Iran-Canadian Congress Members Association - ICCMA - Weekly Articles

Main Articles Photo Gallery Videos Minutes Media ICC-Pedia
 Finance Protocols Elections By-Law Legal AbstractsCharter
 E-mails  Hambastegi ICC Club For Democracy

 

مقالات هفتگی -  با تشکر از نشریه شهرما

 


416-512-9915

انجام کلیه امور طراحی، چاپ و تابلو

طراحی لوگو - وبسایت

_________________

_________________

اجرا و نصب تابلو های تجاری

کرافیک روی دیوار

گرافیک روی ماشین

شیشه نویسی

تابلو های ساختمانی

____________________

6186 Yonge St.,
North York, ON M2M 3X1

 

 

 

پنجشنبه ۷ آپریل ۲۰۲۲

درد دل با رضا نامداری

جمعه گذشته، مرد نسبتن جوانی با چهره ای خندانی که معمولن بازاریاب ها همچو ابزاری از آن بهره میگیرند، وارد مغازه ام شد. از جاب آفر (پیشهاد کار)، برنامه ای در اداره مهاجرت که از طریق آن، متقاضیان میتوانند امتیاز بیشتری کسب کرده و به مهاجرتشان سرعت بیشتری دهند برایم میگوید. به او توضیح دادم که من، تنها کار میکنم و در سی سال گذشته، هنوز با نیاز خاصی که به حرفه چاپ و تابلوسازی مربوط باشد، مواجه نشده ام که لازم باشد به کارگران متخصص خارج از کانادا متوسل شوم.

او به اصل مطلب میپردازد و میگوید که از این طریق، میتوان نه تنها به مهاجرین ایرانی کمک کرد بلکه حدود ۱۵ هزار دلار هم نصیب کارفرما می شود.

او می گفت که مدت هفت سال است که به کانادا مهاجرت کرده و مدت چهار سالی میباشد که با یک دفتر مهاجرتی همکاری میکند. به دنبال کارفرماهایی می گردند که علاقمند به همکاری باشند.

او بیشتر توضیح میدهد و اصرار میورزد و سعی در متقاعد کردنم مینماید و میگوید متقاضی بعد از اینکه مورد تایید قرار میگیرد و به کانادا مهاجرت میکند، برای حداقل یکسال بصورت صوری، در استخدام آن کارفرما در میاید. هر ماه، چک حقوق خود را از کارفرما دریافت و آنرا بصورت نقدی برمیگرداند. در نتیجه، کارفرما بدون آنکه هزینه ای را متحمل شده باشد، به میزان یکسال حقوق، هزینه به مخارج خود میافزاید.

از مشکلات فراوانی که به علت غیر حرفه ای رفتار کردن دفتری که کارهای او را در زمان مهاجرتش به عهده گرفته بود، میگوید. در رابطه با دفتری که در حال حاضر با آن همکاری میکند ولی به قوانین احترام نگذاشته و از آنها سوء استفاده میکند، میپرسم. و بالاخره، برایش از خلافکاری های اینچنینی در بسیاری از زمینه ها، املاک، وام، بیمه، سرمایه گذاری میگویم. از اینکه یک جوان، با مشکلات فراوان به کانادا مهاجرت میکند و معاش خود و خانواده اش را از طریق ضربه زدن به قوانین و اخلاقیات این کشور تهیه میکند، تاسف خود را با او در میان گذاشتم و به او گفتم که اگر سی سال پیش، کانادا در چنین وضعیتی که هر کدام از ما، در بوجود آمدنش سهمی داشته ایم قرار داشت، هرگز به این کشور مهاجرت نمیکردم.

بسیار جای تاسف است که هر روز اوضاع بدتر هم میشود. 

انگاری آنچه در مقاله هفته پیش، تحت عنوان درد دل با یونس زنگی آبادی به قلم آورده بودم، به واقع برخاسته از دل بود که به سادگی هم بر دل یونس نشست.

هییت مدیره، پنجشنبه گذشته در جلسه دید و بازدید نوروزی خود، اعلام کرد که یونس زنگی آبادی، به همکاری پنجساله خود با کنگره خاتمه داده است. ناگفته نماند که مقاله هفته گذشته من نیز از فوروم کنگره حذف و تماس مستقیم من با یونس بی پاسخ مانده است.

 همزمان شدن این مقاله و استعفای یونس زنگی آبادی اتفاقی هستند، ولی ایکاش این اتفاق در زمان نزدیک شدن یونس به کنگره و یا در جریان پرونده حقوقی علیه هییت مدیره قبلی صورت میگرفت. و ایشان همزمان با بیژن احمدی و هومن شیرازی استعفا داده بود، که این، هم برای فعالیت های لابیگرانه کنونی اش، هم برای این نهاد که به بیراهه کشیده شده و هم برای کامیونیتی که به شدت دوقطبی گشته، بهتر میبود.

چه خوب میشد که اگر هییت مدیره، به ویدئوی گردهمایی اخیر، نگاه مجددی میانداخت و از خود میپرسید که چه کرده که نهادی را که با ۳۵۰۰ عضو تحویل گرفت، امروز در وضعیتی قرار داده  که در مراسم نوروزی اش، فقط ۱۰ الی ۱۵ نفر شرکت میکنند!؟ اگر در حمایت و سربلند نگاه داشتن هر یک از ۹ عضو هییت مدیره، فقط یک نفر همراهی میکرد، تعداد شرکت کنندگان میبایست بیش از این تعداد می شد.

در رعایت عدم جانبداری نسبت به یکی از اعضای هییت مدیره که در چنین وضعیت قرار دادن کنگره سهم بیشتری داشته است، و در ادامه این سری از مقالات که از سه هفته گذشته پیش گرفته ام، عنوان این یکی را هم درد دل با رضا نامداری می گذارم. ولی اگر اعتقاد داریم که آنچه از دل برخاسته، بر دل هم می نشیند، مخاطب را میبایست دلی باشد تا با گوش جان، بشنود.

از برکت فعالیت های اجتماعی، چندی قبل این موقعیت برایم پیش آمد که با فردی که قبلن او را نمیشناختم، گفتگوی طولانی داشته باشم. به نظر میامد که چند سال است که فعالیت های من را دنبال میکند. برای او هم سئوالات فراوانی در رابطه با نحوه برخوردم با رویداد ها، مقالات، فعالیت های اجتماعی، پشتکار و تمرکزم به کنگره وجود داشت. امیدوارم که گفتگویی که با ایشان داشتم، کمکی در جهت شناخت بیشتر و بهتری از من، برای او بوده باشد. آنچه برای من گفتگو با او به همراه داشت، باور بیشتر، به این است که هیچ حرکتی در این عالم، نادیده گرفته نشده، بی حکمت و بی ثمر نیست.

او، از آرزو خدیر، تهمتی که به من و خانواده ام وارد ساخت و نحوه برخورد من با ایشان که رای دادن به او در انتخابات بود، گفت. سپس پرسید: با رضا نامداری که بیشترین سانسور و حذف را با من روا میدارد، چه خواهم کرد؟

این سوال مرا به فکر واداشت، و در جواب گفتم: همانی که  با بی ادبان میتوان انجام داد و بر ادب خویش افزود.

در حمایت از آزادی بیان و واکنش به سانسور و حذف های رضا نامداری، سایتی را بوجود آورده ام تا کلیه مطالب ایشان در فوروم و در رابطه با کنگره را در آن جمع آوری کنم. با این امید که دریابیم که در جامعه ای دموکراتیک، حذف و سانسور چه بسا نتیجه معکوس داشته و توجه ها را بیشتر به موضوعات حذف شده، جلب میکند و انگیزه بوجود میاورد و محکی بر صحت گفتار کسانی می شود که مطالبشان سانسور و خودشان حذف میگردند.

و به عکس، در اختیار قرار دادن میکروفون و درشت نمایی، میتواند به عواملی برای خاموش ساختن مبدل گردند. البته بنا به این اصل که فرد مربوطه، حرف و یا بهتر بگویم، حرف حسابی برای گفتن نداشته باشد.

از آنجایی که حدس میزنم مدیریت توییت کنگره نیز در اختیار ایشان است، قصد دارم که توییت های کنگره را نیز در همین سایت جمع آوری کنم. واقعن که جای تاسف است که زمانی که در شهر مشهد، به صورت بانوانی که قصد حضور در ورزشگاه را دارند، گاز فلفل پاشیده میشود، کنگره عکس های قرمه سبزی را بازنشر میکند. برای تبریک فرارسیدن ماه رمضان به باز نشر توییت نگار مرتضوی متوسل میگردد. و اگر اعتراضی به آن شود، بهایش، سانسور و یکبار دیگر حذف برای مدت نامعلوم است. اگر هییت مدیره حرفی برای گفتن ندارد، چه لزومی و چه نیازی به نقل قول از این و آن است؟ بدون آنکه در نظر داشته باشند که هر چه میکنند، هزینه هایش بر گردن کامیونیتی است.

با ایشان تماس میگیرم و در کمال تعجب برای اولین بار پاسخی دریافت میکنم و در مییابم که ایشان اطلاع رسانی، اعتراض، نقد، تحلیل و انتفاد را مصداق آزار و اذیت میداند. اما با حذف هیچگونه مطلبی درباره شخص خودش موافق نیست، چرا که اینگونه مطالب را نشان دهنده افکار و عقاید منتشرکننده آنها میداند که طبعا برای شناخت بیشتر جامعه ایرانی کانادایی، از مخالفان کنگره ایرانیان کانادا مفید است. ولی نمیگوید پس چرا مطلب اخیر در رابطه با جمع آوری مطالبش، حذف شده است؟ چرا اعتراض به باز نشر توییت نگار مرتضوی، سانسور میشود؟ چرا نه فقط ویدئوی سخنان کیهان رضوی در گردهمایی بازنگری اساسنامه حذف، بلکه با ادعای دروغین، کپی رایت به یوتوب، متوسل میشود؟

خلاصه کلام اینکه، ادب را میتوان حتی از بی ادبان هم آموخت.

 


 

 

 


 

www.hambastegi.ca  647-838-0968   facebook/hambastegi.hemayat       Let's talk ICC   
  
www.kikist.ca       No Deportations To Iran       www.fordemocracy.ca       @ facebook/fordemocracycanada

Last Edited 05/04/2022 - For all comments on this site info@signandprint.ca