهی قدیمی‌تر‌ها برای بوجود آوردن نظامی که کامیونیتی بر پایه آن شکل بگیرد گفتم. ایکاش کمیته دموکراسی،‌ از بعد از دو جلسه‌ای که در ماه دسامبر ۲۰۱۴ برگزار شد، که هر دو جلوه‌هایی زیبا و بی‌سابقه از دموکراسی در کامیونیتی بودند، شکل میگرفت و ادامه پیدا میکرد. 

با تشکیل انجمن ایرانیان که حدود بیست سال دوام آورد و جای خود را به کنگره ایرانیان داد که ۱۷ سال از وجودیت آن میگذرد، کامیونیتی لزوم داشتن نهاد دموکراتیکی با این ساختار را به اثبات رسانده است. همزمان میبایست بر همه مسلم شده‌ باشد که از نظر فرهنگی، آمادگی فعالیت در چنین نهادی بصورت دموکراسی را نداریم.

شاید لازم باشد که از پروژه‌های کوچکتر آغاز نمود و به گردهمایی‌‌هایی که چهارمین آنرا پشت سر گذاشته‌ایم، با هدف مبدل کردن آن به یک نهاد بنگریم.

در اولین یکشنبه هر ماه، بصورت حضوری در شهر‌های مختلف جمع شویم و بصورت برابر در رابطه با هر موضوعی که هر فردی آنرا لازم میبیند به گفتگو بپردازیم. با در نظر داشتن این نکته که پروسه مهم تر از نتیجه است.

تمایل و آمادگی برای گفتگو در رابطه با کامیونیتی و موضوعات روز را، من هر روز با افرادی که در محل کارم  و یا در محیط‌های دیگر برخورد دارم تجربه میکنم. زمانیکه از گردهمایی‌های صورت گرفته و آینده و یا اهدافی که در نظر داریم میگویم، شور و وجد را در آنها مشاهده میکنم. نیاز به آن تلنگر است که احساس تعلق در افراد بوجود آید و از مصرف کننده به تولیده کننده، از تماشاچی به بازیگر، و از رعیت به ارباب مبدل گردند.

انگیزه‌‌های فردی بصورت طبیعی/غریزی/حیوانی، در همه انسان‌ها وجود دارد. انگیزه‌های جمعی، بیشتر اکتسابی و در همه افراد یکسان نبوده و این جوامع میباشند که در جهت منافع خویش میبایست از طرق مختلف آنرا در افراد بوجود آورند.

یاد دارم که در گذشته‌ای دور، پنج‌شنبه شب‌ها به میدان تجریش میرفتیم. ساعت‌ها بدور میدان قدم و در خیابان‌های اطراف بالا پایین میرفتیم. بلالی و جگرکی با منقل‌های آتش و دود و بویی که به پا میکردند، شاتوت و زالزالک فروش با صدای بلند که حضور خود را اعلام میکردند، گردو فروش با فال های گردو روی سینی ردیف شده، و بالاخره چراغ زنبوری‌ها با نور و صدای مخصوص خود، محیطی را بوجود میاوردند که تهرانی بودن را حس کنیم.

گهگاه هم،  شنبه شب ها، دوستان کلیمی را در همان مراسم و همان مکان همراهی میکردیم.

شاید بتوانیم چیزی مشابه آن را در تورنتو، در بنیاد پریا، در اولین یکشنبه هر ماه، اینبار از طریق در میان گذاردن نظرات و گفتگو در باره موضوعاتی که برای ما اهمیت دارند، بوجود آوریم. از دموکراسی بگوییم، آنرا تمرین، تجربه و بکار گرفته، و به فعالیت‌های جمعی و عملی مبدل سازیم. شاید که لازم باشد که به جای واژه کمیته، از بازارچه ماهانه دموکراسی استفاده نماییم، تا هر کس که حرفی برای گفتن دارد با در طبق اخلاص گذاشتن آن، قرهنگ تحمل و مدارایی را در ما نهادینه سازد.

در سال ۲۰۱۶ با وجود مخالفت بیشتر افراد، در بوجود آوردن فوروم کنگره ایرانیان در سوشیال مدیا اصرار و موفق شدم. باشد که این بار موفق گردیم که فوروم حضوری کنگره را شکل دهیم. در این رابطه قصد دارم که با هییت مدیره تماس گرفته و این ابتکار عمل را با آنها در میان بگذارم. تا نهادی که به همه ایرانیان تعلق دارد، موقعیتی را بوجود آورد که حداقل ماهی یکبار پاسخگو گردد. هر ماهه در همان زمان و مکان به فراگیری و ترغیب افراد در پیوستن بنماید.

البته، از طرفی انتظار داشتم که عنوان «جنگ و دموکراسی» عده‌ای را وسوسه کند و از طرف دیگر این پیش‌بینی را هم کرده بودم که این موضوعی نیست که افراد برای صحبت در باره آن احساس راحتی کنند. چه بسا که به خاطر همین، یاران همیشگی هم صحنه را خالی کردند.

در ۱۲ روز جنگ، عده‌ای قصه‌را پایان یافته تصور کردند. پا از سفره فراتر و بیشتر از آنچه که باید، زبان گشودند و از جنگ به عنوان «جنگ تمیز» و الزامی حمایت کردند. از سپر انسانی گفتند، ولی طولی نکشید که سرافکنده از توهمات خود بیرون شدند.

آنچه بیشتر باعث تعجب است، خاموشی اکثریتی، دور زدن موضوعات، لفافه گویی، در رابطه با موضوع جنگ، چه در آن دوازده روز و چه بعد از آن است. آن عده‌ای هم که لب به سخن میگشایند، طوری میگویند که نه سیخ بسوزد و نه کباب. جنگ، کشتار، تخریب، اسراییل و آنچه بر ملت فلسطین روا میدارد، سلطنت، رضا پهلوی و نزدیکی ایشان به دولت متخاصم و مهمتر از همه، جمهوری اسلامی به عنوان مسبب اصلی، عوامل متعددی میباشند که بسادگی قابل هضم نیستند. از جهتی هم درچنین مواقع میباشد که کامیونیتی نیاز به گفتگو، بررسی و تحلیل دارد تا از دگرگونی و نگرانی خارج گردد.


پیوستن غیر دموکراتیک رضا بنایی به هییت مدیره کنگره ایرانیان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دموکراتیک رفتار در کنگره ایرانیان توسط رضا بنایی

 

 

قدمی بعدی در تقاضای برکناری رضا بنایی

 

 

 

 

احمد تبریزی از ریشه مشکلات میگوید

 

 

لزوم حضور جوانان و نیاز به تلنگر کامیونیتی

 

 

 

 

دو عامل در احساس لزوم و نیاز به نهادی همچون کنگره ایرانیان

 

 

مبدل کردن گفتگو به نهاد

 

 

 

تلنگر برای بوجود آوردن احساس تعلق

 

 

 

انگیزه‌های جمعی اکتسابی‌اند

 

 

 

 

 

 

شنبه شب ها در میدان تجریش در جمع یهودیان

 

 

 

 

فوروم حضوری کنگره ایرانیان

 

 

 

 

عدم احساس راحتی گفتگو در باره جنگ

 

 

جنگ تمیز!؟

 

 

پیچیدگی مورد جنگ نیاز به گفتگو را برمی‌انگیزد

روزی یک دقیقه با دموکراسی - هفته اول

جمعه
تلنگر روزانه‌
یکد قیقه‌ای
پنجشنبه
به خطا رفته‌ایم‌
جان نیافته
چهار‌شنبه
پویایی دموکراسی رشد جمعی
سه‌شنبه
 انگیزه‌های
 برباد رفته
دوشنبه
کارگر صفت
راحتی طلب

بازگشت به صفحه اصلی

Last Edited 29/08/2025 - For all comments on this site info@iccma.ca