Iran-Canadian Congress Members Association - ICCMA - Articles

| 2012 | 2013 | 2014 | 2015 | 2016 |  2017 | 2018 | 2019 |

Articles 2017
 

December 21, 2017
با تشکر از شهرما

December 28, 2017
با تشکر از شهرما

وحشت از رد پا!

خانواده عجیب و غریبی هستیم!

در دنیای امروز و تکنولوژی های ارتباطاتی موجود، مخفی کاری بسیار مشکل میباشد. از اینرو چه بهتر قبل از آنکه دیگران افشا کنند خود موارد مبهم و سئوال برانگیز را با توضیحات کافی مطرح کنیم. جای بسی تاسف است زمانی که یکی از اعضای هییت مدیره پیشنهاد آرشیو کردن فایل های صوتی جلسات هییت مدیره و انتقال آنها را به هییت مدیره های بعدی عنوان میکند، نایب رئیس کنگره با آن مخالفت کرده و علنن میگوید: چرا وقتی همه هیات مدیره های هفت سال قبلی آثار و رد پای خود را پاک کردند، ما باید چنین کاری بکنیم؟. دیگر چه انتظاری میتوان داشت.

جای بسی خوشنودیست که اینبار هییت مدیره قانونمند عمل میکند. به عکس سال گذشته که جهت ممانعت از ورود مریم ناظمی و اینجانب به هییت مدیره، اعلام کناره گیری علی بانگی و بهزاد جزیزاده (*) را تا پایان سال به تعویق میاندازد، و غیبت های بیش از حد مجاز درنا مژدمی را نادیده میگیرد، استعفای مروارید را به موقع اعلام میکند. و طبق اساسنامه از محسن خانیکی یکی از دو کاندیدائی انصرافی در انتخابات گذشته، دعوت به پیوستن به هییت مدیره مینماید که مورد قبول ایشان قرار میگیرد. توضیحی هم داده نشده است که چرا از یاسمین داداشی کاندیدای انصرافی دیگر برای جایگزینی مروارید دعوت به عمل نیامده است. اگر هم دعوت شده و ایشان نپذیرفته است باز این هم جای تعمق دارد.

 

December 07, 2017
با تشکر از شهرما

December 14, 2017
با تشکر از شهرما

سیاستمداران چه گفتند؟

گنه از دوربین است!

کافیست که به گردهمائی 5 نوامبر کنگره ایران بنگریم که چگونه این نهاد تریبون را فراهم میکند تا در غیاب سیاستمداران به انتقاد از مخالفین و قدردانی از موافقین خود بپردازد. و ما نیز آگاهانه و یا تحت تاثیر تصور غلطی که آنها فقط نماینده ما ایرانیان، و آنهم یک گرایش خاص بوده، به تعیین تکلیف، و در مواردی نیز تا حد باجگیری و اخاذی، بخاطر رائی که به آنها داده ایم پیش میرویم. از یاد میبریم که ما ایرانیان اقلیتی در جامعه بزرگتر بوده و آنها نمایندگان همه ساکنین حوزه خود میباشند. که در درجه اول میبایست منافع کانادا را در نظر بگیرند و به نحوی عمل نمایند که در اذهان عمومی این برداشت بوجود نیاید که ما ایرانیان خود را در جامعه بزرگتر مهمان و یا بیگانه میدانیم.

باید در نظر داشت که فیلمبرداری از جلسات گفتگو را هییت مدیره در انحصار خود قرار میدهد. رسانه های کامیونیی که مجاز به فیلمبرداری میباشند یا بطور کلی در این جلسات حضور نمی یابند، و یا اینکه فیلم های تهیه شده خود را بصورت کامل پخش نمیکنند. از این رو هییت مدیره کاملن آزاد است هر آنطوری که مایل است در پخش فیلم ها عمل نماید. استفاده از آنچه که خود به نمایش میگذارد را برای رسانه های حرفه ائی و "رسانه های اجتماعی مسئول"، طبق ضوابط پروتوکلی که تمایلی به توضیح در باره آنرا ندارد، آزاد میگذارد. نهادی که میبایست در جهت آموزش کامیونیتی فعالیت کند، چرا باید خود به مبهم سازی و تشویش اذهان عمومی بپردازد. البته با همه این نواقص جای شکرش باقیست و باید به هر تغییر جزئی قانع بود و آنرا قدمی در آموختن، کسب تجربه، شفافیت، تمرین دمکراسی، نزدیکی به آزادی بیان دانست.

 

November 23, 2017
با تشکر از شهرما

November 30, 2017
با تشکر از شهرما

12 نوامبر 2017

بخاطر بسپاریم

بی شک در نگارنده میبایست تغییر و تحولی صورت گرفته باشد که چنین بر اهمیت این گردهمائی اصرار میورزد. آری باید اعتراف کنیم که اتحاد و همبستگی که مادام از آن میگوئیم کاری بس دشوار تر از آنست که میپنداریم. و برای رسیدن به آن میبایست به دنبال مسیر و نقشه راهی باشیم که شرایط را برای بوجود آوردنش مهیا سازد. شاید ما ایرانیان نیاز به آنی داریم که فرانسوی ها صد و پنجاه سال پیش با انقلاب خود به دنبال آن بوده اند. شاید لازم باشد که ما نیز با باور بر آزادی، برادری و برابری، به شکستن بندهای استبداد درون بپردازیم، به دنبال بوجود آوردن صمیمیت میان خود باشیم، و به ویران ساختن تاج و تخت الیت گرائی و خود برتربینی بپردازیم.

و اما چرا پخش مستقیم گفتگو ها را برگزار کنندگان ممنوع اعلام کرده بودند؟ و چه شد که به اجرا در نیامد؟ آیا منع پخش مستقیم برای تشویق و مجبور کردن افراد برای حضور در گردهمائی، دلیلی که برگزارکنندگان ارائه دادند، منطقی و قابل پذیرش است؟ بیشک اختلاف نظری در اینکه تعداد حاضرین در کیفیت گفتگو ها تاثیر گذار نیستند، وجود ندارد. و چه بسا در موقعیت فعلی کامیونیتی، و حساسیت موضوع گفتگو ها، افراد بیشتر میتوانند امکان تنش ها را نیز افزایش دهند. البته بطور کلی استقبال بیشتر افراد از یک گردهمائی میتوان نشان از موفقیت و بوجود آورنده اعتبار و افتخار برای برگزارکنندگان باشد.

 

 

November 09, 2017
با تشکر از شهرما

November 16, 2017
با تشکر از شهرما

 آری امکان پذیر است!

یکشنبه ای که گذشت!

تا زمانی که صلح، صفا، صمیمیت و صداقت وجود نداشته باشد، بی شک چنین نخواهد شد. آجری بر آجر دیگر نمی ایستد و آب از آب تکان نخواهد خورد. متاسفانه جای خالی این عوامل در کنگره، و کامیونیتی، بخوبی حس میشود. برخورد گزینه ائی هییت مدیره کنگره در حمایت و اطلاع رسانی از برنامه ها نشانی از آن میباشد. بطور مثال در گردهمائی روز یکشنیه گذشته، زمانی که یکی از حضار از رئیس کنگره میپرسد چرا گردهمائی با حضور نمایندگان پارلمانی برگزار نمیشود تا افراد بتوانند توقعات و انتظارات خود را مستقیمن به اطلاع آنها برسانند، ایشان کلمه ای از گردهمائی هفته آینده بر زبان نمی آورد. در عوض اظهار میدارد که سعی در بوجود آوردن این گردهمائی کرده اند ولی با عدم استقبال نمایندگان روبرو شده اند. چرا نمایندگان ایرانی ما دعوت کنگره را رد میکنند ولی حاضرند در گردهمائی که یکشنیه همین هفته، 12 نوامبر که توسط تعدادی از اعضای عادی کنگره برگزار میشود شرکت کنند. چرا تنها نماینده ائی که این دعوت را رد کرده است همانی میباشد که در جلسه نمایشی اخیر، توسط رئیس کنگره و اکثر پنلیست ها مورد تعریف و تمجید قرار میگیرد؟ دلیل این اختلافات، تضاد ها، و نتیجه این رودرروئی ها چیست و ما را به کجا خواهند برد؟

هومن شیرازی در خوش آمدگوئی، این برنامه را آموزشی اعلام میکند ولی از جزئیات آن سخن نمیگوید. آیا حضور در چنین جلسه ائی به خودی خود میتواند آموزشی باشد؟ آیا کف زدن های حمایتی، شعار دادن های همیشگی، به محاکمه کشیدن این و آن، پدیده  نوئی در خود، برای آموختن دارند؟ آیا غیر از ادب آموختن از بی ادبان میتوان چیزی از آنها آموخت؟ و یا اینکه آیا در چنین جلسات کوتاه، و با تعداد افزون سخنرانان، میتوان غیر از کلی گوئی سخن دیگری گفت و یا شنید؟ و یا اینکه آیا آن گروه از جوانان تحصیلکرده ما که تا یک قدمی زدو خورد فیزیکی پیش میروند آمادگی شنیدن و آموختن را دارند؟ با تعمق در اینگونه سئوال ها میباشد که جنبه های آموزشی اینگونه گردهمائی ها هویدا میگردند. تازه میتوان دریافت که چرا باید به آنچه که قبل از گردهمائی در جهت آماده سازی ذهنی افراد، و تفهیم قواعد صورت میگیرند توجه داشت. اگر میخواهیم که جلسات گفتگو فرهنگ ساز باشند و به نهادی مبدل شوند، میبایست نقشه راه را خوب بدانیم و از همان قدم های اول آنرا چنان طراحی کنیم که ما را به مقصد برسانند. در رابطه با گردهمائی اخیر میتوان گفت که از همان ابتدا دو جبهه موافق و مخالف در مقابل هم شکل میگیرند، که به کناره گیری و در اختیار گذاردن صحنه به جبهه سوم خاتمه پیدا میکند.

 

November 02, 2017
با تشکر از  شهرما

خواسته خود را با خواستن "او" همسو کنیم!
 


اگر رقابت و رودرروئی باعث به حرکت در آمدن ما میشود، باید به استقبال آن رفته و از خود بپرسیم، چرا نه؟ وگرنه جای تاسف است که چرا این دو گردهمائی با هماهنگی بیشتر میان برگزارکنندگان برنامه ریزی نشده اند. البته این سئوال نابخردانه به نظر میاید زمانی که درمیابیم که رئیس کنگره، بیژن احمدی، و نماینده فدرال ریچموندهیل، مجید جوهری، بدون آنکه تا به امروز دلایل خود را عنوان کرده باشند، دعوت برگزارکنندگان گردهمائی دوم را نپذیرفته اند. بجاست در همین جا اعلام کنیم که انتظار اول ما از نمایندگان و رهبران جامعه، همکاری، تقاهم، اتحاد و همبستگی میان خود آنها میباشد. اگر آنها تحمل زیر یک سقف و در کنار هم نشستن و گفتگو را برای چند ساعتی ندارند، چگونه میتوان از یک کامیونیتی دویست هزار نفری انتظار انسجام، همصدائی و تفاهم را داشت؟ چرا رئیس کنگره و نماینده فدرال که بیشترین فعالیت در رابطه با بازگشائی سفارت را رهبری کرده اند، این فرصت طلائی برای اظهار نظرات خود، و جوابگوئی به سئوالات افراد را باید از دست بدهند؟ آیا مخالفت آنها با برگزارکنندگان میباشد؟ یا که مخالفتی با دیگر شرکت کنندگان که آنها نیز از همگی از رهبران منتخب جامعه میباشند، دارند؟ و یا اینکه جوابگوئی به کامیونیتی را خارج از شان خود میدانند؟

 

October 26, 2017
با تشکر از شهرما

"همه شهر رفته اند بابایم را اعدام کنند!"

اما از آن نظر که این جلسه و این موضوع بی ربط با گردهمائی دوازده نوامبر نیست، میتوان این پیش بینی را کرد که نه تنها موضوعات مطرحه و پرسش و پاسخ ها از قبل طراحی شده میباشند، بلکه ویدئو ها اینبار بدون کم و کاست، در زمان تعیین شده، یعنی قبل از جلسه دوم به اشتراک گذاشته شوند. صد افسوس که انگار فقط در رقابت است که ما نیرو های خویش را بکار میگیریم، و آنهم در جهت تخریب و خنثی کردن یکدیگر. به نظر میاید که این هییت مدیره نه تنها تمایلی به فعال کردن، فراگیری این نهاد و مشارکت افراد را ندارد، بلکه سعی میکند که موانعی هم در ابتکار عمل و فعالیت های خود جوش آنها بوجود آورد. وگرنه چرا باید به گفتگو های به عمل آمده در جلسه اخیر گفتگوی آزاد اینچنین بی تفاوت بود؟ چرا با اینکه یازده نفر از شانزده نفر حاضر در آن جلسه، فیلمبرداری از جلسات گفتگو توسط اعضاء را امری عادی میدانند، باز مخالفت سه عضو هییت مدیره ارجحیت پیدا کرده و به اجرا در آید؟

 

October 12, 2017
با تشکر از شهرما

October 19, 2017
با تشکر از شهرما

عوامل و شبکه های نامرئی

حلقه گمشده!

این مبحث را بهانه ائی قرار داده ام که مجوزی باشد برای آزادی عمل بیشتر در مشاهده لایه های زیرین ساختار اجتماعی کامیونیتی و پدیده هائی که در حال وقوع میباشند. مراسم عاشورا، کنگره ایرانیان، گروه های سیاسی، و گردهمائی هائی که میروند خود به جریان و یا نهادی مبدل شوند، عوامل فعالی هستند که در شکل دهی کامیونیتی، بوجود آمدن همبستگی و یا تفرقه، نقش موثری را بازی میکنند. بررسی وجوه مشترک و آنچه آنها را از یکدیگر مجزا میسازد، برای شناخت مشکلات و پیدا کردن راه حل بی مورد نمیباشند.

ولی اینکه جامعه ما به آن نقطه رسیده است که آنهائیکه با جمهوری اسلامی اختلاف بنیادی ندارند، بتوانند نه تنها آشکارا نظرات خود را عنوان کنند، بلکه در آن جهت فعالیت هم نمایند، شاید نقطه عطف دیگری باشد. شاهد هستیم که از سال 2015 مراسم عاشورا که تا آنزمان در مساجد اجرا میگردید به خیابان ها راه پیدا میکنند. همزمان جوانانی وارد صحنه فعالیت های اجتماعی میگردند که مخالفت اصولی با جمهوری اسلامی ندارند. و بر این باورند که با حضور در کانادا، و تاثیر گذاری بر دولتمردان میتوانند در بوجود آوردن اصلاحات در ایران  مفید قرار گیرند. ولی متاسفانه دانسته و یا نادانسته این عزیزان با در اختیار گرفتن کنگره ایرانیان همان راهی را در پیش گرفته اند که براندازان قبل از آنها طی کرده، و به نتیجه ائی جز بی اعتبار کردن خود و بوجود آوردن تقرقه نرسیده اند.

 

 

September 28, 2017
با تشکر از شهرما

October 05, 2017
با تشکر از شهرما

آزادی و دموکراسی بلی! اما و ولی......

آغازی در بوجود آمدن همفکری و تفاهم

جلسه گفتگوی آزاد با پافشاری و همت یکی از اعضای هییت مدیره که نقش گرداننده گفتگو ها را به عهده داشت، در روز پنجشنبه گذشته در سیویک سنتر نورت یورک برگزار گردید. شانزده نفر در آن شرکت داشتند. در رابطه با اهداف این جلسه توضیحاتی داده میشود. شنیدن نظرات افراد و امکان سنجی برای جلسات گفتگوی بزرگتر، و برنامه های بعدی برای بوجود آوردن فضای مثبت برای گفتگو پیرامون موضوعات مختلف کامیونیتی عنوان میگردند. از غرور برای تلاش های دست جمعی برای پیدا کردن راه حل ها گفته میشود. امروز را، آغازی برای تمرین در این مسیر میخوانند. گوش دادن، توجه به نکات کلیدی یکدیگر، مشکلات کامیونیتی را مشخص کردن، و نگاهی رو به آینده و مثبت داشتن به میان میاید. و بالاخره از هر کدام از حاضرین خواسته میشود که هر کدام به مدت یک دقیقه خود را معرفی کنند.

مراسم جمع آوری کمک های مالی کنگره ایرانیان در یکی از رستوران های حامی کنگره جمعه گذشته با ورودیه پنجاه دلاری برگزار گردید. ایکاش که هییت مدیره در این رابطه بیشتر شفافیت از خود نشان میداد و اعلام مینمود که قصد دارد عوائد حاصل از این مراسم را در چه جهاتی مصرف نماید. و یا چه خوب بود که بعد از پایان این مراسم گزارش مالی این برنامه را اعلام مینمود. قابل ذکر است که گزارش مالی ارائه شده در مجمع عمومی اخیر مورد اعتراض اعضاء قرار گرفت و تائید نگردید. و تا شب قبل ازاین مراسم و آنهم با اصرار و تقاضا های مکرر اعضاء با چهار ماه تاخیر در اختیار اعضاء قرار میگیرد. جالب توجه آنکه هیچگونه تغییری در ارقام و نحوه ارائه گزارش صورت نگرفته است. فقط برگ توضیح حسابدار که هر ساله همراه گزارشات مالی بوده و مورخ چهاردهم اگوست میباشد به آن اضافه شده است.

 

 

September 14, 2017
با تشکر از شهرما

September 21, 2017
با تشکر از شهرما

بگو مگو، رودرروئی، گفتگو

چرخ دهنده های نا بجا

تغییرات اخیر در یکی از قدیمیترین نشریات کامیونیتی و بگو مگوهائی که در چند روز پیش در سوشیال مدیا پیرامون آن صورت گرفت، تظاهرات دانشجویان در مقابل دفتر وزیر امور خارجه در تورنتو و ضد تظاهرات در مخالفت با آن، گردهمائی که قرار است تحت عنوان "مقابله با فعالیت های فرهنگی و مذهبی  جمهوری اسلامی (عاشورای دولتی) در تورنتو" برگزار گردد، وقایعی میباشند که در این روزها شور و حالی به کامیونیتی داده اند. البته تعمق و بررسی این وقایع در یک مقاله غیر ممکن مینماید. ولی اطلاع رسانی تا زمانیکه اخبار تازه و یا در حال وقوع میباشند بی مورد نیست.

مقاله این هفته را با جمله پایانی مقاله هفته قبل آغاز میکنم:  " ترس ما میبایست بیشتر از تاثیر پذیری از فرهنگ جمهوری اسلامی باشد تا فعالیت های فرهنگی حامیان آن." کلمه جمهوری اسلامی آنچنان در اذهان عمومی بار منفی به خود گرفته است که به هر نحوی اگر در جمله ائی قرار گیرد که کسی خود را مخاطب آن حس کند، نسبت به آن عکس العمل شدید نشان خواهد داد. انگاری این همان چیزی میباشد که هفته گذشته صورت گرفته است. یکی از حامیان نشریه ائی که در مقاله هفته پیش در باره آن گفتگو به عمل آمد، به غلط این برداشت را داشته که اینجانب دست اندرکاران جدید آنرا مرتبط با جمهوری اسلامی میدانم. ایشان به خشم آمده و تهدید به قطع آگهی های خود مینماید. جالب آنکه در سال 2015 عده ائی با ارسال نامه ائی با بیش از صد امضاء به همان نشریه من را عامل جمهوری اسلامی معرفی کرده و خواهان عدم چاپ مقالاتم شده بودند.

 

September 07, 2017
با تشکر از شهرما

مهاجرت،  سرگیجه  تهوع
 آور دائمی بین  لامکان و  لا زمان

در گردهمائی ده آگوست که به بهانه نامه اعتراضی بنیان گذاران به نحوه عمل هییت مدیره کنونی کنگره برگزار شد، و به نحوی شرکت کنندگان به بررسی کارنامه ده ساله این نهاد پرداختند، چه گفته شد؟ و از گفتگو های انجام شده چه راه حل هائی را میتوان نتیجه گیری کرد؟ گفتگو، گفتگو و باز هم گفتگو. این چیزی بود که هم بنیانگذاران و هم حضار بر آن بیشترین تاکید را داشتند. گفتگو در رابطه با مشکلات کامیونیتی و پیدا کردن راه حل برای آنها، پر اهمیت میباشد. گفتگو در رابطه با مشکلات کنگره و تلاش برای رفع آنها نیز، جایگاه خود را دارد. شاید هم تمرین دموکراسی از طریق گفتگو در دراز مدت، خود راه حلی برای حل مشکلات دیگر باشد. ولی آنچه که نباید از مد نظر دور بماند شناسائی و آشنائی با اهدافی والاتر بصورت فردی و جمعی در جامعه ائی که به آن پیوسته ایم میباشد. برای ما گریختگان از استبداد، بی قانونی و بی عدالتی چه هدفی، واقعی تر و بالاتر از آنکه با جامعه بزرگتر ارتباط برقرار کنیم و در مبارزات اجتماعی با جوامع دیگر همراه شویم، وجود دارد؟ شاید لازم باشد که اندکی نگاه خود را از دیروز به فردا، از آنجا به اینجا، از اختلافات به وجه مشترک ها، و از مشکلات به راه حل ها معطوف کنیم. شاید وقت آن رسیده که به سراغ ایرانیانی رویم که بصورت فردی توانسته اند جائی برای خود در جامعه بزرگتر پیدا کرده، و به گفتگو با آنها بنشینیم. ما نیزهمچو آنها برای بهبودی جامعه ائی که به آن پناه آورده ایم تلاش کنیم. در جهت آرمان های والاتر مبارزه کرده و از این طریق خود را از سردرگمی، عدم تعلق، بیگانگی، غربت و لامکانی و لازمانی ناشی از مهاجرت برهانیم. به حق که هر چه در باره آزادی دموکراسی، عدالت، برابری و برداری گفتگو کنیم، باز کم است.

 

August 24, 2017
با تشکر از شهرما

August 31, 2017
با تشکر از شهرما

نهال نا بارور کامیونیتی

دامنه این گفتگو و زیر یک سقف
 جمع شدن کجاست؟

این گردهمائی به عنوان مقدمه ائی برای منسجم و متمرکز کردن نیرو ها، در مسیر صحیح قرار دادن فعالیت های کنگره، و پرداختن به دلایل عدم بارورشدن جمعی کامیونیتی، از طریق گفتگو بسیار موفقیت آمیز بوده است. زمان آن رسیده که دریابیم واکنشی عمل کردن در مقابل هییت مدیره ها نمیتوانند کارساز باشند. این به عهده اعضای کنگره میباشد که با نظر خواهی، و بوجود آوردن افکار جمعی منسجم، از طریق برگزاری جلسات گفتگو، راهنما و پیش برنده فعالیت ها در کنگره باشند. یکی از دلائل عدم وجود نظام بعد از ده سال در این نهاد تغییراتی میباشد که هر دو سال در هییت مدیره ها صورت میگیرند. متاسفانه تا به امروز شاهد بوده ایم که چه  اعضای هییت مدیره ها، و چه کاندیدا ها بعد از پایان نقش خود دیگر توجهی به این نهاد نمیکنند. ولی به عکس دیده ایم که بسیاری از اعضای عادی چه با تمدید و یا عدم تمدید عضویت خود، توجهشان از این نهاد کاسته نمیشود.

 

در پایان ضمن تشکر از این عزیز که باب گفتگو را آغاز نمود مایلم این مورد را یادآوری کنم. که جدا از آنچه در یک جلسه گفتگو در میان گذاشته میشود، و یا چه کسانی در این گفتگو ها شرکت میکنند، اصل و ماهییت، گفتگو است که در دراز مدت در افراد و جامعه تاثیر گذار میباشد. جلسات گفتگو فرصت های مناسبی برای اطلاع رسانی، افشاگری، مستند سازی، نقد و انتقاد میباشند. بی دلیل نیست که هییت مدیره کنونی تا به امروز نه تنها تا جای امکان از برگزاری این گونه جلسات دوری جسته، بلکه مانعی در فیلمبرداری از آنها توسط دیگران شده و حتی استفاده از بخش هائی از فیلم های سانسور شده خود را غیر ممکن ساخته است. جای بسی خوشنودی میباشد که نوید بوجود آمدن تغییراتی در این روند توسط یکی از اعضای هییت مدیره کنونی داده شده است.

 

 

August 10, 2017
با تشکر از شهرما

August 17, 2017
با تشکر از شهرما

"ده سال بعد" درد دل با بنیان گذاران!

نوید رشد و تحول

ایکاش آنقدر در ما شهامت وجود داشت که به نامه اخیر بنیان گذاران به هییت مدیره و موارد ذکر شده در آن بصورت عمیق تر مینگریستیم. ریشه یابی میکردیم، مقالا را دوباره خوانی کرده، به سخنرانی ها با دقت بیشتر گوش داده و با همدلی بیشتر با انتقادات برخورد میکردیم. در آن صورت شاید میپذیرفتیم که پروژه کنگره، یک طرح خام و ذهنی بیش نبوده و برای ما ایرانیان که شناخت اولیه از دموکراسی را نداریم بیگانه بوده است. آنچه ما دیروز و امروز به آن نیازمندیم اساسنامه نیست. بلکه یک سری دستور عمل هائی میباشند که بصورت صریح و واضح وظایف و مسئولیت ها را مشخص کنند. برای مائی که جز استبداد ندیده و نمیشناسیم، ساختاری که راس آن سرابی از نام و نشان و مقام و قدرت باشد، خطرناک است. شاید ما به سادگی خود را با هر نظامی وفق دهیم، ولی ما نظام آفرین نیستیم. باید اعتراف کنیم که بعد از چهل سال حضور در این کشور نه تنها دموکراسی را در خود نهادینه نکرده ایم، بلکه اصالت خود را نیز از دست داده ایم. به گفتار، همه، ره را رفته ایم. ولی در عمل در همان قدم اول جا زده ایم. آنچه ما امروز به آن نیاز داریم درک و پذیرش واقعیت هاست. گذشت زمان اگر همراه با طلب و تلاش نباشد امید به تغییر وهم و خیالی بیش نیست.

بالاخره بعد از سر و صداهائی که چند هفته پیش شاهد آن بودیم، گردهمائی "ده سال بعد" در روز پنجشنبه 10 آگوست ساعت هفت بعد از ظهر در یکی از سالن های کتابخانه نورت یورک برگزار شد. بدون اغراق میتوان گفت که در تاریخچه ده ساله کنگره ایرانیان، این جلسه و گردهمائی 14 دسامبر 2014 که توسط هییت مدیره وقت به ریاست رضا بنائی برگزار شد، از نقاط عطف این نهاد به حساب می آیند. باشد که مانند جلسه اولی که به کناره گیری یکی از دو جناحی که حضورشان در کنگره فقط در جهت اهداف سیاسی خود بود انجامید، این جلسه نیز آغازی برای بوجود آمدن تغییرات و کناره گیری جناح دوم باشد. قابل تعمق است که این نهاد چگونه از سال 2012 تا به امروز خواه در جهت مبارزه، و خواه همسو با منافع جمهوری اسلامی مورد استفاده ابزاری قرار گرفته است.

 

July 27, 2017
با تشکر از شهرما

August 3, 2017
با تشکر از شهرما

دشمنی با خود، تاچه حد؟

"ده سال بعد" -  خطاب به برگزارکنندگان!

راستی که چه تجربه تلخ ولی عبرت انگیزی را شاهد هستیم. چه فرصت مناسبی که ما نیز همچو برگزارکنندگان مدارائی را در خود نهادینه کنیم. از رسانه ها، سردبیران، صاحب نظران، مو سپیدان، و آنهائی که قلم به دست دارند، بخواهیم که نه در جهت انتقاد بلکه با نیت راهنمائی، بگویند و بنویسند. جویا شویم که این دشمنی با خود برای چیست و چرا تا این حد؟ از خود بپرسیم که چه شد اینجا نیز جهالت باید حکومت کند و خرد هزینه اش را بپردازد. چه ضعف هائی در کامیونیتی و چه نواقصی در ساختار این نهاد وجود دارند که مهره ها نسبت به شایستگی و کارائی خود در جایگاه مناسبشان قرار نمیگیرند؟ شاید هم که این هزینه های آشنائی با دموکراسی است. شاید هم این مشق شبی میباشد که ما در انجامش چهل سال سهل انگاری کرده ایم. با تمام اوصاف اگر قانونمندی، شفافیت، مشارکت، جوابگوئی، و تفاهم مقصد باشند، سختی ها ارزش آنرا دارند که این راه طی شود.

متاسفانه ما عادت کرده ایم که قدم اول را دیگری بردارد. شاید این فرصت مناسبی باشد که برگزارکنندگان به نحوی ما را برای برداشتن قدم اول یاری دهند. بی شک اگر آنها در پذیرش پیشنهادات و همکاری دیگران استقبال لازم را از خود نشان دهند، افق دید در تدارک این گردهمائی و فعالیت های آینده عمیق تر خواهد شد. بطور مثال چرا نباید از قنادی و سوپر مارکت ها برای شرکت و در اختیار گذاشتن لوازم پذیرائی، از چاپخانه و تابلو ساز ها برای امور چاپی و تابلو، از مغازه دار ها برای نصب پوستر، و از هر کدام از ما برای پخش فلایرز دعوت شود. به نظر میاید که تا به امروز نشریات شهروند و شهرما هر هفته با چاپ اعلامیه های این گردهمائی کمال همکاری را داشته اند. چه خوب میبود آنهائیکه این مطلب را میخوانند خود پیشقدم شده و با تماس با برگزارکنندگان آمادگی همکاری خود را اعلام میکردند.

 

July 13, 2017
با تشکر از شهرما
ایران استار با مدیران جدید باز میگردد

July 20, 2017
با تشکر از شهرما

ما مهاجرین وطن پرست!؟

ده سال بعد!  روی سخنم با شماست

شما برای چه اقدام به مهاجرت کرده اید؟
- آیا از مهاجرین دهه اول بعد از انقلاب هستید که برای نجات جان خود از هر چه در ایران داشتید گذشتید و به کانادا پناه آورده اید؟
- یا که از مهاجرین دهه دوم میباشید که از آنچه در ایران میگذشت قطع امید کردید؟
- شاید هم در دهه سوم تصمیم به مهاجرت گرفتید تا آینده بهتری را برای خود و خانواده تان در کانادا مهیا سازید؟
- و یا از مهاجرین دهه آخر هستید که بدرستی نمیدانید چه شد که سر از اینجا در آورده اید؟

اگر برگزارکنندکان با دعوت از بنیان گزاران و انتخاب عنوان "ده سال بعد" نگاهی به گذشته دارند، ما ده سال آینده را از یاد نبرده و با فعالیت هایمان بیشتر آنرا در نظر داشته باشیم. اگر برگزارکنندکان به احترام و در رابطه با نامه بنیان گذاران این گردهمائی را برگزار میکنند، ما به آن همچو جشن ده سالگی این نهاد بنگریم. آن را موقعیتی بدانیم که موافق و مخالف کدورت های گذشته را برای مدتی هر چقدر هم کوتاه فراموش کرده، و یکبار دیگر قدمی به سوی هم برداریم. تجربه ده ساله گذشته را بکار گیریم و تا جای امکان از آنچه باعث رودروئی ما میشود بپرهیزیم. به عنوان اولین توافق جمعی هفته اول ماه می را سالروز تولد این نهاد دانسته، دراین گردهمائی آنرا به رسمیت شناخته و اعلام کنیم. به همین مناسبت هر ساله به مدت هفت روز قبل از برگزاری مجمع عمومی به اطلاع رسانی و گسترش این نهاد بپردازیم.

 

June 29, 2017
با تشکر از شهرما

July 06, 2017
با تشکر از شهرما

عوام گرائی و یا عوامفریبی

کدام کانادا؟

اما چگونه میتوان از مشارکت جوانان در امور اجتماعی استقبال کرد، از توان آنها یاری گرفت و همزمان نظامی را بوجود آورد که نه تنها از کجروی ها جلوگیری کرده، بلکه با انسجام افکار عمومی، و بهره گیری از تجربه صاحبنظران، راهنمائی برای جوانان باشد. بدون توجه به اینکه چه کسانی مدیریت این نهاد را به عهده میگیرند، تا زمانی که ساختار کنگره تغییر نکرده، متمرکز کردن همزمان قدرت تصمیم گیری و اجرائی در این نهاد نه تنها نتایج عملی مثبتی نخواهد داشت، بلکه برای همبستگی کامیونیتی مخرب و خطرناک خواهد بود. اگر بتوان بصورت مستقل از کنگره و بدون آنکه لازم باشد نهاد دیگری را بوجود آورد، فقط با برگزاری جلسات گفتگو، سخنرانی، و مصاحبه با تعداد بیشتری از افراد عادی، صاحب نظر، با تجربه و متخصص، افکار عمومی را منسجم کرده، و خط مشی های فکری مختلف را شناسائی کرد، شاید بتوان نقشه راهی برای فعالیت های اجتماعی تهیه نمود.

 خوشبختانه صدو پنجاهمین سال، حتی اگر وهم و خیالی بیش نباشد، موقعیتی را بوجود آورده که بیشتر در ساختار این کشور تعمق کنیم. به دنبال هویت خود در این سرزمین باشیم. کمتر خود را بیگانه بدانیم. با فعالیت های جمعی، در بوجود آوردن حس تعلق و مالکیت بیشتر در خود بکوشیم. ایکاش جوانانی که اکثریت مهاجرین  دهه اخیرجامعه ایرانیان را تشکیل میدهند و میروند جایگزین قشر فعال و قدیمی تر گردند به جای اینکه مادام به پشت سر نگاه کنند، به دنبال حفظ بند ها و روابط با گذشته باشند، و خود را بیشتر آنچه بوده اند بپندارند، میتوانستند به آینده بنگرند. افق دید خود را وسیع تر نمایند. از مسئولیت سنگینی که وطن دوم  بردوش آنها سپرده آگاهی مییافتند. از امکاناتی که در اختیار آنها گذاشته بهره میگرفتند، و در جهت اهدافی ورای هر گونه مرزبندی همچو ملیت، زبان، مذهب، رنگ و جنسیت قدم برمیداشتند. آری، جای دارد که به کانادائی که در پیش است افتخار ورزید.

 

June 15, 2017
با تشکر از شهرما

June 22, 2017
با تشکر از شهرما

مقصود چیز دگر است!

یک کانادائی کانادائی کانادائیست!

انگاری در کامیونیتی ما دست و پا بسیارند ولی آنچه که کمبودش بخوبی حس میشود سری برای این تن است. به خطا تا به امروز انتظار داشته ایم که کنگره ایرانیان این نقش را بازی کند. با حضور جوانان در این نهاد و مشاهده فعالیت هایشان در سال گذشته تازه پی میبریم که کنگره نیز دست و پای دیگری بیش نبوده، و نمیتواند نفش راهنما و رهبر با تجربه ائی را بازی کند. شاید زمان آن رسیده که به دنبال نهاد و یا جریان مستقلی باشیم که هدفش فقط بوجود آوردن آگاهی و روشن سازی میباشد. شاید زمان آن رسیده که به جای اینکه در پی آن باشیم که افراد را منسجم کنیم به انسجام افکار بپردازیم. بیشک چنین انسجامی، وزنه و خط مشی هائی که مورد قبول تعداد بیشتری از افراد قرار گرفته اند را بوجود میاورد، که همزمان میتوانند نقش ناظر، راهنما، و  بازدارنده را ایفا کنند.

 ولی چه خوب میبود که تک تک ما، همچو کنگره ایرانیان که  میبایست سخنگوی ما بوده و در جهت منافع جامعه ایرانی در کانادا فعالیت کند، از خود میپرسیدیم که در بدست آوردن این پیروزی چه سهمی  داشته ایم. مگر نه اینکه در سال 2014 این نهاد در اختیار براندازانی بود که مخالفت با دولت کانسرواتیو را حرام میدانستند. در سال 2015 اختلافات درونی اجازه نفس کشیدن را هم به هییت مدیره نمیداد. و در سال 2016 متاسفانه بازگشائی سفارت، رفع تحریم ها، و تسهیلات بانکی به جهاد اکبر مبدل میگردند.

 

June 01, 2017
با تشکر از شهرما

June 08, 2017
با تشکر از شهرما

انتخابات کنگره ایرانیان

کنگره ایرانیان و اتحادیه کارگران فارسی زبان

ایکاش توان آن را داشتیم که بیگانه نگری را به کنار گذاشته و در رفتار کودکانه و حقیر این افراد موقعیت زمانی، مکانی و ماهییت خود را نیز میدیدیم. آری در جائی قرار گرفته ایم که چنین افرادی به خود این اجازه را داده، و در خود این شایستگی را میبینند که نمایندگی ما را به عهده بگیرند. آیا میتوان از افرادی که حتی شهامت رودرروئی با کسانی را که میخواهند نمایندگی شان را به عهده گرفته و آرای آنها را به دست آورند، ندارند، جز جمع آوری امضاء، ایراد بیانیه، نوشتن نامه و ایجاد تفرقه چیز دیگری انتظار داشت؟ وای بر ما اگر بخواهیم تنها این جوانان را مقصر دانسته و با انتقاد و یا کناره گیری خود را از زیر بار مسئولیت های شهروندی رها سازیم. تا زمانی که مشاهده اینگونه رفتار ها سر ما را نیز از حقارت به زیر نیاورد، تا زمانیکه جهالت دیگران را بازتابی از جهالت خود نبینیم، و تا زمانیکه تعرض و کجروی های دیگران، عدالتخواهی و قانونمندی را در ما بیدار نکند، باید خود را لایق همانی دانیم که بر ما میرود.

در این نامه چنین آورده ام که به نظر میاید مشکل اصلی ما ایرانیان مهاجر، مشکلات فرهنگی بوده که بسیار وسیع و پیچیده میباشند. ما در جامعه جدیدی که آنرا وطن دوم میدانیم بدون آنکه لازم ببینیم از نو متولد شویم، و یا از خود خاک گیری کنیم، میخواهیم با همان نحوه تفکر قبلی با اندیشه، وقایع و روابط حاکم در جامعه جدید برخورد کنیم. عملکرد ها نشان میدهند که تصاویر، مفاهیم و تعاریفی که ما از شفافیت، قانونمندی، جوابگوئی، مشارکت، دموکراسی، آزادی، تفاهم،..... داریم همخوانی کامل با محیط جدید ندارند. از این رو بسیاری از رودرروئی و در گیری های ما برخاسته از این معضل میباشند. با آگاهی از این امر مهم است که اینجانب کلیه فعالیت های اجتماعی خود را بهانه و وسیله ائی برای فرهنگ سازی که از خود من آغاز میشود قرار داده ام. دلیل صراحت گوئی من تغییر در فرهنگ تعارف، پچ پچ کردن و پشت سر هم حرف زدن ها میباشد. بلند و زیاد صحبت کردنم به گونه ای جایگزینی سکوت و سکون، و مزه مزه کردن الفاظ و کردار های اکثریتی است. تند گوئی هایم برای مقابله با پاستوریزه اندیشی، عدم استقلاق فکری، مدارائی های مخرب، که حاصل از زیستن در محیطی غیر دموکراتیک بوده، میباشد.

 

May 18, 2017
با تشکر از شهرما
ایران استار تعطیل شد.

May 25, 2017
با تشکر از شهرما

حقیر و کودکانه

دموکراسی فله ای

ایکاش توان آن را داشتیم که بیگانه نگری را به کنار گذاشته و در رفتار کودکانه و حقیر این افراد موقعیت زمانی، مکانی و ماهییت خود را نیز میدیدیم. آری در جائی قرار گرفته ایم که چنین افرادی به خود این اجازه را داده، و در خود این شایستگی را میبینند که نمایندگی ما را به عهده بگیرند. آیا میتوان از افرادی که حتی شهامت رودرروئی با کسانی را که میخواهند نمایندگی شان را به عهده گرفته و آرای آنها را به دست آورند، ندارند، جز جمع آوری امضاء، ایراد بیانیه، نوشتن نامه و ایجاد تفرقه چیز دیگری انتظار داشت؟ وای بر ما اگر بخواهیم تنها این جوانان را مقصر دانسته و با انتقاد و یا کناره گیری خود را از زیر بار مسئولیت های شهروندی رها سازیم. تا زمانی که مشاهده اینگونه رفتار ها سر ما را نیز از حقارت به زیر نیاورد، تا زمانیکه جهالت دیگران را بازتابی از جهالت خود نبینیم، و تا زمانیکه تعرض و کجروی های دیگران، عدالتخواهی و قانونمندی را در ما بیدار نکند، باید خود را لایق همانی دانیم که بر ما میرود.

در ششم ماه می، هییت مدیره اسامی شش کاندیدای انتخاباتی ، بیژن احمدی، سوده قاسمی، هومن شیرازی، مروارید زارع زاده، یاسمین داداشی، و محسن خانیکی را اعلام میکند. مناظره کاندیدا ها با حضور این شش نفر امسال از طریق فیسبوک در تاریخ 16 ماه می برگزار میگردد که در دو ویدئو موجود میباشند. انگاری کاندیدا ها به این مناظره اکتفا کرده و لازم نمی بینند که امسال برنامه ای ارائه دهند. البته حضور بیژن احمدی و سوده قاسمی مشخص کننده آن میباشد که فعالیت های سال آینده در مسیر فعالیت های امسال ادامه خواهند داشت. برای بوجود آمدن تغییر در روند فعالیت ها و نحوه برخورد هییت مدیره با اعضاء میبایست چشم امید به هومن شیرازی دوخت که با در اقلیت قرار داشتن نباید انتظار زیادی از ایشان داشت. از نکات جالب امسال انصراف محسن خانیکی و یاسمین داداشی میباشد که همزمان، به یک دلیل، و از طریق یک نامه مشترک صورت میگیرد. بعد از برنامه فله ائی هفت کاندیدای ائتلافی سال گذشته، انصراف فله ائی این دو کاندیدا، و انتخابات فله ائی امسال که قرار است با یک آری به چهار کاندیدا رای داده شود، که بدون آن هم به هییت مدیره راه خواهند یافت، بهتر میتوانیم به دموکراسی فله ائی پی بریم که این جوانان مبتکر آن میباشند.

 

 

May 04, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

May 11, 2017
با تشکر از ایران استار و شهرما

گروگان گیری یک یتیم

نه باز شد! نه رفع شد!

چه باید کرد؟ بی شک ادامه راه، خود بخود راه حلی نمی آورد. فقط با تغییر روش است که میتوان انتظار آنرا داشت که روند تغییر کرده و افق دیگری نمایان گردد. بخصوص با وقایعی که پیرامون ویدئو های جلسه "پرسش و پاسخ" در هفته گذشته در سوشیال مدیا اتفاق افتاد، و پرخاش گری وقیهانه فردی که از ایشان اصلن توقع چنین رفتاری نبود، زنگ خطر هائی را به صدا در میاورند که اوضاع وخیمتر از آنست که میپنداریم. که اگر امروز به فکر چاره ای نباشیم، شاید که فردا دیگر دیر باشد. عده ائی راه حل ها را بوجود آوردن واحدی همچو " انجمن اعضای کنگره ایرانیان"*  میدانند. واحدی مستقل، به ثبت رسیده که بتواند در سه سطح مختلف رسمن عمل نماید:

-         نظارت، گفتگو و جوابگو ساختن هییت مدیره از جایگاه قدرت

-         به صورت موازی با دولت و دولتمردان رابطه برقرار کردن در زمان هائی که هییت مدیره یکطرفه عمل میکند

-         اقدام قانونی زمانی که هییت مدیره مغایر با  اساسنامه عمل میکند (حذف اطلاعات از سایت، حزبی عمل کردن، در نظر نگرفتن حقوق اعضا) 

در راستای این نحوه تفکر و در عکس العمل به نامه  مورخ 10 آپریل بیژن احمدی، رئیس کنگره ایرانیان، دراعتراض به گفتار رنا آمبروز، رهبر حزب کانسرواتیو،  که در مجلس در رابطه با تحریم ها ایراد شده، نامه ای تهیه شده است. در این نامه به سه مورد اشاره میشود:
- درهر چه که به ایران مربوط میشود ایرانیان کانادا عقاید بسیار متفاوتی دارند.
- کنگره ایرانیان نماینده و سخنگوی ایرانیان کانادا نیست.
- وابستگی های بیژن احمدی، ریئس کنگره ایرانیان به حزب لیبرال مانع آنست که ایشان بتواند بی طرفی را رعایت کند.

باشد که با اینگونه فعالیت ها و اطلاع رسانی در جامعه بزرگتر، محدودیت هائی برای هییت مدیره ها بوجود آورد. و با حضور منسجم تر هر گونه جذابیتی را برای فرصت طلبان از میان برداشت.

 

 

 

April 20, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

April 27, 2017
با تشکر از ایران استار و شهرما

قانونمندی

چرا آرام نشسته ایم؟

 

 ناگفته نماند که رفتار اکثریت ما ایرانیان دوگانه میباشد. در محیط های ایرانی و غیر ایرانی، و با ایرانیان و غیر ایرانیان به یک نحو عمل نمیکنیم. ما ایرانیان بطور کلی از یکدیگر توقع بیشتری داشته ولی نسبت به تعهداتمان به یکدیگر احساس مسئولیت کمتری میکنیم. بدون آنکه متوجه این واقعیت باشیم که ما نیز ایرانی بوده و در بوجود آمدن مشکلات سهمی داشته ایم مادام به گله و شکوائیه از ایرانی های دیگر میپردازیم. انگاری روان شرطی شده ما با تغییر محیط معیار هایش نیز تغییر میکند و آنچه را که در محیطی خوار میشمارد، در محیطی دیگر به عنوان هشیاری و زرنگی میداند. وگرنه بعید به نظر میاید که اعضای جوان هییت مدیره کنونی در محیط های دیگر به خود این اجازه را بدهند که با دیگران به همان نحو عمل نمایند که با اعضای این نهاد انجام داده اند.

اگر وابستگی های رئیس و نایب رئیس کنگره را به حزب لیبرال به کنار بگذاریم، با در نظر گرفتن مسیری که این نهاد در سال گذشته انتخاب کرده است، چه بسا که سکوت و عدم فعالیت این نهاد در اطلاع رسانی، حمایت و همکاری با این دو کاندیدا به همین دلایل باشد. حضور یکی از دو کاندیدا های کره ای که در رقابت با کاندیدا های ایرانی میباشد،(این بخش از ویدئو  حذف شده است) در گردهمائی پرسش و پاسخ اخیر کنگره، و برگزاری مجمع عمومی امسال در همان روزی که انتخابات درون حزبی کانسرواتیو ها صورت میگیرد (28 می)، شک و تردید ها را در این رابطه بیشتر تقویت میکنند. هییت مدیره در پاسخ به اعتراض به نحوه عمل سئوال برانگیز خود، عدم امکانات را عنوان مینماید، بدون هیچ توضیحی در برنامه نداشتن را مطرح، و به اساسنامه ای که حمایت از کاندیدا های ایرانی را از وظایف این نهاد میداند اشاره میکند.

 

 

April 06, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

April 13, 2017
با تشکر از ایران استار و شهرما

راز زمین و اسرار آسمان

انتخابات آنلاین

 

 اگر قرار باشد روابط دو کشور را با یک سخنرانی در مجلس و یا چند هزار امضاء تعیین و یا تغییر داد، در کشوری همچو کانادا که از هر گوشه ای از دنیا چند صد هزار مهاجری در آن زندگی میکنند، میبایست هر روز شاهد قطع و یا از سرگیری روابط با کشوری باشیم. همانطور که عده ائی سعی نمودند گناه بسته شدن سفارت را به گردن آن چند نفری که در مجلس حضور پیدا کرده و تمایل خود را از این عمل ابراز داشتند بیاندازند، عده ائی ساده اندیش و فرصت طلب نیز اینبار سعی نمودند از احتمال بازشدن آن بهره گرفته و برای خود نام و نشانی بسازند. تا جائی که اینگونه رفتار ها به خود افراد و سازمان هائی که آنها به آن تعلق دارند مربوط میشود و مسئولیت عواقب آنرا میپذیرند جای بحث و گفتگوئی نیست. ولی زمانی که اینگونه فعالیت ها کل جامعه را در برمیگیرد، موافق و مخالف میبایست هزینه ها را بپردازند، اینگونه رفتار ها غیر اخلاقی و به نحوی خیانت به جمع و سوء استفاده از اعتماد دیگران میباشد.

خوشبختانه با توجه و دقت هائی که در سال های اخیر صورت گرفته است مشکل تقلبات برطرف شده است. ولی مشکل تاثیر گذاری بر انتخابات از طریق آرای وکالتی هنوز پا برجاست، و چه بسا رای گیری آنلاین این مشکل را حاد تر نیز کند. سال گذشته از 304 رائی که به صندوق ریخته شد 114 تای آن، یعنی حدود 38%، که بالاترین رقم تا به امروز بوده است، بصورت وکالتی صورت گرفت. بی شک از آنهائیکه که حتی زحمت یکبار حضور را به خود نمیدهند نباید انتظار مشارکت در فعالیت های جمعی را داشت. این نکته را هم در نظر داشته باشیم که انتخابات تنها فرصتی میباشد که اکثریت اعضاء میتوانند یکدیگر را زیر یک سقف ملاقات کرده و تعلق به کنگره را احساس کنند.

 

March 23, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

March 30, 2017
با تشکر از ایران استار و شهرما

خورشید کوچولو ماندنی شد!

"برای همدیگر مهر و پشتیبان باشیم"

 

حال که سخن از دوروئی و دوگانگی به میان میاید شاید بی مورد نباشد که به "هویت جعلی" که این روز ها در سوشیال مدیا یکی از موضوعات گفتگو شده است نیز بپردازیم. در سال های اخیر پیشرفت های تکنولوژی در زمینه ارتباطات خواسته و ناخواسته ما را به هم بسیار نزدیک تر کرده است. تا اندازه ائی که ما که تا دیروز حتی اسم یکدیگر را هم نشنیده بودیم، امروز از محیط خانه وخانواده یکدیگر آشنائی پیدا کرده ایم. از طرفی صفا، صمیمیت و شفافیت اشکالی نمی بیند که درب و پنجره دل هایمان را به روی یکدیگر باز کنیم. از طرفی دیگر بعضی ها این را فرصت مناسبی دانسته که با تغییر نام و نشان و گذاشتن نقابی بر چهره، نه تنها سرکی به حریم دیگران کشیده، بلکه تعرضی هم به حقوق آنها بنمایند.

متاسفانه نهادی همچو کنگره ایرانیان که یکی از اهداف اصلی اش میبایست رسیدگی به اینگونه موارد باشد، اگر در سال گذشته دوبار به سراغ این عزیزان میرود، برای تکمیل نظر سنجی نمایشی خود، و یا جمع آوری امضاء برای طومار بازگشائی سفارت میباشد. غیر از آن انگاری که این قشر وجود نداشته و این نهاد هم وظیفه و مسئولیتی نسبت به آن ندارد. این را هم باید در نظر داشت که بخش قابل توجهی از این افراد هنوز در سنینی میباشند که میتوانند در فعالیت های جمعی و کارهای داوطلبانه شرکت داشته، و از این طریق نه تنها کمکی برای دیگران باشند، بلکه به زندگی خود نیز معنی دیگری بدهند.

 

 

March 9, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

March 16, 2017
با تشکر از ایران استار و شهرما

وظیفه ما چیست؟

خصوصیات کانادائی ما!

البته اگر کنگره ایرانیان نقش خود را آنطور که میبایست بازی میکرد، سازمان دهی و انجام  فعالیت ها در مسیر منافع کامیونیتی و منافع آنهائی که نتوانستند با ما باشند ساده تر میشد. ولی با مشاهده فعالیت های این نهاد در ده سال گذشته، بخصوص مسیری را که امسال پیش گرفته است، قطع امید از آن نه تنها کار نا بجائی نبوده، بلکه باعث خواهد شد که از انتظار بیهوده و اتلاف وقت جلوگیری کرد. دلیلی نیز وجود ندارد که نتوانیم بدون مداخله این نهاد دست به فعالیت هائی زنیم که از این نهاد توقع داریم.  بخصوص که با پیشرفت های تکنولوژی، اطلاع رسانی، مشارکت جمعی، و بسیاری از فعالیت های دیگر ساده تر گشته اند.

شاید بعضی ها مدعی این امر گردند که برای داشتن چنین خصوصیاتی الزامی به کانادائی بودن و یا زیستن در محیطی آزاد و دموکرات نیست. آنچنانکه در کشور خودمان که از آزادی و دموکراسی بوئی نبرده است، چنین افرادی بسیارند. باید در جواب این دوستان گفت که آنها اکثرن همانهائی میباشند که در دفاع از اصول و مبارزه با بی عدالتی های اجتماعی یا جان خود را از دست داده و یا در پشت میله های زندان به سر میبرند. زمانی که مواردی همچو، ادب، صمیمیت،  بردباری، تحمل دیگری، قانونمندی،  صداقت، شفافیت، عدم خود برتربینی، پایبندی به اصول، و باور به آزادی و دموکراسی، به میان میآیند، باید بپذیریم که ما مهاجرین ایرانی چرخ هایمان لنگ میزنند.

March 09, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

کی کیست؟

میتوان گفت که اکثر فعالیت های جمعی کامیونیتی متاثر از باور های افراد در رابطه با ایران میباشند. طبیعی مینماید که مخالفین با رژیم از بدو حضور در کانادا به سازماندهی خود پرداخته، بصورت علنی و با افتخار فعالیت نمایند. در صورتیکه موافقین از چنین آزادی برخوردار نبوده و نسبت به شرایط زمانی، آنهم بیشتر زیر پرچم عدالتخواهی، دموکراسی و انساندوستی، حضور کمرنگی از خود نشان میدادند. از طرفی در اثر طولانی شدن حاکمیت رژیم، وارد میدان شدن نسل جدید، تغییر و تحولات در مراکز قدرت در ایران، و از طرفی دیگر افزایش، تغییر دلایل، و ماهییت مهاجرت ایرانیان به کانادا در ده سال گذشته، و بخصوص با به سر کار آمدن دولت لیبرال، شرایط برای آشکارعمل کردن جناح موافق فراهم میشود. با وصف این، یکی از دو نماینده ایرانی که جدیدن به پارلمان اتاوا راه یافته است، و کنگره ایرانیان که در تسلط این جناح میباشد، فعالیت های خود را در جهت بازگشائی سفارت، حضور ومخالفت با لایحه 219 در مجلس سنا، فراهم کردن تسهیلات بانکی، رفع تحریم ها، با اینکه بصورت واضح همسو با منافع رژیم و وابستگان آن میباشد را زیر پوشش عناوین دیگر ارائه میدهند.

February 16, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

February 23, 2017
با تشکر از ایران استار و شهرما

کنگره نماینده ایرانیان کانادا نیست!

مخالفت با لایحه 291 برای چیست؟

از نکات قابل توجه دیگر در جلسه سنا، سئوالات یکی از نمایندگان در دقایق 43 میباشد. ایشان نسبت به باورهای کنگره نسبت به اجرای قوانین شرعی اسلامی در کانادا، برابری حقوق زن و مرد، و به رسمیت شناختن کشور اسرائیل سئوالاتی را مطرح میکند. این سئوال پیش میاید که آیا این نشان از جهالت و یا غرض ورزی این نماینده در جهت تحقیر و اسلام ستیزی بوده، و یا حاصل رفتار و اصرار ما ایرانیان در برقراری روابط سیاسی و حمایت از منافع رژیمی میباشد که شاید بعضی از ما در ظاهر از آن گریخته ایم. در هر دو حال به نظر میاید که میبایست برای از میان برداشتن چنین تصاویری در اذهان عموی، یا به نحو دیگری عمل کنیم، یا توجه بیشتری به آنچه انجام میدهیم داشته باشیم، و یا اینکه در پی انجام فعالیت هائی باشیم که عکس این تصاویر غلط را در اذهان عمومی بوجود آورند.

خیال خامی میباشد که تا زمانی که کامیونیتی از اتحاد و همبستگی لازم برخوردار نبوده، بتوان با این صحنه سازی ها در مجلس و یا تهیه طومار های نمایشی، دولتمردان را وادار به شنیدن خواسته های خود کنیم. بخصوص زمانی که آنها را ساده لوح پنداشته و به نکاتی استنداد میکنیم که پایه واساسی ندارند. بطور مثال زمانی که به مخالفت با تحریم ها می پردازیم و به حساب بانکی دانشجوئی که با موجودی هفتصد دلار بسته شده است استناد میکنیم. که آنهم توسط نمایندگان نادیده گرفته نشده و یکی از آنها با تذکر به اینکه این مورد از مشکلات داخلی و در رابطه با نحوه اجرای قوانین توسط بانک ها بوده وربطی به تحریم ها ندارد، سعی میکند ما را از توهم در بیاورد. و یا در اثبات نیاز به بازگشائی سفارت، مورد زهرا کاظمی را از یاد برده، ولی به گفته های هما هودفر، ایرانی کانادائی که به تازگی از بند رژیم آزاد شده تکیه کرده و اصرار میورزیم.

February 02, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

February 09, 2017
با تشکر از ایران استار و شهرما

کار داوطلبانه

این کجا و آن کجا!؟

حس تعلق به کامیونیتی، فرهنگ مشارکت، کار داوطبانه، سازمان و افرادی دلسوز که بتوانند خارج از هر گونه وابستگی های مادی و عقیدتی، نیرو ها را همسو کرده و مدیریت کنند کمبودش به خوبی حس میشود. این کمبود ها هم تا زمانی که تعداد بیشتری از افراد از خود تمایل به کار داوطلبانه، چه در ایستادگی در مقابل فرصت طلبان و چه در جهت رفع کمبود ها نشان ندهند امکان پذیر نمیباشد.

- چرا در میان این دو گروه مشارکتی وجود نداشته و هییت مدیره حتی از اطلاع رسانی گردهمائی حمایتی از سعید ملکپور خود داری مینماید؟
- چرا صدای اعتراض عده ائی که توان برگزاری گردهمائی اول را با چنین عظمتی دارند نباید شنیده شود؟
- چرا هییت مدیره ائی که هفت تن از آنها حتی منتخب مردم نمیباشند، و عدم مشارکت مردمی، نشانی از عدم کارائی آنها میباشد میبایست بر مدیریت این نهاد پر اهمیت اینچنین اصرار ورزد؟
- چرا کامیونیتی، و بخصوص اعضای این نهاد این اجازه را میدهند که چنین اعمالی صورت گیرند؟

January 19, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

January 26, 2017
با تشکر از ایران استار و شهرما

مولتی کالچرالیسم

هواداران - عوامل فرصت طلب - عوامل وابسته

در ادامه مسیر تغییر و تحولاتی که مهاجرین خود باعث بوجود آمدن آنها بوده اند شاید بی مورد نباشد که به تغییرات ساختاری در سیستم حکومتی پرداخته شده و بر تقسیم بندی شهری، ایالتی و کشوری، بخش کامیونیتی نیز افزوده شود. از آنجائیکه که:
- کانادا فرق های ناشی از فرهنگ های مختلف شهروندان را ارج نهاده و به آنها نه به عنوان ضعف بلکه قدرت مینگرد،
- کانادا از کنار هم قرار گرفتن کامیونیتی های مختلف بوجود آمده است،
- هر ساله حدود 1% به جمعیت کانادا از طریق ورود مهاجرین جدید اضافه میگردد،
- اصل برابری میان شهروندان با فرهنگ های مختلف بخشی از اساسنامه کانادا میباشد،این تغییر به نظر الزامی می آید.

شناسائی و تمایز عواملی که در جهت منافع شخصی فعالیت مینمایند، از عوامل وابسته ائی که ماموریت هائی دارند نیز غیر ممکن مینماید. در درجه اول وظیفه خود این افراد میباشد که با رفتار خود از عوامل وابسته فاصله بگیرند، و نه اینکه با برگزیدن فرهنگ سانسور، اختناق، کنترل، بولی گری، قدرت و انحصار طلبی، و اتکاء به نیروی های انتظامی، پا جای پای جمهوری اسلامی بگذارند. کامیونیتی نیز میبایست با چنان آگاهی عمل نماید که امکان سوء استفاده ها به حداقل برسد. رسانه ها نیز اگر منحصرن خود را در اختیارآنها قرار دهند ناخواسته به یکی از آنها مبدل میگردند.

January 05, 2017
با تشکر ازایران استار و شهرما

January 12, 2017
با تشکر از ایران استار و شهرما

دعوت به همت و خدمت

اکتیویزم

با طرح سه سئوال، پیشنهاد مسیری را برای فعالیت های آینده عنوان میکنم:
1- چرا به عنوان کارفرما زمانیکه از قدرت مالی خوبی نیز بهره مند هستیم باز چشم طمع به حقوق کارگران داریم؟
2- چرا با وجود سرمایه هائی که کامیونیتی ما در اختیار دارد هنوز از داشتن مکانی که بتوانیم آنرا "خانه ایرانیان" بنامیم محروم هستیم؟
3- چرا با وجود تعداد قابل توجهی از وکلای جوان هنوز نهادی را بوجود نیاورده ایم که از حقوق کامیونیتی فعالانه حمایت کند؟

تقویت روحیه اکتیویزم که بیشک در ما حس برابری و برادری را ایجاد میکند، اعتماد به نفس افراد و کامیونیتی را نیز بالا خواهد برد. در جهاتی باعث خواهد شد که تصویری که در اذهان بسیاری از ما مهاجران حاکم شده که کشور میزبانی وجود داشته و ما در آن مهمان میباشیم از میان برداشته شود. این میتواند آغازی باشد برای آشنائی با دموکراسی و نهادینه کردن آن که لازمه بوجود آمدن روحیه اکتیویستی میباشد. امسال کانادا صد و پنجاه سال وجودیت خود را جشن میگیرد. آیا این اهانتی به بومیانی که هزاران سال در این سرزمین ساکن بوده اند نیست؟

 

Last Edited 04/06/2019 - For all comments on this site info@signandprint.ca