|
پپنجشنبه
۸ جولای ۲۰۲۱
کانادا را برای پولشویی نا امن کنیم!
بعد از انتخابات اخیر کنگره ایرانیان در دسامبر ۲۰۲۰، شاهد
تغییر و تحولات و بوجود آمدن فعالیت های جدیدی هستیم که از نظر
کیفیتی با فعالیت های گذشته فرق های اساسی دارند. پروژه
بیلبورد در حمایت از مبارزات مردم ایران، گرچه با مشکلاتی
روبرو گردید، ولی تلاش برای همصدا و همراه ساختن مخالفین
جمهوری اسلامی پیرامون
حداقل خواسته های مشترک، که به «تشکل مخالفین جمهوری
اسلامی» مبدل شد، قابل تقدیر است. شکل گیری گروه «هدف» توسط
بعضی از فعالان کنگره ایرانیان در جهت اجرای ایده، پروژه و یا
تشکیل گروه هایی برای گفتمان که هر سه هفته گردهمایی هایی را
برقرار میکنند یکی دیگر از اینگونه فعالیت ها میباشد. دو هفته
پیش نیز «شبکه ایرانیان دیاسپورا» (شاد) نیز اعلام موجودیت
نمود و
اولین گردهمایی خود را تحت عنوان «آیا کانادا کشور امنی
برای پولشویی میباشد؟» را برگزار نمود.
.jpg)
ضعف قوانین در کانادا در رابطه با مقابله با پولشویی و عدم
تمایل سیاستمداران برای مداخله و پیگیری در این زمینه، از نکات
مهمی میباشند که باعث شده اند، کانادا به محل امنی برای
پولشویی مبدل شده باشد. ما ایرانیان از نزدیک شاهد انتقال
سرمایه های هنگفت بوده و حتی خواسته و ناخواسته به شکل های
مختلف در آن سهیم شده ایم. نشریاتی که آگهی های اینگونه مشاغل
را چاپ میکنند، و یا امثال منی که برای آنها تبلیغات میکنم، و
یا افرادی که برای آنها خرید و فروش کرده و جلب مشتری
مینمایند، شمه ای از آن میباشند. از آنجاییکه میدانیم در
وضعیت نابسامان کنونی ایران، بیشتر این سرمایه ها بصورت
نامشروع و ناعادلانه به دست آمده و متعلق به ملت ایران
میباشند، میبایست احساس مسئولیت و وظیفه بیشتری نموده و تا جای
امکان سعی در مقابله با آن نماییم.
فشار بر سیاستمدارن از طریق بوجود آوردن آگاهی جمعی در جهت
بوجود آوردن تغییرات در قوانین، ، نباید کار مشکلی باشد.
همانطور که گردهمایی اخیر باعث شد که مورد پولشویی در صدای
آمریکا نیز منعکس گردد، میتواند در صورت استمرار در رسانه های
کانادایی هم بیشتر مطرح و پیگیری شود. در درجه اول شاید لازم
باشد که در ما ایرانیان این باور بوجود آید که در جوامع
دموکراتیک، مردم از قدرت بالایی برخوردار هستند. این قدرت نیز
فقط به رای آنان در زمان انتخابات محدود نمیشود. فعالیت های
مدنی اگر بصورت جدی و مستمر پیگیری شوند میتواند نتایج چشمگیری
را همراه داشته باشند.
از آنجاییکه به ضعف های خود در فعالیت های گروهی پی برده ایم،
شاید زمان آن رسیده که در پی فعالیت هایی باشیم که افراد
میتوانند بصورت انفرادی انجام داده و نیاز به تشکل و تجمع
ندارند. اطلاع رسانی، گردش اطلاعات، و بوجود آوردن آگاهی از
طریق سوشیال مدیا برای همگان امکان پذیر شده است. اطلاع رسانی
اینگونه گردهمایی ها، شرکت در گفتگو ها، مطلع ساختن دوستان و
آشنایان، به اشتراک گذاشتن ویدئو ها، در مجموع میتوانند هم
تشویق کننده و هم تاثیر گذار باشند.
گردهمایی اخیر به زبان انگلیسی برگزار گردید و ویدئو آن در
فیسبوک و یوتوب در دسترس همگان میباشد. بیشک اگر این ویدپو زیر
نویس فارسی شود، میتواند بازتاب بیشتری نزد فارسی زبانان و حتی
در ایران داشته باشد. کافیست که این ویدئو به بخش های کوتاه
تری مبدل و چند نفری هر کدام به ترجمه بخشی از آن بپردازند.
تقسیم این ویدئو یکساعت و نیمه به بخش های کوتاه تر، هم بیننده
های بیشتری خواهد داشت و هم میتوان از آنها در موقعیت های
مختلف استفاده نمود.
تماس با نمایندگان پارلمان استانی و فدرال و مطرح کردن دغدغه
های خود در رابطه با پولشویی و مضررات آن در سیستم اقتصادی/
اجتماعی/ فرهنگی میتوانند در ترغیب آنان به توجه به این مورد
نقش مهمی را ایفاء کنند. کافیست که باز چند نفری چند نمونه
نامه به زبان انگلیسی تهیه و در دسترس همگان قرار دهند تا به
نمایندگان ارسال شوند. خواه ناخواه اینگونه فعالیت ها بدون
آنکه نیاز به سازمان دهی داشته باشند، بصورت ارگانیگ و خودجوش،
به کارزار هایی مبدل میگردند که نه تنها موارد خاصی را پیش
میبرند، بلکه فرهنگ کنشگری را در افراد و جامعه ترویج میدهند.
سوشیال مدیا زیربنای ساختار سازمانی را بوجود آورده است.
کافیست که افراد در رابطه با موضوعات مشترک و مختلف بصورت
انفرادی هم شده افدام نمایند. حتی بدون ارتباط و برنامه ریزی،
اینگونه فعالیت ها همچو قطرات باران، میتوانند به جریانی مبدل
گردند. نکته مهم، انگیزه، احساس تعلق، احساس مسئولیت و وظیفه
شهروندی است که میبایست در ما ریشه بدواند. از طریق لایک،
کامنت و اشتراک گذاری این روند آغاز شده است. ولی متاسفانه
آنطور که باید در باره موضوعات جدی تر و در رابطه با منافع
جمعی بصورت آگاهانه از آن استفاده نمیشود.
کنگره ایرانیان حدود ۳۵۰۰ عضو دارد و گویا تعداد کسانی که به
عناوین مختلف با این نهاد در تماس بوده اند بیش از بیست هزار
نفر میباشند، ولی متاسفانه، فقط حدود صد نفر در دو صفحه
فیسبوکی که به این نهاد مربوط میگردند مشارکت میکنند. تعداد
کسانی که در سال جدید در این دو صفحه مطلبی به اشتراک گذاشته
اند، ۶۴ نفر بیشتر نیست. عدم فعال بودن کنگره، دلسردی و
ناامیدی افراد از این نهاد، به جای خود؛ بی تفاوتی ما نسبت به
نهادی که میتواند و میبایست غیر از این عمل کند هم به کنار؛
آیا در صفحات شخصی خود و یا صفحات دیگر و در رابطه با موضوعاتی
که به همه ما مربوط میگردند و میبایست نسبت به آنها احساس
مسئولیت نماییم، حضور داشته و فعالیت مینماییم؟
بدون آنکه بخواهیم جنبه های سیاسی انتقال بی رویه سرمایه های
سرگردان و غیر قانونی به کانادا و پولشویی را در نطر بگیریم،
شاهد تاثیرات آن در افزایش قیمت املاک، مسکن، اجاره و دیگر
پدیده های روزمره در زندگی خود هستیم. حتی اگر صاحب ملک و یا
املاکی باشیم، میدانیم که در دراز مدت این رویه به ضرر همگان
خواهد بود. باعلم بر اینکه در یک جامعه دموکراتیک اگر مردم
بخواهند همه چیز امکان پذیر میباشد، چرا در این مورد مشخص که
به ما ایرانیان بیشتر مربوط میگردد اقدام نمینماییم؟ بخصوص اگر
هزینه این اقدامات، بیش از نوشتن یک نامه به نمایندگان، مقاله
ای در نشریات، مطلبی در سوشیال مدیا، اطلاع رسانی، حضور در
جلسات، شرکت در گفتگو ها، ترجمه یک ویدئوی چند دقیقه ای، و
دیگر ابتکارات که به ذهن هر کدام از ما میرسند، نباشد.
ضمن قدردانی از ابتکار عمل و زحمات «تشکل مخالفین جمهوری
اسلامی»ِ، گروه «هدف»، «شبکه ایرانیان دیاسپورا» (شاد)،
و
اتحادیه آزاد سازی ایران، که
در تلاش میباشند، چرا هر کدام از ما نیز از همین لحظه به هر
گونه که برایمان امکان پذیر است، به صورت مستقل به این عزیزان
نمیپیوندیم؟ در صورتیکه میتوانیم مطمئن باشیم که هر حرکتی هر
چقدر هم ناچیز بی تاثیر نخواهد بود. با علم بر اینکه، هر حرکتی
حتی بصورت انفرادی اگر در جهت هدف مشترکی صورت گیرد، در مجموع
به جریانی مبدل خواهد شد که بیشتر از انتظارات ما نتایج خواهند
داشت.
حال که مورد پولشویی مطرح شده، شاید بی مورد نباشد که آنرا
دنبال کرده و با زنده و در جریان نگاه داشتن آن در اذهان
عمومی، جو را برای آنهاییکه به آن مشغول میباشند سنگین و
نامناسب تر سازیم. چه بسا اگر این حرکت زودتر و با شدت بیشتری
شکل میگرفت، افراد کمتری به مشاغلی که در رابطه با پولشویی
بوده و یا تسهیلاتی را برای آن فراهم میسازند، رغبت کمتری نشان
میدادند. و یااینکه آنهاییکه به این کار مشغول بوده و هستند،
احساس ناامنی بیشتری مینمودند.
|